دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧ - جغتایی، زبان و ادبیات
جغتایی، زبان و ادبیات
نویسنده (ها) :
حسین شیخ
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَغَتایی، زَبانْ وَ اَدَبیّات، از زبانهای ترکی شرقی که در آسیای مرکزی و بخش اروپایی روسیه از آغاز سدۀ ٩ تا اوایل سدۀ ١٤ق / ١٥-٢٠م، زبان نوشتاری، ادبی و دیپلماسیِ مسلمانان ترک، و میراث ادبی آن زبان بود (جانپُلات، ٧٦٩؛ «دائرةالمعارف ترک»، XI / ٣١٩). این نام برگرفته از نام جغتای، پسر دوم چنگیزخان است که بنا بر وصیت پدرش، ماوراءالنهر را ــ به جز خوارزم ــ به ارث برد و پس از او فرزندانش بر این قلمرو حکومت کردند و به خاندان جغتای مشهور شدند. سپس این نام بر همۀ ترکها و کوچنشینان ترکزبان شدۀ آسیای مرکزی اطلاق گردید و سرانجام به گویش ادبی ترکی آسیای مرکزی گفته میشود که در زمان تیموریان شکل گرفت («دائرةالمعارف دیانت»، VIII / ١٦٨).
این زبان پس از ترکی قراخانیان و ترکی آلتین اردو یا خوارزمی، سومین مرحلۀ زبان ادبی ترکی در آسیای مرکزی، پس از مسلمان شدن ترکها ست (اِکمان، «جغتایی»، ١٣٨). لهجۀ پایۀ این زبان به سبب تاریخ پیچیدۀ پراکندگی قومی مردمان ترکزبان و تغییر جغرافیایی مراکز آنها معلوم نیست (بوشوتِن، ١٦٧؛ جعفر اوغلو، ٧٨٠-٧٨٨).
اصطلاح «جغتایی» را نخستین بار اروپاییان در سدۀ ١٩م به کار بردند (جانپلات، ٧٧٠). گویشوران این زبان از آن به نام تورک تیلی، تورکی تیل، تورک لفظی، تورک الفاظی، تورکچه و تورکچه تیل یاد میکنند (همو، ٧٦٩). تنها امیرعلیشیر نوایی است که اصطلاح «چغتای لفظی» را در میزان الاوزان و محاکمة اللغتین به کار برده است (نک : اکمان، همان، ١٣٩).
ادبیات جغتایی در کنار ادبیات ترکی عثمانی و ترکی آذری یکی از ٣ ادبیات معروف و پررونق ترکی از زمان استیلای مغول تا سدۀ ٢٠م بود (IA, III / ٢٧٠). اکمان محقق برجستۀ مجاری، زبان جغتایی و ادبیات آن را به ٣ دوره تقسیم میکند («ادبیات ... » ، ٣٠٤ ff.):
١. دورۀ پیش کلاسیک
از (نیمۀ دوم سدۀ ٧ تا نیمۀ اول سدۀ ٩ق / نیمۀ اول سدۀ ١٣ تا نیمۀ اول سدۀ ١٥م، که در آن لهجۀ ادبی جغتایی در حال شکلگیری است و زبانی است میان ترکی خوارزمی و جغتایی کلاسیک. از نمایندگان برجستۀ این دوره میتوان از سکاکی، لطفی، عطایی و یوسف امیری نام برد.
٢. دورۀ کلاسیک
از نیمۀ دوم سدۀ ٩ تا نیمۀ اول سدۀ ١١ق / نیمۀ دوم سدۀ ١٥ تا نیمۀ اول سدۀ ١٧م، که دورۀ شکوفایی و اوج ادبیات جغتایی است، بهویژه در زمان حکومت سلطان حسین بایقرا (٨٧٣-٩١١ق / ١٤٦٨-١٥٠٥م)، امیرعلیشیر نوایی، مشاور وی در اعتلا و شکلگیری ادبیات جغتایی نقش اصلی داشت. امیرعلیشیر افزون بر سرودن اشعار و نوشتن کتاب به این زبان، دیگر نویسندگان و شاعران را به سرودن و نوشتن به آن تشویق میکرد؛ از این رو، او را باید پدر ادبیات جغتایی دانست. همچنین خود سلطان حسین بایقرا و بهویژه بابر، مؤسس سلسلۀ تیموری هند، با شاهکارش، بابر نامه، از نمایندگان برجستۀ این دوره هستند. پس از تیموریان خانهای شیبانی نیز به تشویق و ترویج این ادبیات یاری رساندند. شیبانی خان (٩٠٥-٩١٦ق / ١٥٠٠-١٥١٠م) و عبیدالله خان (٩١٦-٩٤٦ق / ١٥١٠-١٥٣٩م) هر دو به این زبان شعر میسرودند و دیوان آنها موجود است («دائرةالمعارف زبان ... »، II / ١٠٣).
٣. دورۀ پساکلاسیک
از آغاز سدۀ ١١ تا آغاز سدۀ ١٤ق / آغاز سدۀ ١٧ تا پایان سدۀ ١٩م، که نمایندۀ برجستۀ این دوره ابوالغازی بهادر خان، نویسندۀ کتابهای شجرۀ تراکمه و شجرۀ ترک است. در کنار او میتوان از رحیم مشرب، اللهیار، نادر گلخانی و عبیدالله ذوقی نام برد.
با فتح آسیای مرکزی به دست روسها در اواخر سدۀ ١٩م، این زبان کمکم کاربرد خود را از دست داد و جای خود را به دیگر گویشهای ترکی چون ازبکی و ترکمنی داد (نیز نک : EI٢, X / ٧٢١-٧٢٦؛ EI١, III / ٩١٥-٩١٧).
آواشناسی
زبان جغتایی از گروه زبانهای ترکی میانه و دارای مصوتهای: a, ā.ı.o.u., e(é), i.ö.ü است. از نظر آوایی در این زبان نسبت به ترکی باستان تغییراتی به وجود آمده است که مهمترین آنها عبارتاند از:
الف ـ تغییرات مصوتها
١. e در هجای اول به i یا é بدل شده است، مانند: eԫik (بیرون) به é / iԫik؛ ٢. ā در هجای اول به o بدل شده است، مانند: ācun (دنیا) به ocun؛ ٣. مصوت هجای اول کلمات، به تبع ü و ö در هجای دوم، بدل به یکی از این مصوتها میشود، مانند: eksük (کم، پست) به öksük؛ tilkü (روباه) به tülkü .
ب ـ تغییرات صامتها
١. ابدال b به m: bing (هزار) به ming ؛ ٢. ابدال b به v: tābıԫgān (خرگوش) به tāvıԫgān ؛ ٣. ابدال p به f: toprāk (خاک) به tofrāk ؛ ٤. گاه y در اول کلمه میافتد: yinka (باریک) به inka ؛ ٥. k گاه به (خ) بدل میشود: doksān (نود)، به tosān ؛ ٦. صامت ـ d ـ به y بدل میشود: bedük (بزرگ)، به biyik ؛ ٧. (چ) پیش از t گاه به ԫ بدل میشود: keti (گذشت، رد شد) به keԫti ؛ ٨. غالباً صامت r در ترکیب ir در افعال میافتد: irsa (بیاید) به isa ؛ ٩. برخی از صامتها که میان دو مصوت قرار دارند، مشدد میشوند: sākāl (ریش)، به sākkāl.
پسوندها
١. پسوند یا نشانۀ جمع: kuԫ-lār:-lār, -lar (پرندگان)؛ ٢. پسوند حالت اضافی: su-nıng :-ning, -nıng (از آنِ آب)؛ ٣. پسوند حالت بایی: -gā, -ga kōz-ga :-kā, -ka; (با چشم)؛ ٤. پسوند حالت دری: kıԫ-tā : -tā, -ta; -dā, -da (در زمستان)؛ ٥. پسوند حالت رایی: -ni, -nı: su-nı (آب را)؛ ٦. پسوند حالت ازی: ot, -tın: -tin, -tın; -din, -dın (از آتش)؛ ٧. پسوند تشبیه: özga-ca : -ā, -a (مثل دیگری)؛ ٨. پسوند اتصال: (-ın, -in; -un, -ūn) kündüz-ūn : -n (مالِ روز)؛ ٩. پسوند جهت: il-gari : -rā; -kari, -kārı, -gārı, -garū (به جلو)؛ ١٠. پسوند مالکیت: اول شخص مفرد: -m ؛ دوم شخص مفرد: -ng ؛ سوم شخص مفرد: -sı ؛ اول شخص جمع: -mız؛ دوم شخص جمع: -ngız ؛ سوم شخص جمع: -lār / -lar .
ضمایر شخصی
اول شخص مفرد: min ؛ دوم شخص مفرد: sin ؛ سوم شخص مفرد: ol ؛ اول شخص جمع: biz ؛ دوم شخص جمع: siz (محترمانه و جمع: sizlar)؛ سوم شخص جمع: olar.
افعال
مضارع ساده: ضمایر شخصی+dur+-a / -e, -y + ریشه: tāpādurmin (مییابم)؛ مضارع التزامی: ضمایر شخصی + -(a / u)r+ ریشه: kalūrmin (بیایم)؛ گذشتۀ ساده: ضمایر شخصی + miԫ / mıԫ + ریشه: bolmıԫmin (شدم)؛ گذشتۀ نزدیک: ضمایر متصل + di + ریشه: kördüm (دیدم)؛ گذشتۀ نقلی: ضمایر شخصی + dur + ریشه: koyupdurmin (گذاشتهام)؛ گذشتۀ بعید: ضمیر متصل + di + ریشه: bārıpardim (رسیده بودم)؛ آینده: ضمیر شخصی + -gāy + ریشه و ضمیر متصل + -gu + ریشه: bolgāymin (خواهم شد)؛ ālgum (خواهم گرفت).
قیدها
از میان قیدهای جغتایی میتوان به baԫtopan (نخست)؛ tānglā (فردا)؛ niya، nadin و nāyu (چرا)؛ nia (چگونه، چقدر)؛ niūk (برای چه)؛ niūn (چرا)، gāy(u) (کدام)؛ gāān (کِی)؛ gānı، gāndā، gāydā (کجا)، و gāndin (از کجا) اشاره کرد (برای توضیح بیشتر، نک : بوشوتِن، ١٦٩-١٧٧؛ اکمان، «جغتایی»، ١٤٣-١٦٠؛ جانپلات، ٧٧١-٧٧٤؛ IA, XII / (٢) ٤٨٦-٤٨٩).
زبان و ادبیات جغتایی تأثیر بسیاری از زبان و ادبیات فارسی پذیرفته است، چرا که همۀ شاعران و نویسندگان آن با زبان و ادب فارسی آشنایی کامل داشتند. لطفی، شاعر دورۀ نخست ادب جغتایی، نوایی و بسیاری دیگر در کنار سرودن شعر جغتایی، به فارسی نیز شعر میگفتند. از سوی دیگر، بیشتر متون ادبی جغتایی ترجمۀ آثار ادبیات فارسی است. امیرعلیشیر نوایی آثار جامی را به جغتایی ترجمه میکرد. افزون بر اینها، تأثیر ساختار دستوری و لغوی نیز بسیار نمایان است. نیمی از واژههای ادبی این زبان، فارسی است. از نظر دستوری نیز ویژگیهایی چون حرف عطف و ربط، یای اشاره و یای وحدت و بهویژه ساخت اضافه (مضاف و مضافٌالیه) از فارسی به جغتایی راه یافته است ( ایرانیکا، IV / ٣٣٩-٣٤٢).
از میان واژهنامههایی که برای این زبان نوشته شده است، میتوان از مهمترین آنها یعنی سنگلاخ اثر میرزا مهدی خان استرابادی نام برد که بهویژه شامل شرح دشواریهایِ لغوی اشعار امیرعلیشیر نوایی است. کتاب لغت جغتای و ترکی عثمانی سلیمان افندی نیز مشهور است (دربارۀ سایر فرهنگها، نک : کانار، ٢٠٦-٢٠٩).
مآخذ
Boeschoten, H. and M. Vandamme, «Chaghatay», Turkic Languages, eds. L. Johanson and E. A. Csato, New York, ١٩٩٨; Caferoğlu, A., «Altın-orda (Altın-ordu) Türk illeri ve Çağatay Türkçesi, geliŞmesi kaynakları ve karakteri», Türkler, yeni Türkiye yayınları, Ankara, ٢٠٠٢, vol.VIII; Canpolat, M., «Çağatay dili ve edebiyat», ibid; Eckmann, J., «Das Tschaghataische»; Philologiae Turcicae Fundamenta, ed. Deny et al.,Wiesbaden, ١٩٥٩, vol.I; id, «Die Tschaghataische Literature», Philologiae Turcicae Fundamenta, ed. Bazin et al., Wiesbaden, ١٩٦٤, vol. II; EI١, EI٢; IA; Iranica ; Kanar, A., Türk dili tarihi, Istanbul, ٢٠٠٥; Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٣; Türk dili ve edebiyati ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٧; Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٣.
حسین شیخ