« اسم مستأثر» در وصيت امام و زعيم اكبر - محمدى گيلانى، محمد - الصفحة ٢٢ - اسم اعظم چيست؟
اجابتت فرمود و از آب نجاتت داد، عرض كرد: چطور! امام عليه السلام فرمودند: هر اسمى از اسماء خدايتعالى در نهايت عظمت است، النهايه انسان وقتى اسم اعظم خدا را ذكر مىكند و قلب او بغير خدا تعلق دارد از نام خدا بهره اى نمىبرد و هنگامى كه خدا را نام مىبرد و از غير خدا منقطع است همان نام مذكور اسم اعظم است، و تو چون مطمئن شدى كه ما تو را خواهيم كشت در قلب تو جز اعتماد بر فضل خداوند متعال چيزى نبود، در اين حال هر اسمى را كه در ارتباط با حاجت خود ذكر كردى همان اسم، اسم اعظم است» [١]
وجه آنكه راى اخير را معقولترين آراء در اين باب دانستيم اينست كه اين راى قابل تطبيق با برهان است، زيرا در محل مربوط، اقامه برهان شده كه عليت و معلوليت و تأثير و تأثر از شئون وجود است و مسانخت بين علت و معلول ضرورى است و بنابراين اصول متقن برهانى، اسم لفظى، اگر فقط لفظ مفروض را مورد اعتبار قرار دهيم، روشن است كه از كيفيات مسموعه و در عداد مقولات عرضيه است، و اگر مفهوم و معناى آن را ملاحظه كنيم بديهى است كه صورت ذهنيه است و در عداد كيفيات نفسانيه و مآلًا عرض است، و ممكن نيست كه صوتى يا صورتى كه از اعراض و معلول ما هستند، بر هر امر ممكنى قاهر و غالب شوند و مثلًا عرش بلقيس ملكه سباء را انتقال دهند از يمن به شام در كمتر از طرفة العين.
بلى اسماء حسناى الهى خصوصاً اسم اعظم در كون مؤثرند ولى به نحو اعداد يعنى خواندن اين اسماء مباركه با انقطاع تام به مسماى آنها، نفس خواننده را مستعد و قابل تام براى رسيدن به مطلوب خويش از فاعل نام مى گرداند، نظير آنچه كه در استجابت دعا بحث كرديم.
پس مؤثر يعنى فاعل بفيض، خداوند متعال مسماى اسم است مىباشد و تكلم به اين اسماء حسناى لفظى، جنبه اعداد دارد و بس، آنهم با انقطاع تام الى الله تعالى و وارستگى كامل از غير خداى متعال.
[١] شرح الاسماء (لوامع البينات فى شرح اسماء الله تعالى و الصّفات) تأليف: رازى، ص ٨٩- ٨٨.