سيري در زندگي امام صادق (ع )

سيري در زندگي امام صادق (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٢٢

در زمان بنى اميه مخصوصا در اواخر حكومت فرصت نداشت كه سراغ امام برود , لذا امام صادق محتاج نبود پنهان كارى كند . همانطور كه ميدانيد همه مردم كه به حج آمده اند در روز عرفات يكجا جمعند . و اين فرصت جائى دست نمى دهد , در روز نهم ذيحجه امام صادق در مقابل اين جمعيت عظيم مى ايستاد , جمعيتى كه در ميان آنها از همه نقاط عالم اسلام , افريقا , خاورميانه , حجاز و عراق و از ايران آنروز , خراسان و افغانستان و تركمنستان شرقى بودند . و اگر در آنجا بمبى منفجر ميشد مثل اين بود كه در سراسر عالم منفجر ميشد . اگر در آنجا حرفى زده ميشد در شبكه سراسرى تبليغات جهانى گفته ميشد . امام صادق در بين اين جمعيت مى آمد و صريحا و رسما اعلام ميكرد , اى مردم امروز امام و حاكم بحق جعفر ابن محمد است و نه ابى جعفر منصور .

دليل هم مى آورد , البته نه استدلال كلامى و عقلانى , چون آنوقت مردم حوصله گوش كردن استدلال نداشتند , امام صادق به نوع ديگرى استدلال آوردند .

منصور عباسى و اطرافيان او براى اينكه ذهن مردم را قانع كنند , وانمود كرده بودند كه جانشين پيغمبر هستند . يك سلسله نسبى هم درست كرده بودند و ميگفتند كه ما فرزندان عباس هستيم , دو سلسله نسب داشتند كه يكى از آنها را مى گفتند . يكى اين بود كه مى گفتند ما فرزندان عباس عموى