روابط متقابل خلفا با خاندان پيامبر - كاردان، رضا - الصفحة ٣٢ - روابط متقابل عايشه با خاندان پيامبر
و در باره دوم (عبدالله بن عثمان خيثم) ابن حبّان گفته است: «كان يخطيء» وى در حديث اشتباه كار بود[١] و علماى حديث مىدانند كه از شرائط اعتبار حديث، وجود ضبط و حفظ است و خطا و فراموشى راوى، حديث وى را از اعتبار ساقط مىكند.
ثانياً: دعايى كه از عايشه روايت شده، پس از شهادت آن حضرت بودهاست و تمجيد بعد از شهادت دلالت بر صميميت و دوستى قبل از شهادت ندارد.
ثالثاً: در تاريخ موارد بسيارى وجود دارد كه حاكى از عدم صميميت و دوستى ميان آنان بودهاست كه چند نمونه آن را يا دآور مىشويم:
١. ابنسعد چنين مىگويد: «إنّ عائشةَ زوجَ النبيَ (ص) قالتْ لمّا ثقل رَسول اللهِ (ص) واشتدِ بِهِ وجعُهُ استاذَنَ ازواجَهُ في أنْ يمرَّضَ في بيتي فأذٍنَ لَهُ فخرجَ بينَ رجلينِ تخطُّ رِجلاهُ في الأرضِ بينَ ابنعبّاسٍ تعني الفضلَ و بين رجلٍ آخرٍ و قال عبيداللهِ فأخبرتُ ابنعبّاسٍ بما قالتْ قالَ: فهلْ تدري من الرجلُ الآخر الذي لم تسمّ عائشةُ؟ قالَ: قلتُ: لا قال ابنُعبّاسٍ: هو عليُّ إنّ عائشةَ لا تطيبُ لهُ نفساً بخيرٍ».
عائشه همسر پيامبر (ص) گفت: موقعى كه بيمارى پيامبر (ص) شدّت يافت از همسرانش اذن گرفت كه در خانه من بسترى شود. آنان اذن دادند. سپس در حالى كه پاهايش به زمين كشيده مىشد، توسط دو نفر «فضل بنعباس» و مردى ديگر بيرون آمد.
[١] . تهذيب التهذيب/ ج ٥/ ص ٢٧٥/ دارالفكر