مادر امام عصر - حسین انصاریان - الصفحة ١٥ - دستور امام هادى (ع) براى خريد كنيزى ويژه

امتحان مى‌كنند و به اين راحتى كسى مورد اعتماد امام واقع نمى‌شود. انسان بايد از كوران امتحانات و ابتلائات سالم بيرون بيايد و خودش را به پيغمبر (ص) و ائمه: نشان بدهد كه عيب قابل توجّهى در من نيست تا ائمه: به انسان اعتماد كنند تا از پس پرده غيبت، به خاطر اعتمادشان، مقامى معنوى را در اختيار انسان بگذارند. بعد امام هادى (ع) فرمود: بشر! از ميان همه دوستان، براى سِرّى ناگفته، تو را انتخاب كردم؛ چون من مى‌دانم، تو اين خبر و اين سِرّ را به احدى نمى‌گويى. بشر مى‌گويد: عرض كردم، تسليم هستم. بعد حضرت (ع) قلم مباركش را برداشت و به خط تركى رومى، روم شرقى كه همين منطقه تركيه و دامنه جبال آرارات بود، به زبان و به خطّ آن‌ها، نامه‌اى را نوشت و آن را در بسته تحويل من داد و دويست و بيست درهم هم پول به من داد كه پول قابل توجّهى بود و سپس به من فرمود: فردا از سامرا به جانب بغداد حركت مى‌كنى و وسط روز، در گذرگاه رود فرات مى‌ايستى. آن جا، وكيلانِ خريدى از طرف بنى‌عباس و جوانان پولدار اعراب‌