فرهنگ نامه امنيت ملى
(١)
پيشگفتار
٧ ص
(٢)
درآمد
١١ ص
(٣)
واژهشناسى«امنيت»
١١ ص
(٤)
امنيت،
در قرآن و حديث
١٢ ص
(٥)
1
جايگاه ملى در نظام اسلامى
١٢ ص
(٦)
2
سرزمنين نمونه در امنيت
١٣ ص
(٧)
3
مسئوليت حكومت اسلامى در برقرارى امنيت
١٤ ص
(٨)
4
خطرناكترين تهديدهاى امنيتى
١٥ ص
(٩)
5
سياستهاى امنيتى امام على عليه السلام
١٦ ص
(١٠)
فصل يكم اهميت
امنيت
١٩ ص
(١١)
1/
1 امنيت، نعمتى بزرگ
١٩ ص
(١٢)
1/
2 نكوهش نبود امنيت
٢٢ ص
(١٣)
1/
3 مسئوليت فرمانروايان در امنيت كشور
٢٤ ص
(١٤)
1/
4 نقش دعا در امنيت
٢٧ ص
(١٥)
1/
5 شهر نمونه در امنيت
٣١ ص
(١٦)
1/
6 امنيت موعود
٣٤ ص
(١٧)
فصل دوم مهمترين
آسيبهاى امنيت
٣٩ ص
(١٨)
2/
1 اختلاف
٣٩ ص
(١٩)
2/
2 ستم
٤٣ ص
(٢٠)
2/
3 ناسپاسى
٤٤ ص
(٢١)
فصل سوم سياستهاى
امنيتى امام على(ع)
٥١ ص
(٢٢)
3/
1 كسب اطلاعات
٥١ ص
(٢٣)
3/
2 اصلاح دشمنان
٥٤ ص
(٢٤)
3/
3 سازش به همراه زيركى
٥٦ ص
(٢٥)
3/
4 پرهيز كامل از دشمن
٥٧ ص
(٢٦)
3/
5 كوچك نشمردن دشمن
٥٩ ص
(٢٧)
3/
6 خيرخواهى نخواستن از دشمن، جز براى آزمودن
٦٠ ص
(٢٨)
3/
7 موقعيتشناسى در برخورد با دشمنان
٦١ ص
(٢٩)
3/
8 كيفر ندادن بر پايه گمان و اتهام
٦٢ ص
(٣٠)
3/
9 پرهيزاندن از شكنجه
٦٦ ص
(٣١)
3/
10 پرهيزاندن از دشنام
٦٩ ص
(٣٢)
3/
11 نرمخويى تا زمانى كه توطئه در كار نباشد
٧٠ ص
(٣٣)
3/
12 تبعيد يا زندانى كردن توطئهگران
٧٣ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
فرهنگ نامه امنيت ملى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨ - ٣/ ٤ پرهيز كامل از دشمن
آن است كه دشمنىاش را آشكار سازد.
٨٠. امام على عليه السلام: آنكه دشمنىاش را آشكار كند، حيلهاش اندك باشد.
٨١. امام على عليه السلام: فريب ظاهرسازى دشمن را مخور؛ چرا كه دشمن، چون آب است كه گرچه گرم كردن آن با آتش به درازا كشد، ليك از خاموش كردن آن سرْ باز نزند.[١]
[١]. امام باقر عليه السلام گويد: هنگامى كه امير مؤمنان بر منطقه نهروان فرود آمد، از جميل بن بصيهرى، منشى انوشيروان، پرس و جو كرد. گفته شد: هنوز زنده است و روزى مىخورد. فرمود تا او را احضار كنند. وقتى حضور يافت،[ على عليه السلام]، حواس او را جز چشمانش سالم يافت، و ذهنش را پاك و ذوقش را كامل يافت.
پرسيد:« اى جميل! آدمى چگونه بايد باشد؟». گفت: بايد دوستانش كم و دشمنانش بسيار باشد! فرمود:« نكتهاى شگفت بر زبان راندى، اى جميل! چرا كه مردمان، اتّفاق دارند كه بسيارىِ دوستان، بهتر است». گفت: چنان نيست كه آنان گمان مىكنند؛ چرا كه دوستان، هنگامى كه براى كارى وا داشته شوند، آن گونه كه بايسته و شايسته است، اقدام نمىكنند، چنان كه در مَثَل معروف هست:« كشتى از فزونى ملوانان غرق شد». امير مؤمنان فرمود:« اين مطلب را آزمودهام و درست است؛ امّا دشمنِ بسيار، چه سودى دارد؟». گفت: دشمنان، هرگاه بسيار شوند، آدمى هميشه پرهيز كند و مراقب باشد كه سخنى كه بدان گرفتار آيد، بر زبان نرانَد، يا به لغزشى مبادرت نورزد كه بر آن، توبيخ گردد. پس همواره با اين حالت از خطاها و لغزشها در امان باشد. امير مؤمنان، اين مطلب را نيكو شمرد( الدعوات: ص ٢٩٧ ح ٦٥، بحار الأنوار: ج ٣٤ ص ٣٤٥).