نقش اسلام در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٥ - ٦ - ارتباط انسان با خدا
آنان را در كليساها محصور و دست آنان را از دنياى مردم به دور كردند.
ولى خرافات اناجيل و زورگويىهاى كليسا كار خود را كرد و غربىها نه تنها متنفر از كليسا و دوكانداران آن (كشيشان) شدند كه منكر همه اديان و حتى منكر خداوند جهان هم گرديدند و يا حداقل در تصديق به وجود او متوقف شدند، و گاهى گفتند خداوند عالم را خلق كرد و امر تدبير ما را به خود ما واگذار نمود و بالاخره انسان خود را به جاى خداوند و خودمختار كامل فرض كرد
و همين فرضيه سرآغاز بدبختىهاى زياد اخلاقى و اجتماعى شد.[١]
جهانبينى الهى و آيديولوژى اسلامى، اگر به طور صحيح درك و كما هو حقه فهميده شود. به شكل اتومات، اخلاق انسانى تقويت مىشود و خصال حيوانى مهار، و آدمى به خدمت خالصانه همنوعان خود كوشا و پويا مىگردد و اوضاع بينالمللى شكل ديگرى به خود مىگيرد.
[١] - غربىها در طرد دين دروغين كليسا حق به جنب بودند ولى در انكار مطلق دين آسمانى مقصر شناخته مىشوند آنان از اسلام آگاهى نداشتند و نه در پى تحقيق آن برآمدند.