بدرقه آفتاب در آيينه مطبوعات - گلپايگانى، سيد محمد رضا - الصفحة ٦٣ - ب آيت الله طاهر شمس
خود ايشان بايد مطالب را روى پايه صحيحى گذاشت.
حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى از معدود افرادى بودند كه ملكه نفسانى در آنها بارور شده است و حتى در امور عادى روزمره چه رسد به مسائل و اقدامات سياسى تمام سعى خود را بر اين معطوف كرده بودند كه وظيفه خود را انجام بدهند و در تمام امورات خدا را راضى نگه بدارند. از اينرو بالاترين ويژگى ارزنده ايشان همين مراقبت نفسانى بود و همين عامل نفوذ در قلوب مردم شده بود.
آن مرجع فقيد و بزرگوار از شاگردان آيت اللّه العظمى حايرى مؤسس حوزه علميه قم بودند. نقل شده است كه مرحوم حاج شيخ به ايشان پيغام داده بود كه از اراك به قم بيايند و به اصطلاح نان و پنيرى با هم بخورند كه منظور حاج شيخ، ايفاى نقش مؤثر ايشان در حوزه بوده است.
از خاطرههايى كه اينجانب دارم اين است كه چنانچه گاهى راجع به اوضاع انقلاب و سختىهاى آن صحبت مىكردم، ايشان از زمان مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى مؤسس حوزه علميه قم و فشارهاى پهلوى ملعون سخن به ميان مىآورند كه مىخواست حوزه نوپاى علميه قم را ريشهكن كند.
مىفرمودند: يك بار توسلى به حضرت حجة بن الحسن- عجل اللّه تعالى فرجه الشريف- داشتم در عالم رؤيا خدمت آن حضرت رسيدم، گرچه آن حضرت را نمىديدم اما، مىدانستم كه آن بزرگوار آنجا تشريف دارند، صفحهاى نورانى مشاهد كردم كه روى آن جملهاى به زبان عربى با كلمات نورانى نوشته شده بود كه «اگر سختىها به شما روى آورد فعليكم بشيخ عبد الكريم» بعدا اين خواب را خدمت مرحوم حاج شيخ تعريف كردم، مرحوم حاج شيخ فرمود اگر اين خواب شما از رؤياهاى صادقه باشد بايد پشت كرد و چماق خورد، چون نظر من اين است كه براى حفظ حوزه نوپاى قم بايد مماشات كرد و اگر بخواهيم الان علم مبارزه را بلند كنيم اينها حوزه را نابود خواهند كرد.
از جمله خاطرههايى كه از ايشان دارم اين است كه مىفرمودند: من در زمان حاج شيخ به مشهد نرفته بودم، از استادم اجازه خواستم كه به مشهد مقدس مشرف شوم، ايشان فرمودند: تصور مى كنم اگر مشرف شوم شايد نيازمند شوى و