فاطمه( عليها السلام) و فاطميه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧ - ٢
فاطمه عليها السلام زنى است كه در اوج مظلوميت و با وجود مصائب فراوان، خصوصاً مصيبت از دست دادن پيامبر صلى الله عليه و آله و در شرائط بسيار حسّاس كه بشر عادى حتّى قادر بر تكلّم معمولى نيست، در حضور حكّام و بزرگان قوم آنچنان خطبهاى [١] ايراد مىكند كه خردمندان از درك آن عاجزند كه چگونه يك زن در چنين موقعيّتى بتواند اينگونه مستدل و محكم سخن گويد، آنهم مطالبى بسيار مهمّ و مربوط به توحيد و نبوّت و امامت و نيز سرزنش كسانى كه به حكم راحت طلبى و زندگى آرام، وظيفه الهى خود را ترك و در برابر ظلم ديگران سكوت نمودهاند.
آرى، بايد اعتراف نماييم كه مع الأسف بعد از گذشت يكهزار و چهارصد سال، نتوانستهايم آن گوهر بىنظير را بشناسيم و از آن تأسفآورتر، آنكه جهل و نادانى و چه بسا هواهاى نفسانى و فريب افكار به ظاهر جديد خوردن، سبب آن گرديده كه برخى كوردلان، مقامات آن حضرت را مورد ترديد قرار دهند.
خوارزمى: ٥٩ و ٧١، شرح نهجالبلاغة ابن أبيالحديد ٦: ٤٩- ٥٠.
تفسير فرات كوفى: ٢٤٦ ح ٣٣١- ٣٣٣، مقتل الحسين عليه السلام ابن أعثم كوفى: ١٧٢، تفسير عيّاشى ٢: ٣٠٣ ح ١٢٠، عيون أخبار الرضا عليه السلام ١: ٤٢ ح ٢، أمالى مفيد: ١١٦ ح ٩، إرشاد مفيد ٢: ١٥، ٩٧- ٩٨، مناقب ابن شهرآشوب ٤: ٣٦ و ٥١، الاحتجاج ١: ٤١٧، ٤١٩- ٤٢٠ و ج ٢: ٢٣، بحارالأنوار ٨: ١٣ ح ١٢، و ج ٢٧: ٢٠٤ ح ٧ و ص ٢٠٧ ح ١٥ و ١٦، و ج ٤٤: ٤٩ ح ٥ و ص ٩٠ ح ٤ و ص ٢٠٦ ح ٢، و ج ٤٥: ٦ و ١٣٩، احقاق الحق ٤: ٢٨٨، و ج ٩: ١٢٤ و ١٩٩.
[١]. منابع آن در ص ٢١ پاورقى ٢ بيان شد.