فضايل و برکات نماز شب - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٦
برخيز و نماز شب بجاي آر
شهيد ثالث e ميگويد: «وقتي که کاشف الغطاء (ره) وارد قزوين شد به منزل برادرم (ملّا محمدصالح) منزل کرد و آن مکان بوستان بزرگي بود.
ميهمانان هر يک در جايي خوابيدند، من هم در گوشۀ باغ به استراحت پرداختم. چون پاسي از شب گذشت شيخ مرا آواز داد: «برخيز و نماز شب به جاي آر».
شيخ از من گذشت و من ديگر چشمم گرم شد. ناگاه حس کردم احوالم متغير گشت و گويي درد دلي عارضم شد.
از شدت درد برخاستم. دريافتم اين تغيير حالت به جهت آوازي است که ميشنوم. از پي آن صدا و آواز روانه شدم ،چون به نزديک منبع صدا رسيدم، ديدم شيخ جعفر کاشفالغطاء (ره) با نهايت خضوع و خشوع و تضرع و زاري و بيقراري به مناجات با خداوند سبحان مشغول است؛ نالۀ پاک او آن چنان در قلب من اثر کرد که مدت ٢٥ سال است، از پي آن ناله به نيمه شب بر ميخيزم و با حضرت دوست به مناجات مينشينم.[١]
[١] . نماز راز دوست، ص ٢١٨.