علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٢ - سیر تاریخی حدیث در خوزستان و نقش محدثان آن در گسترش حدیث
شیعه و گسترش اسلام شیعی پرداختند.
در این دوره حدود یکصد و پنجاه محدّث در منابع مختلف معرفی شدهاند که ٢٩ نفر از آنان صاحب کتاب و نوشته بودند. این محدّثان _ که همه شیعه بودهاند _ حدود ٣٢٠ اثر در زمینههای مختلف دینی، ادبی و علوم دیگر نوشتهاند. با بررسی این آثار در مییابیم که محدّثان این دوره در تألیف آثار خود دو هدف عمده را دنبال کردند:
١. حفظ میراث ارزشمند شیعه و دفاع از مکتب اهل بیت _ علیهم السّلام _ در
مقابل دشمنان؛
٢. به روز رسانی و آسان نمودن آموزههای دینی برای عموم مردم.
محدّثان برای تحقق این دو هدف مهم به جمعآوری نسخههای قدیمی پرداخته و از آنها نسخه برداری کردند؛ بر کتب چهارگانه و دیگر کتب حدیثی رجالی شیعه شرح و حاشیه نوشته و به ارزیابی احادیث و رجال آنان پرداختند. نوشتن جوامع فراگیر حدیثی رجالی، اربعین نویسی، تألیف کتب جدید در موضوعات مختلف، شرح احادیث خاص، نوشتن کتاب به زبانهای فارسی، عربی و اردو از دیگر فعالیتهای این دوره است.
با نگاهی دقیق به حدیث و فعالیت محدّثان و نوع نگرش آنان در تبیین این دو هدف، میتوان محدّثان را به دو دوره با دو نوع نگرش اصولی و اخباری[١] تقسیم کرد. در این تقسیمبندی جنبۀ غالب لحاظ میشود و در هر دوره به سیر حدیث و فعالیتهای حدیثی و نقش محدّثان در گسترش اسلام خواهیم پرداخت.
٢. دورۀ اصولیان
این دوره با نورالله بن محمد شاه (م٩٢٥ق) شروع شده و مهمترین شخصیت حدیثی آن، قاضی نورالله شوشتری (م١٠١٩ق) نوۀ او است. نور الله بن محمد شاه بنیانگذار مکتب فقهی اصولی شیعه در خوزستان بود. او در شوشتر مدرسۀ فقهی حدیثی بنیان نهاد و به ترویج احکام دین و مکتب اهل بیت _ علیهم السّلام _ پرداخت تا جایی که مردم شوشتر مذهب خود را در مقابل شیعه مشعشعی، مذهب نوراللّهی میخواندند.[٢]
[١]. اصولی به کسی میگویند که مبنا و منبع احکام شرعی را قرآن، سنت، اجماع و عقل میداند و احادیث را به چهار دستۀ صحیح، حسن، موثق و ضیعف تقسیم میکند. در مقابل، اخباری به کسی میگویند که عقل و اجماع و به دنبال آن اجتهاد و اصول را در صدور حکم قبول ندارد و فقط احادیث را معتبر شمرده و ظاهر قرآن را نیز اگر با حدیث تأیید شود، معتبر میداند. آنها همه احادیث کتب اربعه را معتبر دانسته و عقل را در ارزیابی آنان ناتوان میداند (ر.ک: اعیان الشیعه، ج٣، ص٢٢٢ - ٢٢٤).
[٢]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج١٠، ص٢٩٦ - ٢٩٧؛ فیض الإله فی ترجمة القاضی نور الله، ص١١٢ - ١١٦.