احكام عزادارى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥ - چرا امام حسين عليه السلام فراموش نمىشود؟
جهان، و به تعبير ديگر ادامه جنگهاى «بدر و احزاب» بود.
همه مىدانيم هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان رهبر يك انقلاب فكرى و اجتماعى، براى نجات بشريّت از انواع بتپرستى و خرافات، و آزادى انسانها از چنگال جهل و بيدادگرى قيام كرد و قشرهاى ستمديده و حقطلبى را كه مهمترين عناصر تحوّل بودند، به گرد خود جمع نمود، در اين موقع مخالفان اين نهضت اصلاحى كه در رأس آنها ثروتمندان بتپرست و رباخوار مكّه بودند، صفوف خود را فشرده ساخته، براى خاموش كردن اين ندا، تمام نيروهاى خود را به كار گرفتند، و ابتكار اين تلاشهاى ضدّ اسلامى در دست «حزب اموى» و سرپرست آنها ابوسفيان بود.
ولى در پايان كار، در برابر عظمت و نفوذ خيره كننده اسلام به زانو درآمده، سازمانشان به كلّى از هم پاشيد.
بديهى است اين از هم پاشيدن به معناى ريشهكن شدن و نابودى آنها نبود، بلكه نقطه عطفى در زندگى آنها محسوب مىشد، يعنى فعّاليّتهاى ضدّ اسلامى صريح و آشكار خود را به فعّاليّتهاى پشت پرده و تدريجى كه برنامه هر دشمن لجوج، ضعيف و شكست خوردهاى است تبديل نموده و در انتظار فرصت بودند.
بنىاميّه پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله براى ايجاد يك جنبش