سيري در زندگي امام صادق (ع )

سيري در زندگي امام صادق (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٢٣

پيغمبر هستيم . و بعد از رحلت پيغمبر خلافت در دست بنى هاشم بوده و در ميان بنى هاشم از همه مسن تر و به اصطلاح جا افتاده تر عباس عموى پيغمبر است پس خلافت بعد از پيغمبر از آن عباس بود و ما كه فرزندان عباس هستيم حكومت به ما ميرسد .

سلسله نسب ديگر اين بود كه ميگفتند ما فرزندان على عباسى هستيم ( على ابن عبدالله ابن عباس ) و درست هم ميگفتند . نوه على عباسى و يا پسران على عباسى بودند . و على عباسى شاگرد محمد حنفيه است و محمد ابن حنفيه فرزند اميرالمومنين على ابن ابيطالب است و از داماد پيغمبر است . خلافت از پيغمبر به حضرت على رسيده و از حضرت على به محمد حنفيه رسيده است نه به حسن و حسين , و از محمد حنفيه به پسر عبدالله ابن عباس رسيده كه او جد ما است و از او به ما رسيده است , پس ما خليفه هستيم . اين طور نسب ها هم براى ذهن مردم آن روزگار قانع كننده بود , چون سطح تفكرشان پائين بود .

لذا امام صادق در مقابل آن جمعيت بزرگ مى ايستاد و سلسله درست امامت را بيان ميكرد : ايهاالناس ان رسوله الله كان هوالامام خود پيغمبر امام بود . يعنى پيشوا و رهبر جامعه بود . ثم من بعده على ابن ابيطالب ( منطق شيعه ) . بعد حسن , بعد حسين , بعد حسين , بعد على ابن الحسين , بعد محمد ابن على و بعد من