فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٤
در تكوين علوم بلاغى بطور قطع كليه گويندگان و نويسندگان مانند ابو نواس، ابن معتز خليفه عباسى(٢٩٢ ه).صاحب كتاب بديع.و قدامه متوفى(٣١٠ ه).و ابو هلال صاحب كتاب الصناعتين.عبد القاهر(متوفى ٤٧١ ه)صاحب كتاب دلائل الاعجاز تأثير داشتند و ابن معتز و پس از آن ابو هلال و عبد القاهر مؤسس بودهاند.
در علم عروض كه علم وزن شعر است گويند خليل نحوى(متوفى ١٩٣)امام است و ديگر اخفش الاوسط ابو الحسن سعيد بن مسعده شاگرد سيبويه و ابو الحسن زجاج شاگرد مبرد از بنيانگذاران علم عروض بودهاند.(رجوع شود به الادب العربى و تاريخه ص ٢٢-١٧٠).
اجمال كلام
بعد از اختلاط و در آميختن اعراب با اقوام ديگر در احكام اسلامى نزاع و جدالى در ميان يهود و نصارى و بتپرستان از طرفى و مسلمانان از طرف ديگر برخاست و نقوض و شكوك و ايراداتى بر حقوق و قوانين و سرانجام اصول دين اسلام پديد آمد و مسأله اعجاز قرآن و مجملات و متشابهات و ناسخ و منسوخ آن مورد بحث و نقض واقع شد و ناچار كسانى خود را محق در اين گونه مباحث ميدانستند كه اطلاع كافى از علوم عقلى داشته باشند و بدين طريق مسائل عقلى وارد در علوم بلاغى و ادبيات عرب و سرانجام اصول و قواعد اسلامى شد نمونه بارز اين گونه مباحث مباحثى است كه در كتب ادبى و بلاغى ابن قتيبه،جاحظ،مبرد ابن قدامه، ابو هلال عسكرى ديده ميشود.
ابو هلال عسكرى خود صريحا گويد.بسيارى از مسائل كلامى و عقلى در علوم بلاغى تأثير كرده است و علت آن را بيشتر دفع شكوك و نقوض بر آيات قرآنى ميداند (البلاغه عند السكاكى ص ١٢،١٥٤.) دو كتاب خطابه و شعر و احيانا سفسطه ارسطو بطور قطع در بلاغت اسلامى مؤثر بوده است و گويند ابتدا اين كار به وسيله ابن قدامة بن جعفر صاحب كتاب نقد النثر انجام شده است.
عبد القاهر نيز توجهى خاص بدين مطلب داشته است.(البلاغه عند السكاكى ص ١٥٦).
اشارت رفت كه شيخ ابن سينا در كتاب خطابه خود دو مبحث اساسى آورده است كه يكى مبحث قياسهاى بلاغى است كه قياس ضمير و تمثيل و غيره باشد دوم ترتيبات و تجنيسات است و بحث در اقيسه كه مفيد اقناع است.
وى بطور اختصار بحث در الفاظ و استعمالات حقيقى و مجازى و استعارات و كيفيت شروع به صحبت و زير و بم صدا و قياس ضمير كرده است.
در مورد قياس ضمير گويد:قياسى است كه در آن تنها به صغرى اكتفا شده