فرهنگ نامه امنيت ملى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤
كرد؛ چرا كه مىگفت: اگر على بميرد، نمىدانم مرگش چگونه است!؟ و اگر كشته شود- كه اميد داريم كشته شود-، برايش اميدوارم [كه اهل نجات باشد]!
١١٥. الغارات- به نقل از سعيد اشعرى-: على عليه السلام هنگام حركت به سوى نهروان، مردى از قبيله نخع را جانشين كرد كه نامش هانى بن هوذه بود.
وى به على عليه السلام نامه نوشت كه [دو گروهِ] غنى و باهله، فتنه كردهاند و دعا كردهاند كه دشمنت پيروز گردد.
على عليه السلام به او نوشت: «آنان را از كوفه بيرون كن و هيچ يك از آنان را رها مكن».
١١٦. تاريخ الطبرى- به نقل از محلّ بن خليفه-: مردى از قبيله بنى سدوس كه نامش عَيْزار بن اخنس بود و به باورهاى خوارج اعتقاد داشت، به سمت آنان حركت كرد. در بيرون مدائن، با عدىبن حاتم رو به رو شد كه همراهش اسود بن قيس مرادى و اسود بن يزيد مرادى بودند.
عيزار، وقتى با عدى روبه رو شد، گفت: آيا سالمِ بهرهبَرى يا ستمگرِ گنهكار؟
عدى گفت: سالمِ بهرهبَر.