مادر امام عصر - حسین انصاریان - الصفحة ٣٣

دنيا مى‌آيد؛ يعنى با خدا، پيغمبر و امامان بسازيد كه همه دردها علاج است. بى‌درد به دنيا مى‌آيد. نيمه شب بود كه حضرت حجت (عج) به دنيا آمد. مادرش مى‌گويد، به محض اين كه حضرت از بدن من جدا شد، صدايش در آمد: اشهد ان لا اله الاالله و ان جدى رسول الله، و همين‌طور ادامه داد و شهادت داد به امير مؤمنان (ع)، به حضرت مجتبى (ع)، به حضرت سيدالشهداء (ع)، به زين العابدين (ع)، به امام باقر (ع)، امام صادق (ع)، به موسى بن جعفر (ع)، به حضرت رضا (ع)، به حضرت جواد (ع)، به حضرت هادى (ع) و به پدر بزرگوارش و به عنوان امامان واجب‌الاطاعه به آنان سلام كرد. بعد امام عسكرى (ع) گفت: او را پيش من بياوريد. در همان آغوش اول، امام (ع) به شانه فرزندش نگاه كرد و ديد بر شانه‌اش اين آيه مهر خورده: «وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ‌».[١]


[١] ١. قصص: ٥.