خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مكارم شيرازى
(١)
مقدّمه
٩ ص
(٢)
غنيمت در لغت
١٥ ص
(٣)
غنيمت در عرف
١٥ ص
(٤)
چند سؤال مهم درباره خمس
١٣ ص
(٥)
1 آيا خمس در قرآن مجيد اختصاص به غنايم جنگى دارد؟
١٣ ص
(٦)
غنيمت در لسان مفسّران
١٦ ص
(٧)
2 آيا خمس در روايات منحصر به غنايم جنگى است؟
١٨ ص
(٨)
3 آيا خمس در زمان غيبت امام زمان عليه السلام بخشيده شده است؟
٢٠ ص
(٩)
4 آيا خمس در صدر اسلام از مردم گرفته مىشد؟
٢٤ ص
(١٠)
5 آيا قرار دادن خمس براى سادات، تبعيض است؟
٢٧ ص
(١١)
رساله احكام خمس
٣١ ص
(١٢)
احكام خمس
٣٥ ص
(١٣)
خمس بر چه كسانى واجب است؟
٣٥ ص
(١٤)
نحوه پرداخت خمس
٤٠ ص
(١٥)
مؤونه و هزينههاى سال
٣٧ ص
(١٦)
مصرف خمس
٤٧ ص
(١٧)
سهم امام عليه السلام
٤٨ ص
(١٨)
تصرّف در مال غيرمخمّس
٤٣ ص
(١٩)
سهم سادات
٥١ ص
(٢٠)
سال خمسى
٥٧ ص
(٢١)
روشهاى اثبات سيادت
٥٥ ص
(٢٢)
موارد مشمول خمس
٦١ ص
(٢٣)
1 منافع كسب و كار
٦١ ص
(٢٤)
سرمايه
٦٢ ص
(٢٥)
زراعت و باغدارى و اشجار
٦٧ ص
(٢٦)
وسيله نقليه و خودرو
٦٨ ص
(٢٧)
پس انداز و سپرده بانكها
٦٤ ص
(٢٨)
اجناس و كالاها و وسايل
٧٠ ص
(٢٩)
زمين و ملك و باغ (مستغلّات)
٧٦ ص
(٣٠)
احشام و حيوانات
٨٠ ص
(٣١)
قرض و وام
٨٢ ص
(٣٢)
جهيزيّه
٨٤ ص
(٣٣)
بخشش، هديه و جايزه
٨٦ ص
(٣٤)
حقوق و مزايا
٨٩ ص
(٣٥)
ارث
٩٠ ص
(٣٦)
وقف
٩١ ص
(٣٧)
حج و زيارت
٩٢ ص
(٣٨)
ديه
٩٢ ص
(٣٩)
مهريه
٩٢ ص
(٤٠)
سكه، طلا و اشياى زينتى
٩٣ ص
(٤١)
ساير موارد مشمول خمس
٩٥ ص
(٤٢)
2 معدن
٩٥ ص
(٤٣)
3 گنج
٩٧ ص
(٤٤)
4 مال حلال مخلوط به حرام
٩٩ ص
(٤٥)
5 جواهراتى كه با غوّاصى به دست مىآيد
١٠١ ص
(٤٦)
6 غنايم جنگى
١٠٣ ص
(٤٧)
7 زمينى كه كافر ذمّى از مسلمان مىخرد
١٠٤ ص
(٤٨)
مسائل متفرقه
١٠٧ ص
(٤٩)
تعامل با كسانى كه اهل خمس نيستند
١٠٧ ص
(٥٠)
خمس ميّت
١١١ ص

خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مكارم شيرازى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - ٤ آيا خمس در صدر اسلام از مردم گرفته مىشد؟

چهار پنجم آن مال توست و خمس آن مال ماست. [١]

امّا اين سؤال باقى ماند كه آيا در عصر پيغمبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام غير از غنايم جنگى و معادن و گنجها و جواهرات دريا (از درآمدهاى كسب و كار) نيز خمس گرفته شده است يا نه؟

در پاسخ مى‌گوييم: اسناد تاريخى روشنى در اين زمينه به دست ما نيامده است، ولى اين موضوع هيچ گونه اشكالى در زمينه اين حكم ايجاد نمى‌كند.

زيرا همان طور كه ذكر كرديم گرفتن و بخشيدن اين ماليات اسلامى در اختيار حكومت اسلامى است؛ هنگامى كه حكومت خود را بى‌نياز و يا مردم را در زحمت ببيند مى‌تواند آن را ببخشد ولى هنگامى كه خود نياز داشته باشد و در مردم توانايى آن را ببيند مى‌تواند آن را بگيرد. همان طور كه امامان بعد، بعضى آن را مى‌گرفتند و بعضى با توجّه به وضع مردم و يا وضع بيت‌المال، آن را مى‌بخشيدند.

در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام غنايم فراوانى از طريق جنگها عايد حكومت اسلامى مى‌شد، و گاهى به قدرى زياد بود كه خمس آن به تنهايى مى‌توانست قسمت عمده مشكل مالى حكومت اسلامى را برطرف سازد.


[١]. سنن بيهقى، ج ٤، ص ١٥٦