فروغ ابدیت - سبحانی تبریزی، جعفر - الصفحة ٣٣٣ - ابراهیم بتشکن
این رشته از ادله عقلی برای کسی که به نبوت و رسالتش ایمان دارد سودمند است، ولی این دلایل برای خاورشناسی که به نبوت او ایمان ندارد و برای بیارزش ساختن آیین او دست به تشریح و نقل چنین افسانهای میزند کافی نیست و باید از طریق دیگری با وی گفتوگو کرد.
تکذیب داستان از طریق دیگر
هنگامی که پیامبر این سوره را میخواند؛ بزرگان قریش که اکثرا از استوانههای فنّ سخن و از قهرمانان میدان فصاحت و بلاغت بودند در مسجد حضور داشتند. از آن جمله «ولید» حکیم و سخنساز عرب و همگی این سوره را تا پایان آنکه با آیه «سجده» ختم میشود گوش دادند و سجده کردند.
ولی این جمعیت که پایهگذاران فصاحت و بلاغت و نکته سنجان بودند؛ چطور به دو جملهای که مشتمل بر تعریف از خدایان آنان است اکتفا کردند؟ در صورتی که قبل از آن و بعد از این دو جمله، سراسر سرزنش و بدگویی از خدایان آنها است.
سازنده این دروغ شاخدار، آنان را چگونه افرادی فرض کرده است؟ گروهی که زبانشان عربی بود و در تمام جامعه عرب، از پیافکنان فن فصاحت و بلاغت شمرده میشدند و کنایات و اشارات (تا چه رسد به تصریحات) زبان خود را بهتر از همه میفهمیدند، چگونه به دو جمله کوتاهی که در تعریف خدایان آنان است اکتفا کردند و از جملههای قبل و بعد از این دو جمله، غفلت ورزیدند؟ هرگز افراد عادی را نمیتوان با این دو جمله آن هم در میان کلامی که تمام آن بدگویی از عقاید و رفتار آنان باشد فریفت؛ تا چه رسد به افراد دیگر.
اینک ما آیات مربوطه را مینویسیم و به جای این دو جمله نقطه میگذاریم، ببینید آیا واقعا میتوان این دو جمله را در وسط این آیات جای داد- که همگی در ذم و بدگویی از بتان وارد شده است- یا نه؟