دين و اقتصاد
(١)
دين و اقتصاد
١ ص
(٢)
تمهيد سازنده اصلى و يا زيربناى زندگانى
٧ ص
(٣)
سازنده اصلى فكر است
٨ ص
(٤)
غريزه جنسى و تأثير آن
١١ ص
(٥)
نقش نژاد
١٢ ص
(٦)
تاثير محيط
١٣ ص
(٧)
تأثير وسائل توليد
١٣ ص
(٨)
تفصيل نظريه ماركسيزم
١٧ ص
(٩)
زيربناى وسائل توليد؟
١٩ ص
(١٠)
شواهد ششگانه بر بطلان خيالات ماركسيزم
٢١ ص
(١١)
دين از چه پيدا شده؟
٢٦ ص
(١٢)
سخنى در پيدايش فلسفه
٢٨ ص
(١٣)
كنترل نسل يا كنترل هوس
٣٢ ص
(١٤)
تحديد نسل ممنوع نيست ولى آيا خوبست؟
٣٤ ص
(١٥)
تسريع توليد بهتر از تحديد نسل
٣٦ ص
(١٦)
اقسام خواستنيها
٤٠ ص
(١٧)
ملكيت
٤٦ ص
(١٨)
انتقاد بر كمونيزمى
٤٩ ص
(١٩)
مفاسد ملكيت فردى
٥٠ ص
(٢٠)
مهار كردن ملكيت در اسلام
٥٣ ص
(٢١)
حدود توليد
٥٥ ص
(٢٢)
حدود تصرف مالكانه
٥٧ ص
(٢٣)
قيود مصرف
٥٩ ص
(٢٤)
تربيت و ملكيت
٦١ ص
(٢٥)
اقسام ملكيت
٦٩ ص
(٢٦)
ملكيت دولت
٧١ ص
(٢٧)
توضيحى درباره انفال
٧٤ ص
(٢٨)
دو نكته ديگر
٧٩ ص
(٢٩)
ملكيت عمومى و موارد آن
٨١ ص
(٣٠)
اقسام زمينها در اقتصاد اسلامى
٨٣ ص
(٣١)
مالكيت در روشهاى ديگر اقتصادى
٨٧ ص
(٣٢)
سوسياليزمى سوسياليزمى و اشتراكى بر چهار ركن استوار است
٩٠ ص
(٣٣)
ملى كردن وسائل توليد
٩٦ ص
(٣٤)
كمونيزمى
١٠٠ ص
(٣٥)
بيالوژى انسان مخالف كمونيزم است
١٠٢ ص
(٣٦)
تحديد مالكيت
١٠٥ ص
(٣٧)
عوامل توليد
١١٠ ص
(٣٨)
شروط توليد
١١٢ ص
(٣٩)
احاديث تشويق بكار
١١٤ ص
(٤٠)
قوانين اسلامى در كار
١١٦ ص
(٤١)
اهميت ممتاز كار در اسلام
١١٨ ص
(٤٢)
كمونيسم و عوامل توليد
١٢١ ص
(٤٣)
سرمايه دارى و عوامل توليد
١٢٢ ص
(٤٤)
مقايسه
١٢٣ ص
(٤٥)
قيمت از چه پيدا ميشود؟
١٢٦ ص
(٤٦)
دو قيمت اختراعى ماركسيزم
١٢٧ ص
(٤٧)
دو قيمت، واقعيت ندارد و اساس قيمت رغبت است نه كار تنها
١٣٠ ص
(٤٨)
تعادل ثروت با عوامل توليد
١٣٤ ص
(٤٩)
ارزش اضافى
١٣٥ ص
(٥٠)
مشروع بودن ربح مالك
١٣٧ ص
(٥١)
عوامل توليد
١٣٩ ص
(٥٢)
عمل اقتصادى
١٤٠ ص
(٥٣)
دوم حاجت
١٤٦ ص
(٥٤)
سوم ثروت
١٥٢ ص
(٥٥)
كاپيتاليزمى
١٥٤ ص
(٥٦)
فهرست مطالب كتاب
١٦١ ص

دين و اقتصاد - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٢ - سوم ثروت

فعلى ما مردمى مستحق گفته ميشوند كه در اول اسلام غنى گفته ميشدند و كسانيكه در محيط فعلى نگارنده غنى و غير محتاج شمرده ميشوند، در كشورهاى صنعتى بزرگ محتاج و مستحق ميباشند. غرض توزيعى كه بر اساس احتياج صورت مى‌گيرد آنقدر محدود نيست كه باندازه (بخور و نمير) باشد بلكه در فرض توان مالى ميشود محتاج را باندازه امثالش غنى گردانيد تا كمبودى نسبت بديگران در زندگى خود نداشته باشد.

سوم ثروت‌

سابقا دانستيم كه اسلام ملكيت فردى را روى دلائل قاطعى قبول فرموده ولى براى آن حدود و قيودى قائل شده تا از مفاسد مالكيت آزاد جلوگيرى بعمل آيد، و لذا ثروت مشروع يكى از اسباب توزيع ميباشد.

مثلا ميشود مال را اجاره داد و از مزد آن استفاده كرد، و ميشود كه مال را بعنوان مضاربه داد و با عامل‌