دين و اقتصاد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٤ - سوسياليزمى سوسياليزمى و اشتراكى بر چهار ركن استوار است
كارگران و موظفين است[١] كه سوسياليزمى براى دفاع از آن بگمان خود بجنگ كاپيتاليزمى بپا خاسته بود و بالاخره سوسياليزمى چون كاپيتاليزمى دزد و سارق و خائن براى كارگران از كار در مىآيد.
ايراد سوم آنست كه نظام طبقاتى هرگز محو شدنى نيست زيرا حكومت و ملت دو طبقه را تشكيل ميدهند، حكومت طبقه مقتدر و مسلط بر تمام وسائل توليدى و منابع حياتى، و ملت طبقه محكوم و فاقد همه چيز، اگر
[١] فرض كنيد يك فرد در اثر استعداد طبيعى خود اختراعى كرد كه كشور خود را از سقوط و شكست نجات داد، يا تحول بزرگى در عالم صنايع و يا زراعت وجود آورد كه سبب تقويه وضع اقتصادى ميلونها نفر از كشورش شد آيا مزد او با مزد يك جاروبكش مساوى خواهد بود؟!! هر چند مصارفى كه براى تحصيل و تعليم او در زمان درس خواندن او شده نيز حساب شود و حتى تمام استفادههائيكه از محيط خود نموده در نظر گرفته شود باز هم مزد و حق او بيشتر است« دقت كنيد»