فضائل و برکات نماز جمعه و جماعت در دنيا و آخرت - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٣٥ - نخستين نماز جمعه در اسلام
﴿کار خوبي کردي، به نماز جمعه رفتي﴾
سرکار خانم زهرا اشراقي ، نوه حضرت امامe گفته است: آن زمان که در مراسم نماز جمعه بمبگذاري کرده بودند، من هم در مراسم نماز شرکت داشتم، مادرم و بقيّه فاميل در خانه آقا بودند و همه نگران من بودند، چون خبري از من نشده بود، وقتي وارد خانه شدم ديدم، مادرم معترضانه گفت: تو چرا رفتي؟ تو که باردار بودي چرا رفتي؟ بخاطر بچّهات هم که شده نبايد ميرفتي (البته قبلاً شايع شده بود که آن مراسم را صداميان بمباران ميکنند و يا بمبگذاري خواهند کرد) نگراني مادرم هم از اين جهت بود، ولي آقا که سر ميز ناهار نشسته بودند با خندهاي به من گفتند: (سالمي) و من تشکر کردم، ايشان آهسته به گوش من گفتند: خيلي کار خوبي کردي که رفتي، خيلي ازت خوشم آمد که به چنين نمازي رفتي.[١]
﴿تمام اين امور را وا ميگذارم و به نماز جمعه ميروم﴾
از مرد شايستهاي از سبب توبه او پرسيده شد، پاسخ داد: من مرد دهقاني بودم، شبي از شب ها بر من چند کار، گرد آمد، يکي آنکه محتاج بودم که زراعت خود را آبياري کنم و بار گندم را به آسياب برم و حمارم گم شد، پس با خود گفتم اگر به جستن الاغ مشغول شوم، آب دادن
[١] . همان ، ص ٧٤-٧٥.