فروغ ابدیت - سبحانی تبریزی، جعفر - الصفحة ٤٦ - موقعیت اجتماعی زن نزد اعراب
که او زیر خروارها خاک پنهان گردید.
آری، یگانه موردی که دلم سوخت، همان بوده وقتی سخنان قیس پایان یافت، چشمهای رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلّم پر از اشک شده بود، این جمله را فرمود:
إنّ هذه لقسوة و من لا یرحم لا یرحم؛ این عمل یک سنگدلی است و ملتی که رحم و عواطف نداشته باشند، مشمول رحمت الهی نمیگردند. [١]
موقعیت اجتماعی زن نزد اعراب
زن در نزد اعراب، مانند کالایی خریدوفروش میشد و از هر گونه حقوق اجتماعی و فردی، حتی حقّ ارث، محروم بود. روشنفکران عرب، زن را در شمار حیوانات قرار دادهاند؛ از همینرو آنان را جزء لوازم و اثاث زندگی میشمردند. در سایه همین عقیده، این مثل: «و إنّما أمّهات النّاس أوعیة؛ مادران حکم ظروف را دارند که فقط برای جای نطفه آفریده شدهاند»، در میان آنان رواج کامل داشت.
غالبا از بیم قحطی و احیانا از ترس آلودگی، دختران خود را روز اول تولد، سر میبریدند و یا از بالای کوه بلند به دره عمیقی پرتاب میکردند و گاهی در میان آب غرق میکردند. قرآن کتاب بزرگ آسمانی ما که در نظر خاورشناسان غیر مسلمان، لااقل به عنوان یک کتاب تاریخی و علمی دست نخورده شناخته میشود؛ در این باره سرگذشت عجیبی را نقل کرده و میفرماید:
هنگامی که خبر تولّد دختر به یکی از آنها داده میشد؛ رنگ وی سیاه میشد و در ظاهر، خشم خود را فرو میبرد و بر اثر این خبر بد، از قوم خود متواری میگردید و نمیدانست آیا مولود مزبور را با خواری نگاه دارد یا در خاک پنهان سازد؟ راستی چه حکم و قضاوت زشتی دارند!». [٢]
[١]. ابن اثیر، در اسد الغابه، مادّه قیس، از او نقل کرده که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلّم پرسید: تاکنون چند دختر زنده بگور کردی، گفت:
١٢ دختر. این سرگذشت در کتاب حیاة محمد، نگارش «محمد علی سالمین» ص ٢٤- ٢٥ نقل شده است.
[٢]. نحل (١٦) آیه ٦٠.