فضائل و برکات نماز جمعه و جماعت در دنيا و آخرت - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٩١ - صداي مؤذن که بلند مي شد به مسجد مي رفتم
فرو ريخته مسجدِ اين ده، با نمازي که چند سال قبل در مسجد گوهرشاد (مشهد) به ايشان اقتدا کردم. و نيمي از مسجد گوهرشاد و تمامي يک شبستان از جمعيتي که به او اقتدا کرده پر بود. از لحاظ طمأنينه و قرائت و همه ذکرهاي واجب و مستجب ذرهاي تفاوت نداشت.[١]
﴿برگزاري نماز جماعت در روز حمله مأمورين شاه به فيضيه﴾
آيتالله اميني ميگويد: در آن روز، من ابتدا در مدرسه فيضيه بودم. وضع مجلس و مدرسه را غيرعادي ديدم. در وسط مجلس از مدرسه بيرون و به منزل امام خميني رفتم، چند نفر ديگر از طلاب در حضور امام نشسته بودند. من وضع مدرسه را تعريف ميکردم، در همين حال چند نفر از طلاب کتک خورده و زخمي وارد منزل امام شدند و جريان مدرسه را تعريف کردند که طلاب را زدند و کشتند و زخمي کردند.
يکي از طلاب به امام عرض کرد اجازه بدهيد در منزل را ببندند، مبادا به منزل حمله کنند. امام فرمودند: نه اجازه نميدهم. يکي از علماء که از دوستان امام هم بود، در کنار ايشان نشسته بود، عرض کرد: پيشنهاد بدي نيست اجازه بدهيد در را ببندند، خطرناک است. فرمودند: گفتم نه، اگر اصرار کنيد از خانه خارج ميشوم و به خيابان
[١] . فضيلتهاي فراموش شده ، ص١٣٦؛ نماز خوبان ، ص١٠٣.