فضايل و برکات نماز شب
(١)
مقدمه
٩ ص
(٢)
جايگاه و اهميت شب زنده داري و سحرخيزي
١٥ ص
(٣)
معناي تهجّد و کيفيت نماز شب
٢٢ ص
(٤)
نماز شب در قرآن
٢٥ ص
(٥)
نماز شب در احاديث
٢٩ ص
(٦)
فضائل و برکات نماز شب
٣٥ ص
(٧)
موانع شب خيزي
٤٣ ص
(٨)
نماز شب در قصص و حکايات
٤٩ ص
(٩)
پيامبر
٤٩ ص
(١٠)
نماز حضرت علي
٥٠ ص
(١١)
نماز امام حسين
٥١ ص
(١٢)
عابدترين مردمان فاطمه الزهرا (س)
٥٢ ص
(١٣)
زينب و نماز شب
٥٢ ص
(١٤)
استجابت دعاي محمدتقي مجلسي
٥٣ ص
(١٥)
دنيا و آخرت در نماز شب
٥٤ ص
(١٦)
نماز شب آقاي نجفي قوچانيv
٥٤ ص
(١٧)
نماز شب خوانان
٥٥ ص
(١٨)
نماز شب امام خميني
٥٥ ص
(١٩)
بيدار کردن براي نماز شب
٥٥ ص
(٢٠)
جاري شدن آب در وسط بيابان
٥٦ ص
(٢١)
مقيد بودن آيت الله شهيد قدوسي
٥٦ ص
(٢٢)
حالات شهيد مطهري در نماز شب
٥٧ ص
(٢٣)
هم صدا شدن در و ديوار
٥٧ ص
(٢٤)
نماز علامه اميني
٥٨ ص
(٢٥)
عالمي که در بستر نخوابيد
٥٨ ص
(٢٦)
مقيّد بودن به نماز شب
٥٨ ص
(٢٧)
آقا بيدار شو
٥٩ ص
(٢٨)
بيداري آخر شب از او فوت نشد
٥٩ ص
(٢٩)
آيت الله العظمي مرعشي نجفي
٥٩ ص
(٣٠)
شيخ عباس قمي
٦٠ ص
(٣١)
صداي گريه و ناله امام خميني
٦٠ ص
(٣٢)
سخني از فرزند شهيد مطهري
٦١ ص
(٣٣)
تقيّد شهيد مطهري از سن تکليف
٦١ ص
(٣٤)
برخيز و نماز شب بجاي آر
٦١ ص
(٣٥)
نماز ملّا محمدتقي برغاني قزويني شهيد محراب
٦٢ ص
(٣٦)
گريه کردن شيخ عباس قمي
٦٣ ص
(٣٧)
نماز شب آن پير 80 ساله
٦٣ ص
(٣٨)
گريه امانش را بريد
٦٤ ص
(٣٩)
نماز شيخ آقا بزرگ تهراني
٦٥ ص
(٤٠)
نماز شب امام خميني در هواپيما
٦٥ ص
(٤١)
گريه امام خميني
٦٦ ص
(٤٢)
هشدار کاشف الغطاء به فرزندش
٦٦ ص
(٤٣)
منابع و مآخذ
٦٩ ص

فضايل و برکات نماز شب - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٤

هشدار کاشف الغطاء v به فرزندش

در حالات آيت‌الله کاشف الغطاء (ره) آمده که در يکي از شب ها براي تهجّد برخاست. فرزند جوانش را از خواب بيدار کرد و فرمود: «برخيز به حرم مطهر مشرف شده و آنجا نماز بخوانيم».

فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعت شب برايش دشوار بود در مقام اعتذار بر آمده و گفت: «من اکنون مهيّا نيستم، شما منتظر من نباشيد، بعد مشرف مي‌شوم».

فرمود: «نه، من اينجا ايستاده‌ام، برخيز، مهيا شو که با هم برويم».

آقازاده به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند.کنار در صحن مطهّر که رسيدند آنجا مرد فقيري را ديدند نشسته و گدايي مي‌کند؛ آن عالم بزرگوار ايستاد و رو به فرزندش فرمود: «اين شخص در اين وقت شب براي چه اين جا نشسته است؟»گفت:«براي تکدّي از مردم». فرمود:«آيا چه مقدار پول ممکن است از طرف رهگذران عايد اوگردد.