فرهنگ نامه امنيت ملى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١ - ٢/ ١ اختلاف
مىكنند، از آن تنگناهاى بلا [و رنج]، گشايشى بر ايشان پديدار ساخت و خوارىِ آنان را به عزّت، و ترسشان را به امنيّت بدل ساخت، و پادشاهانىِ فرمانفرما و پيشوايانى برجسته شدند و به چنان كرامتى از جانب الهى دست يافتند كه حتّى آرزوى آن را هم در سر نپرورانيده بودند.
پس بنگريد كه چون بودند آن گاه كه جمعيتها يكپارچه بودند، و خواستهها [و باورها]، يكى بود، و دستها، كمك هم بودند، و شمشيرها، ياور يكديگر بودند، و بينشها ژرف، و ارادهها يكسان بود. آيا مِهتران سراسر زمين نبودند و بر جهانيان، شهريارى نمىكردند؟! نيز به فرجامِ كار آنها بنگريد آن گاه كه در ميانشان، جدايى افتاد و رشته همبستگى گسست، و سخنها و دلها ناساز شد، و به دستههاى گوناگون، تقسيم شدند و گروه گروه، به جان يكديگر افتادند. در اين هنگام، خداوند، جامه گراميداشت خود را از تن آنان بركَنْد و نعمتهاى فراوانش را از ايشان گرفت، و داستان سرگذشت آنان در ميان شما مانْد تا درسِ عبرتى باشد براى عبرتآموزان.
بنا بر اين، از سرگذشت فرزندان اسماعيل و پسران اسحاق و پسران اسرائيل عليهم السلام پند گيريد، كه سرگذشتها سخت همساناند و داستانها [ى گذشتگان]، همانندىِ بس نزديكى دارند! در كار آنان، آن گاه كه پراكنده و از هم