مادر امام عصر - حسین انصاریان - الصفحة ٢٠ - دستور امام هادى (ع) براى خريد كنيزى ويژه

پايت را قطع كنند. گفت، دست‌ها و پاهايم را قطع كن، اما جايى كه دارى من را به آن دعوت مى‌كنى، جاى من نيست؛ جايگاه انسان، ايمان است؛ كرامت است؛ عفت است؛ سداد است؛ درستى است؛ سلامت است؛ من را به آن جايى دعوت مى‌كنى كه جاى من نيست. هر چند به قيمت جانم تمام بشود، به چنين جايى نمى‌آيم و چنين پيشنهادى را قبول نمى‌كنم.

كنيز گفت، اگر من را به كسى كه من انتخاب نكردم بفروشى، من خود را هلاك مى‌كنم. بشر مى‌گويد: من خودم جلو آمدم و به عمر بن يزيد گفتم، من نامه‌اى دارم كه آن را يكى از بزرگان نوشته است؛ از اين كه امام (ع) به من فرموده بود، من به تو اطمينان دارم و مى‌خواهم سرى را به تو بگويم، مى‌دانستم كه نبايد اسم امام (ع) را ببرم؛ چون مأمورين مخفى بنى‌عباس به دنبال اين بودند كه حداقل تا مى‌توانند جلوى به وجود آمدن امام دوازدهم را بگيرند، و حداكثر هم به دنبال اين بودند كه اگر ايشان به وجود آمد، با پى‌جويى او را نابود كنند. خيلى بايد آدم مورد اعتماد امام معصوم‌