مادر امام عصر - حسین انصاریان - الصفحة ٣١

اولين بارى كه در بيدارى چشم اين انسان والا به امام هادى (ع) مى‌افتد، حضرت به او مى‌گويد، نرجس، و او را به اسم اصلى‌اش صدا مى‌زند. بعد از او مى‌خواهد بنشيند و به او مى‌گويد كه آيا دلت مى‌خواهد در اولين برخوردت اين مبلغ پول را به عنوان هديه و چشم روشنى به تو بدهم، يا اين كه مژده‌اى را به تو بدهم. خوش به حال قلب‌هايى كه از پول آزاد است. نرجس گفت: يابن رسول‌الله! پول نمى‌خواهم و مژده را مى‌خواهم. حضرت (ع) فرمود: به تو مژده مى‌دهم كه آن كسى كه در عاقبت، تمام دنيا را پر از عدل و داد مى‌كند، بعد از آنى كه پر از ظلم و جور شده، از تو به دنيا مى‌آيد. تو اين قدر پيش خدا ارزش پيدا كرده‌اى كه ظرف وجود تو، شايستگى تربيت كردن پرچمدار عدل جهانى را دارد. او كه نتيجه همه انبياء و امامان است، از رَحِم تو به دنيا مى‌آيد. بعد حضرت فرمود، خواهر، حكيمه خاتون! بيا ايشان همان خانمى است كه درباره او به تو مى‌گفتم. او را ببر و حلال و حرام خدا را به او ياد بده. عبادت‌ها را به او ياد بده؛ يعنى اگر مى‌خواهيد ظرف وجودتان، شايستگى‌