روابط متقابل خلفا با خاندان پيامبر
(١)
مقدمه مجمع
٧ ص
(٢)
پيشگفتار
٩ ص
(٣)
نصوصى از خلافت على (ع)
١٧ ص
(٤)
1- حديث ثقلين
١٧ ص
(٥)
2 حديث انذار عشيره
١٨ ص
(٦)
3 حديث ده فضيلت
١٩ ص
(٧)
4- لفظ ديگرى از حديث منزلت
٢١ ص
(٨)
5 حديث عبايه ربعى
٢٢ ص
(٩)
بررسىتفصيلى روابط متقابل خاندان پيامبر (ص) با خلفا
٢٥ ص
(١٠)
نامگرفتن برخى از خاندان على (ع) به نام خلفا
٢٥ ص
(١١)
مشاوره خلفا با على (ع)
٢٦ ص
(١٢)
ازدواج ام كلثوم با خليفه دوم
٢٧ ص
(١٣)
روابط متقابل عايشه با خاندان پيامبر
٣١ ص
(١٤)
عيادت على و ابن عباس از عايشه
٣٤ ص
(١٥)
روابط متقابل خلفا و على (ع)
٣٧ ص
(١٦)
رابطه صحابه با على (ع)
٣٩ ص
(١٧)
الف) پيمانشكنى امت
٣٩ ص
(١٨)
پيمانشكنى امت كنار زدن على (ع) از خلافت بود
٤١ ص
(١٩)
مظلوميت على (ع)
٤٢ ص
(٢٠)
ب صحابهاى كه از حوض طرد مىشوند
٤٢ ص
(٢١)
روابط خلفا با على (ع)
٤٧ ص
(٢٢)
روابط خلفا با فاطمه زهرا (عليهاالسلام) در مسئله فدك
٥١ ص
(٢٣)
فاطمه (عليهاالسلام) بضعه پيامبر (ص)
٥١ ص
(٢٤)
نمودارى ديگر در چگونگى روابط خلفا با خاندان پيامبر (ص)
٥٣ ص
(٢٥)
حديث ابن ابى شيبه در تهديد به احراق
٥٣ ص
(٢٦)
حديث بلاذرى
٥٧ ص
(٢٧)
حديث طبرى
٥٧ ص
(٢٨)
پرسش بى پاسخ
٥٨ ص
(٢٩)
نمونههايى چند از احاديث اهلسنت
٦٣ ص
(٣٠)
حديث كشف بيت (عليهم السلام)
٦٣ ص
(٣١)
ابن ابىدارم و حديث تهاجم
٦٤ ص
(٣٢)
تهاجم بر بيت در حديث جوينى
٦٦ ص
(٣٣)
شهادت «محسن» و تحريف تاريخ
٦٩ ص
(٣٤)
پاسخ به يك سؤال
٧٠ ص
(٣٥)
تهاجم بر بيت و شهادت حضرت فاطمه (عليهاالسلام) در كتابهاى شيعه
٧٥ ص

روابط متقابل خلفا با خاندان پيامبر - كاردان، رضا - الصفحة ٥٤ - حديث ابن ابى شيبه در تهديد به احراق

عليهِ فانصرفوا راشدينَ فروا رأيَكُم ولا ترجِعوا اليَّ فانصرفوا عنها فَلَمْ يَرجعوا إليها حتى بايعوا لابي بكرٍ.[١]

ابن ابى‌شيبه (كه استاد بخارى، مؤلف «صحيح» بخارى، است و بخارى از وى در صحيحش فراوان روايت كرده است،) به سند صحيح از زيد بن اسلم از پدرش اسلم چنين روايت كرده است:

پس از در گذشت پيامبر (ص) هنگامى كه براى ابى‌بكر بيعت گرفته مى‌شد، على (ع) و زبير بر فاطمه، دختر رسول خدا (ص) وارد مى‌شده و با وى درباره كارشان به مشورت مى‌پرداختند. اين موضوع به عمر بن الخطاب رسيد وى آمد بر فاطمه (عليهاالسلام) داخل شد.

گفت: اى دختر پيامبر خدا، به خدا سوگند هيچ كس از پدرت نزد ما محبوب‌تر نيست و پس از پدرت هيچ كس از تو نزد ما محبوب‌تر نمى‌باشد و به خدا سوگند چنانچه اين چند نفر (كه در خانه براى مشاورت و گفت‌وگو آمد و شد دارند) همچنان به كار خويش ادامه دهند. محبوبيت مذكور مانع من نخواهد شد كه خانه را بر آنان آتش بزنم.

هنگامى‌كه عمر بيرون‌رفت، آنان‌به خانه فاطمه آمدند فاطمه (ع) به آنان گفت: مى‌دانيد عمر نزد من آمده و به خدا سوگند خورده است كه اگر شما بازگرديد، خانه را بر شما آتش بزند و به خدا سوگند، وى سوگند خويش را عملى خواهد كرد، حال خود دانيد. آنان رفتند و ديگر باز نگشتند تا اينكه با ابى‌بكر بيعت كردند.


[١] . المصنف/. ج ٧/ ص ٤٣٢/ باب ٤٣/ ما جاء فى خلافة ابى‌بكر/ ح ٤٥، ٣٧.