فروغ ابدیت - سبحانی تبریزی، جعفر - الصفحة ٩٠٥ - ابراهیم بتشکن
طرفین به فیصله دادن مسأله آماده شدند و قرار شد که فردا همگی برای مباهله آماده شوند.
پیامبر به مباهله میرود
سرگذشت مباهله پیامبر اسلام، با هیئت نمایندگی «نجران» از حوادث جالب و تکاندهنده و شگفتانگیز تاریخ اسلام است. اگر چه برخی از مفسران و سیرهنویسان، در نقل جزئیات و تحلیل آن، کوتاهی ورزیدهاند، گروه زیادی مانند زمخشری در کشاف [١] امام رازی در تفسیر خود، [٢] و ابن اثیر در کامل، [٣] در این باره داد سخن دادهاند. زمخشری میگوید:
وقت مباهله فرا رسید، قبلا پیامبر و هیئت نمایندگی «نجران» توافق کرده بودند که مراسم مباهله در محلّی خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برگزید که در این حادثه تاریخی شرکت کنند. این چهار تن، جز علی بن ابی طالب علیه السّلام و فاطمه دختر پیامبر و حسن و حسین کس دیگر نبود، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاکتر و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن، وجود نداشت.
پیامبر، فاصله منزل و نقطهای را که قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام بگیرد، با وضع خاصی طی کرد. او در حالی که حضرت حسین را در آغوش [٤] و دست حضرت حسن را در دست داشت و فاطمه به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب پشت سر وی حرکت میکردند، گام به میدان مباهله نهاد و پیش از ورود به میدان «مباهله» به همراهان خود گفت: من هر موقع دعا کردم، شما دعای مرا با گفتن آمین بدرقه کنید.
[١]. ج ١، ص ٢٨٢ و ٢٨٣.
[٢]. مفاتیح الغیب، ج ٢، ص ٤٧١ و ٤٧٢.
[٣]. ج ٢، ص ١١٢.
[٤]. در برخی از روایات وارد شده است: پیامبر دست حسین را گرفته بود، علی پیش روی پیامبر و فاطمه پشت سر آن حضرت حرکت میکردند. بحار الانوار، ج ٢١، ص ٣٣٨.