مادر امام عصر - حسین انصاریان - الصفحة ٢٩ - راز دستور امام هادى (ع) به روايت نرجس

پاك شو اول و پس بر آن پاك انداز[١] در خواب، من با تمام وجودم، به دست حضرت زهرا (س) مسلمان شدم. بعد حضرت به من فرمود، از فردا شب به بعد، هر شب پسرم به تو سر مى‌زند. ديگر، از فرداى آن شب، امام عسكرى (ع) را در خواب مى‌ديدم. يك شب امام عسكرى (ع) را خواب ديدم كه به من فرمود، مليكا! به زودى بين پدربزرگت و مسلمان‌ها جنگى مى‌شود، سه و چهار نفر از زنان دربار را انتخاب كن و بعد برو خود را به لشكر مسلمان‌ها نزديك كن. مسلمان‌ها مى‌آيند تو را دستگير مى‌كنند و به بغداد مى‌آورند. ما كسى را به بغداد مى‌فرستيم تا تو را بياورند. اين داستان من بود.


[١] ١. حافظ.