فرهنگ نامه امنيت ملى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢ - ٣/ ١١ نرمخويى تا زمانى كه توطئه در كار نباشد
گفت: «لا حكم الّا للَّه؛ حكمرانى جز براى خداوند نيست!».
مردى ديگر هم به پا خاست و گفت: «لا حكم الّا للَّه!». آنگاه خوارج از گوشههاى مسجد، به پا خاستند. على عليه السلام با دست به آنان اشاره كرد كه بنشينند [و فرمود:] «آرى؛ لا حكم الّا للَّه! سخنى كه از آن، باطلْ طلب مىشود. بر پايه حكم خداوند به شما مىنگريم. بدانيد كه براى شما نزد من، سه ويژگى است: تا زمانى كه با ما هستيد، شما را از مساجد خداوند باز نداريم كه در آن، نام خدا را بر زبان آوريد؛ و تا زمانى كه دستان شما با دستان ماست، شما را از ثروتهاىعمومى محروم نسازيم؛ و با شما پيكار نكنيم، مگر آنكه نبرد كنيد». آنگاه به ادامه خطبه پرداخت.
١١٢. الأموال- به نقل از كثير بن نمر-: مردى، مردى از خوارج را نزد على عليه السلام آورد و گفت اى امير مؤمنان! ديدم كه اين مرد، تو را دشنام مىدهد.
فرمود: «به او دشنام ده، همانگونه كه به من دشنام داد».
گفت: تو را دوزخى مىانگاشت!
فرمود: «آن را كه با من پيكار نكند، نمىكُشم».