معارف اسلامی
(١)
آفرينش - شهبازی عصمت
١ ص
(٢)
فهرست مهيار -
٢ ص
(٣)
ساقيا -
٣ ص
(٤)
نيايش - احمدی دوستدار ساناز
٤ ص
(٥)
جانِ جان -
٥ ص
(٦)
اسلام و آيين زندگي - حسینی راد فاطمه
٦ ص
(٧)
گفتوگو با دکتر علياصغر مهاجري - قصیری بهمند سودابه
٧ ص
(٨)
گفتوگو با خانم بهناز خسروي - قصیری بهمند سودابه
٨ ص
(٩)
فراتر -
٩ ص
(١٠)
-
١٠ ص
(١١)
هشت - بیرانوند فاطمه
١١ ص
(١٢)
گزارشي کوتاه از پنجمين جشنوارهي ملي حرکت - جمالی فرد حسین
١٢ ص
(١٣)
شناخت کمرويي و غلبه بر آن - عسکری بهنام
١٣ ص
(١٤)
آدمي باش با کارهاي غيرمعمول - رمضانی قاسم
١٤ ص
(١٥)
ياد ايام - ندیری رقیه
١٥ ص
(١٦)
روانشناسي خودماني - ربانی هادی
١٦ ص
(١٧)
سرودهي شاهداي نيشابوري (قرن يازدهم هجري) -
١٧ ص
(١٨)
رسانهها و سبک زندگي - عابدی الهام
١٨ ص
(١٩)
بوي اطلسيها - مؤمنی سمیه
١٩ ص
(٢٠)
زندگي مدرن و سبک زندگي ايراني- اسلامي - قصیری بهمند سودابه
٢٠ ص
(٢١)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٢١ ص
(٢٢)
چهقدر عاشقم اين آفتاب پنهان را - بياتاني حسن
٢٢ ص
(٢٣)
بايد که دست برد به مويت -
٢٣ ص
(٢٤)
دو چشم قهوهايات را به من بدوز - رحیمی خدیجه
٢٤ ص
(٢٥)
طنزي از جنس 14+ - سحری محمدمهدی
٢٥ ص
(٢٦)
در مذمت اعتياد به اينترنت فرمايد! - اشتیاقی محسن
٢٦ ص
(٢٧)
قورباغهات را زير دندانهايت له کن - هاشمی سید ناصر
٢٧ ص
(٢٨)
شبيه شک و يقين - شیری علی اصغر
٢٨ ص
(٢٩)
ورود متأهلها ممنوع! مجردها بخوانند! - جوادی سیده زهره
٢٩ ص
(٣٠)
پارکپلاس - فریبرز سهیلا
٣٠ ص
(٣١)
سلامت - زمانی هاجر
٣١ ص
(٣٢)
نخستين پلهي صعود به سوي خدا - غلامعلی مهدی
٣٢ ص
(٣٣)
پرسههاي يک نگاه - مؤمنی سمیه
٣٣ ص
(٣٤)
چرخنامه(2) سفر به روستاهاي غرب ايران - عابدینی عدالت
٣٤ ص
(٣٥)
آن بيخيالي تويِ چهره، شايد که راست نباشد! - احمدی فر فاطمه
٣٥ ص
(٣٦)
يک حرف ساده - ذاکری محمد مهدی
٣٦ ص
(٣٧)
مسجد پادشاهي - شهبازی عصمت
٣٧ ص
(٣٨)
پيام ماه -
٣٨ ص
(٣٩)
پروندهي ويژه سبک زندگي
٣٩ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - اسلام و آيين زندگي - حسینی راد فاطمه

اسلام و آيين زندگي
حسینی راد فاطمه

شاخصه‌هاي سبک زندگي اسلامي و غربي، ناشي از دو نگاه متفاوت به انسان است. در نگاه غربي هدف از زندگي کسب لذت مادي است و بس. براي انسان غربي، جامعه تنها جمع جبري افراد است که هيچ رابطه و پيوندي بين آن‌ها نيست و انسان بر پايه‌ي عقلي که دارد مي‌تواند به بهترين شکل ممکن به لذايذ زندگي برسد؛ لذا هر چيزي که مانع اين آزادي و لذت‌خواهي شود، مزاحم فرديت او خواهد بود. از اين ديدگاه، دين، اخلاق و دولت، رقيب آزادي‌اند و مصرف و کسب رفاه بيش‌تر، بهترين مطلوب انسان است؛ بنابراين اقتصاد، دانشِ پايه است و تنظيمات عرصه‌هاي ديگر مثل خانواده، تعليم، تربيت، سياست و.‌.. بايد بر مبناي اهداف اقتصادي انجام گيرند.
در مقابل، در سبک زندگي اسلامي، نگاه به انسان به‌عنوان موجودي است که امکان تغيير در خويشتن را دارد و کمال وي از زماني محقق مي‌شود که جلوي اين تغيير گرفته نشود؛ به عبارتي ديگر، انسان يعني انتخاب، نه آزادي. امتيازي که نظام اقتصادي اسلام بر ديگر نظام‌ها دارد اين است که تمامي امور را در سود مادي خلاصه نمي‌کند و به اخلاق و مسايل انساني (مسئوليت‌ها و تکاليف در کنار حقوق و آزادي‌ها) توجهي خاص دارد.
در سبک زندگي اسلامي، همه چيز با نگاه تعليم و تربيت تفسير مي‌شود. خانواده محل تعليم و تربيت و عرصه‌ي سياسي، اجتماعي و اقتصادي ميدان کار، تلاش، جهاد و کسب روزي حلال است. در واقع، تمام عرصه‌هاي زندگي انسان بايد به گونه‌اي شکل بگيرد که انسان بتواند انسانيتش را محقق کند. محتواي اين شيوه‌ي تعليم براساس نياز زمان تغيير مي‌کند. اين سيستم به هيچ کدام از سيستم‌هاي موجود جهان شباهتي ندارد؛ نه شرقي است و نه غربي، و تنها خواست و جهت آن به سمت تکامل انسان و جامعه‌ي انساني و رستگاري آن‌ها در زندگي دنيوي و اخروي است.
با وجود اين امروزه در سرزميني که بايد خود الگوي کشورهاي اسلامي باشد، شاهد کم‌رنگ شدن سبک زندگي اسلامي و تمايل افراد به سبک زندگي غربي هستيم. ايرانيان همان‌طور که در برخي ارزش‌ها دچار بحران شده‌اند، در سبک زندگي نيز در ١٠٠ساله‌ي اخير، دچار تشتّت بسيار در نگرش و گرايش‌ها، آداب و رسوم، نظامات و سنن اجتماعي، باورها و حتي باورهاي ديني خود شده‌اند؛ به‌طوري که سبک زندگي ايراني‌- اسلامي دچار تضاد و تناقض‌هاي فراواني شده که از جامعه‌ي ما يک جامعه‌ي شبه‌مدرن ساخته که نه مي‌توان آن را سنتي و اسلامي ناميد و نه نام مدرن بر آن نهاد، و اين امري نگران‌کننده است؛ همان‌طور که در کلام انتقادي رهبر فرزانه‌ي‌مان (٢٣ مهر ٩١/ بجنورد) کاملاً مشهود و قابل درک است، بايد نگران اين تذبذب هويتي بود.
غرب با استفاده از تکنولوژي‌هاي متنوع خود به دنبال ايجاد فرهنگ يکساني‌- فرهنگ خود‌- در جهان است و ارزش‌هايي را به خورد جامعه‌ي ما مي‌دهد که در تضاد و تقابل کامل با ارزش‌هاي فرهنگي ما هستند. پذيرفتن اين ارزش‌ها، باعث دوري از هويت اسلامي و ايراني شده، ما را از نظر ذهني کاملاً وابسته به غرب و فرهنگ سرمايه‌داري خواهد کرد‌.
جنگ نرمي که غرب به کمک وسايل ارتباطي، ماهواره‌ها و فضاي اينترنت به راه انداخته، زمينه‌ي رواج سبک زندگي غربي را در کشورهاي مسلمان فراهم کرده است. به‌عنوان نمونه، سرمايه‌داري جهاني به خوبي مي‌داند که بنياد جامعه‌ي اسلامي «خانواده‌ي اسلامي» است؛ لذا با ارايه‌ي برنامه‌هاي مبتذلي که در آن‌ها خيانت، روابط نامشروع و روابط خارج از نهاد خانواده کاملاً عادي به نظر مي‌رسد، سعي در ترويج افکار مادّي‌گرا و غيراخلاقي خود دارند.
انسان معاصر به‌خصوص انسان غربي داراي مشکلات بسياري است. مدرنيته در عين دست‌آوردهايي که براي او داشته، پي‌آمدهاي نامطلوبي را هم برايش به ارمغان آورده است. امروز انديشمندان غربي هم همگي از شيوه‌ي زندگي غربي دفاع نمي‌کنند. ما چگونه فرهنگي را مي‌خواهيم جاي‌گزين سبک زندگي اسلامي و ايراني خودمان کنيم؟ سبک زندگي، زاويه‌ي نگاه ما را تغيير داده است. در اين نوع سبک زندگي، نيازهاي ما پابرجاست، اما به ولع تبديل شده است!
مطمئناً تنها راه گريز از اين بحران، بازگشت به اسلام راستين و استفاده از منابعي است که اسلام در هر زمينه از جمله «سبک زندگي» معرفي کرده که عبارت‌اند از: قرآن‌کريم، سنت و سيره‌ي معصومين(ع)، عقل بشر و تجربه. در واقع، تفاوت ما با غربيان اين است که آن‌ها وحي الهي و معارف وحياني را کنار گذاشته و تنها به عقل و تجربه بها داده‌اند. البته دست‌آوردهاي ارزشمندي هم داشته‌اند؛ اما وضعيت جهاني امروز ثابت مي‌کند که عقل انسان بدون پشتوانه‌ي دين و معارف الهي راه به جايي نخواهد برد‌.
در ادامه‌ي اين مبحث به بررسي مهم‌ترين ويژگي‌هاي يک شهروند مسلمان در جامعه‌ي اسلامي مي‌پردازيم و آن‌ها را از ديدگاه قرآن و احاديث بررسي مي‌کنيم.
تأکيد بر وحدت (برادري) و پرهيز از تفرقه:
اصلاح ميان مردم و دوري از تفرقه، آثار مثبت دنيوي، اخروي، فردي و اجتماعي بسياري همچون آرامش، قدرت و پيش‌رفت مادي و معنوي براي افراد و جامعه در بردارد. رسول‌خدا فرمود: «اصلاح ميان مردم از نماز، زکات و روزه برتر است؛ زيرا تيره شدن روابط مردم، دين را ريشه‌کن مي‌کند.»(١) و فرمود: «قهر کردن از برادر ديني به منزله‌ي ريختن خون اوست.»(٢) با اين حساب کينه‌توزي و اختلاف نبايد هيچ جاي‌گاهي در زندگي شهروندان جامعه‌ي اسلامي داشته باشد؛ چرا که طبق فرمايش امام علي(ع) همانند تيغ تيزي است که هر روز آن را بر بدنه‌ي دين مي‌کشند و همه‌ي آثار آن را محو مي‌کند(٣).
در نظام اسلامي، امنيت جاني، مالي، حيثيتي و حريم خصوصي افراد بايد رعايت شود، به‌خصوص حرمت آبروي مؤمن که طبق روايات از حرمت کعبه بيش‌تر است! پس اگر مي‌خواهيم جزء بدترين مردم نباشيم(٤)، رسول‌خدا را به جنگ خود نخوانيم(٥) و خدا عيب‌هاي ما را آشکار نکند(٦) و در آخرت نااميد از رحمت خدا نباشيم(٧)، از گناهان کبيره‌اي همچون غيبت، تهمت، افترا، بدگويي و سخن‌چيني بايد به شدت پرهيز کنيم؛ چرا که باعث تفرقه، جدايي و اختلاف ميان مؤمنان مي‌شود.
رعايت حق‌الناس و احترام به حقوق شهروندان:
از منظر اسلام، اساس زندگي اجتماعي در احترام و گردن نهادن انسان‌ها به حقوق اجتماعي ديگران است؛ تا جايي که امام علي(ع) فرمود: «خداوند سبحان، حقوق بندگانش را مقدمه‌ي حقوق خود قرار داده است.»(٨)
امام صادق(ع) در پاسخ سؤالي درباره‌ي حقوق مسلمان بر مسلمانان ديگر مي‌فرمايد: «مي‌ترسم حقيقت را بگويم و شما به آن عمل نکنيد و از دين خدا خارج شويد»! آن‌گاه چنين ادامه مي‌دهند: «همانا سخت‌ترين تکاليف الهي درباره‌ي بندگان، سه چيز است: يکي رعايت عدل و انصاف ميان خود و ديگران، آن اندازه که با برادر خود آنچنان رفتار کند که دوست دارد با خودش چنان رفتار شود، و اين که مال خود را از برادران مسلمان، مضايقه نکند... سوم ياد خداست.»(٩)
ياري رساندن و کمک به ديگران:
طبق آنچه از روايات به ما رسيده، «هر کس فرياد انساني (چه مسلمان و چه غيرمسلمان) را بشنود که مسلمانان را به ياري مي‌طلبد و ياري‌اش نکند، مسلمان نيست.»(١٠)
حُسن خُلق در روابط اجتماعي:
انسان به طور پيوسته با انسان‌هاي ديگر در ارتباط است و حقوق وي با حقوق ديگران به صورت‌هاي مختلف گره خورده است‌. آن‌قدر مسئله‌ي مدارا کردن با مردم در اسلام مهم است که امام صادق(ع) آن را نصف ايمان مي‌داند(١١) و پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «همان‌طور که خداوند مرا به اداي واجبات امر کرده به مدارا کردن با مردم نيز امر کرده است.»(١٢)
حسن خلق محبوب‌ترين و ارزش‌مندترين عمل پس از واجبات الهي نزد خداي متعال است و براساس روايات نه تنها سبب نشاط زندگي فردي و اجتماعي و آباداني سرزمين و فزوني روزي و محبوبيت است، بلکه موجب نجات آدمي و آمرزش گناهان و زمينه‌ساز قرب به پيامبر در روز قيامت و بهره‌مندي از شفاعت آن بزرگوار است.
شايد بتوان گفت رفتار شايسته و برخورد درست با شهروندان و هم‌نوعان، از بسياري عواقب و عوارض زندگي ماشيني و مدرن امروزي، مانند انواع بيماري‌ها و مشکلات عصبي و رواني جلوگيري مي‌کند.
امر به معروف و نهي از منکر:
شهروند مسلمان چون جامعه‌ي اسلامي را به مثابه‌ي کشتي در حال حرکت به جلو مي‌داند، طبيعي است که به هنجارها اهتمام دارد و در مقابل ناهنجاري‌هاي اجتماعي حساس است و از کنار آن‌ها به سادگي و بي‌تفاوت نمي‌گذرد. امر به معروف و نهي از منکر در اسلام، در کنار واجبات ديگري همچون نماز و روزه قرار گرفته و نوعي جهاد به حساب مي‌آيد و از عوامل مهم رسيدن به کمال، احياي ارزش‌ها و عامل پيرايش جامعه از ناهنجاري‌ها تلقي شده است‌. خداوند در قرآن کريم مي‌فرمايد: «شما بهترين امتي هستيد که براي مردمان پديد آمده‌اند؛ به نيکي فرمان مي‌دهيد و از ناشايستي باز‌مي‌داريد.» (آل‌عمران، آيه‌ي ١١٠) رسول‌خدا(ص) مي‌فرمايند: «هرکدام از شما منکري ديد، بايد به دست خويش آن را تغيير دهد؛ اگر نتوانست، به زبانش و اگر نتوانست به قلبش، که حداقل ايمان، همين است.»(١٣)
صله‌ي رحم و تحکيم پيوند با خويشان:
پيوند با خويشان و نيکي به آن‌ها، به‌ويژه پدر و مادر، از مهم‌ترين راه‌هاي رشد و تعالي در همه‌ي زمينه‌ها و تقرب به خداوند است که پس از ايمان به خدا از بافضيلت‌ترين اعمال ديني به شمار آمده و اجر مادي و معنوي بسياري دارد.
صله‌ي رحم (و چشم در چشم شدن با خويشان که خودش محبّت مي‌آورد و کينه را مي‌بَرد) نزد خداوند متعال آن‌قدر مهم است که آن را از جهت پاداش، سريع‌ترين عبادت قرار داده و علاوه بر پاداش اخروي، پاداش زودهنگام و دنيوي براي آن مقرر داشته؛ به گونه‌اي که حتي گنه‌کاران با رعايت صله‌ي رحم ميان خود، دارايي‌شان زياد و با نيکي به يک‌ديگر طول عمرشان افزايش خواهد يافت.
پيامبر(ص) فرمود: «با کسي که پيوند خود را با تو گسسته پيوند برقرار کن و به آن که تو را محروم ساخته، عطا کن و از آن که بر تو ستم کرده درگذر! هرگاه چنين کردي خدا در برابر آنان پشتيبان تو خواهد بود.»(١٤) متأسفانه امروزه در جامعه‌ي اسلامي ما اين سنت حسنه کمرنگ شده و کارکرد واقعي خود را از دست داده است و در برخي خانواده‌ها تبديل به ميداني براي چشم و هم‌چشمي و تجمل‌گرايي شده است‌.
نيکي به همسايگان:
رسول‌خدا(ص) درباره‌ي رعايت حال همسايگان فرمود: «هرکس همسايه‌اش را اذيت کند، خداوند بوي بهشت را بر وي حرام مي‌کند.»(١٥) ما چه‌قدر آداب همسايه‌داري را رعايت مي‌کنيم؟ آن هم با وجود مصاديقي که از همسايه‌آزاري در زندگي‌هاي آپارتمان‌نشيني، رعايت نکردن اخلاق و پايين بودن آستانه‌ي صبر و تحمل در ساده‌ترين مناسبات اجتماعي و... شاهد هستيم!
توجه و احترام به سال‌مندان:
رسول‌خدا مي‌فرمايد: «کهن‌سال در ميان خاندانش همانند پيامبر در ميان امت خويش است.»(١٦) در سوره‌ي اسراء آيه‌ي ٢٣ مي‌خوانيم: «به پدر و مادرتان نيکي کنيد. هرگاه يکي از آن دو يا هر دوي آن‌ها نزد تو به سن پيري رسيدند، کم‌ترين اهانتي به آن‌ها روا مدار، بر آن‌ها فرياد مزن و گفتار لطيف و سنجيده به آن‌ها بگو.» در دنياي غرب بيش‌تر سال‌مندان جاي‌گاه شايسته‌اي ندارند. به سر بردن در تنهايي و انزوا، دوري از خانواده، مشکلات رواني، مالي و.‌.. گريبانگير آن‌هاست. علت اين بي‌عزتي در نوع تفکر غرب به انسان است. در آن‌جا هر ميزان که توان توليد انسان بيش‌تر باشد، احترام و ارزش او بيش‌تر است. گسترش خانه‌هاي سال‌مندان در کشور ما، ره‌آوردي از غرب و حاکي از عدم احساس مسئوليت درباره‌ي انسان و بينشي صرفاً مادي درباره‌ي اوست‌.
تأکيد بر تلاش (کار) و کسب روزي حلال:
رفاه اقتصادي جامعه در گرو کوشش در توليد و قناعت در مصرف است. پيشوايان اسلام مسلمانان را به کار و تلاش توصيه کرده و از محل کسب و توليد و بهره‌رساني به «عزت» تعبير مي‌کنند.(١٧)
در نگرش نبوي «هرکس که از راه حلال کسب کند و با آن خويشتن را از مردم بي‌نياز و خانواده و فرزندانش را تأمين کند، روز قيامت با پيامبران و صديقان محشور مي‌شود.»(١٨) رسول‌خدا در انتقاد از بعضي اصحابش و در تفسير درست آيات آغاز سوره‌ي طلاق فرمود: «من دشمن مي‌دارم کسي را که دهانش را به دعا بگشايد و بگويد: خدايا، روزي‌ام ده! ولي کار و کسب را رها کند.»(١٩) و فرمود: «عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن در کسب حلال است.»(٢٠)
اصلاح الگوي خوردن و آشاميدن:
خوردن، آشاميدن و پرهيز از افراط و تفريط در نگاه دين، بهره‌گيري از نعمت‌هاي الهي در مسير بندگي خداست؛ لذا در آموزه‌هاي ديني براي اين رفتار توصيه‌هايي آمده است؛ ازجمله نهي از خوردن و آشاميدن به‌سان بيگانگان. امام علي(ع) پيوسته مي‌فرمود: «امور اين امت همواره به خير و صلاح خواهد بود مادامي که به‌سان بيگانگان غذا نخورند و لباس نپوشند. پس هرگاه چنين کردند، خدا خوارشان مي‌کند.»(٢١) و همچنين به امام حسن(ع) مي‌فرمايند: «مي‌خواهي چهار خصلت به تو بياموزم تا از درمان بي‌نياز شوي؟» عرض کرد:« آري.» فرمود: «بر سر سفره منشين مگر آن‌گاه که گرسنه‌اي و از کنار سفره برنخيز مگر وقتي که هنوز اشتها داري و جويدن غذا را به نيکي انجام بده و پيش از خوابيدن به دستشويي برو؛ هرگاه اين‌ها را رعايت کردي از درمان بي‌نياز مي‌شوي.»(٢٢)
مردي خدمت پيامبراکرم(ص) عرض کرد: «دوست دارم دعايم مستجاب شود.» حضرت فرمود: «غذاي خود را پاکيزه کن و از هر گونه غذاي حرام بپرهيز.»(٢٣) بنابراين يکي از مهم‌ترين نشانه‌هاي افراد مؤمن استفاده از غذاي حلال و پاکيزه‌اي است که بدون دخالت هيچ گناه و حرامي حاصل شود.
پرهيز از مال‌اندوزي و اسراف:
خدا در قرآن مال و ثروت را نعمت خود به بندگان و زمينه‌ي شکرگزاري آن‌ها مي‌شمارد. از نظر اسلام مال و ثروت اگر نردبان صعود انسان به کمال شود خوب؛ اگر سد راه اين کمال و موجب دلبستگي انسان شود، ناپسند خواهد بود. اسلام در برابر مال و ثروت موضع منفي ندارد، بلکه ثروتي را مدح مي‌کند که در آن «فراموش نکردن بهره‌ي انسان از دنيا» (قصص، آيه‌ي ٧٧) تحقق يابد و مايه‌ي فساد و فراموش کردن ارزش‌هاي انساني و گرفتار شدن در مسابقه‌ي جنون‌آميز «تکاثر و زياده‌خواهي» نشود و انسان را به خودبرتربيني و تحقير ديگران نکشاند.
يکي از ياران امام صادق(ع) به ايشان عرض کرد: «چه‌کار کنم من دنيا را دوست دارم و به آن علاقه‌مندم‌. مي‌ترسم دنياپرست باشم!» امام فرمود: «با ثروت دنيا چه مي‌خواهي انجام دهي؟» گفت: «هزينه‌ي خود و خانواده‌ام را تهيه و به خويشاوندان کمک کنم. در راه خدا انفاق کرده و حج و عمره به جا آورم.» امام فرمود: «اين دنياطلبي نيست، بلکه طلب آخرت است.»(٢٤)
از نظر قرآن ريشه‌ي تجمل‌گرايي در اموري همچون حسادت، احساس حقارت، تکبر و تفاخر نهفته است. چشم و هم‌چشمي نيز عامل ديگري است. با نگاهي به اطرافيان خود مي‌توانيم دريابيم کساني که گرفتار کمبودهاي روحي و رواني و عقده‌ي حقارت هستند، براي جبران اين نقيصه به تجمل‌گرايي دامن مي‌زنند. مجالس تشريفاتي، جهيزيه‌هاي آن‌چناني و مهريه‌هاي سنگين هيچ سنخيتي با آموزه‌هاي اسلامي ما ندارند.
تجمل‌گرايي آفت اقتصاد سالم و صرفه‌جويي است. بسياري از مشکلات جامعه‌ي ما به علت خروج از اعتدال و گرايش به اسراف و تبذير (ريخت و پاش) و رفاه‌زدگي است. راه‌کار پيش‌گيري از اين عاملِ سقوط انسان و جامعه، قناعت و ساده‌زيستي و سرمشق گرفتن از سيره‌ي اهل‌بيت(ع) است.
ما بايد با توجه جدي به فرهنگ مصرف اسلامي اين فرموده‌ي مقام معظم رهبري را سرمشق خود قرار دهيم که: «اجتناب از اسراف فقط يک مسئله‌ي اقتصادي نيست؛ هم اقتصادي است، هم اجتماعي است، هم فرهنگي است و آينده‌ي کشورمان را تهديد مي‌کند...»
حرف آخر:
موارد ذکرشده، نمونه‌هايي از صفات و ويژگي‌هاي يک شهروند در جامعه‌ي اسلامي است. ذکر اين نکته لازم است که هدف از قوانين اجتماعي، استحکام زندگي اجتماعي و رعايت حقوق شهروندي و جلوگيري از نابودي و سقوط جامعه است‌. براي نهادينه کردن نظام اخلاقي در يک جامعه، بايد به موضوعات اخلاقي که ضامن حفظ و عزت انسان و جوامع انساني است، توجه ويژه‌اي شود. فرد فرد شهروندان بايد در تحقق فضايل اخلاقي بکوشند و آن را به شکل يک «فرهنگ» دربياورند و در سالم‌سازي فضاي جامعه‌ي اسلامي خويش مشارکت داشته باشند.

پي‌نوشت‌ها:
١. مفاتيح‌الحياة، [آية‌الله] جوادي‌آملي، ص٤٥٤‌.
٢. همان، ص٤٥٧‌.
٣. نهج‌البلاغه، خطبه‌ي ٨٦‌.
٤. امام علي(ع): «بدترين مردم کسي است که از لغزش‌هاي ديگران درنمي‌گذرد.» (غررالحکم، ص٢٤٥).
٥. رسول‌خدا(ص): «هرکس به دوست من اهانت کند مرا به جنگ خود خوانده است.» (مفاتيح‌الحياة، ص٤٦٢).
٦. امام علي(ع): «کسي که از ديگران عيب بجويد، خدا عيب‌هايش را آشکار مي‌کند.» (همان، ص٤٦٣).
٧. امام صادق(ع): «من اعان علي مؤمن بشطرکلمة لقي الله عزوجل و بين عينيه مکتوب: آيس من رحمة‌الله» (همان، ص٤٦٣)‌.
٨. غررالحکم، حديث ‌٤٧٨٠.
٩. الکافي، ج٢، ص١٧٠‌.
١٠. همان، ج٢، ص‌١٦٤‌.
١١. «مداراة‌الناس نصف الايمان.» (وسائل الشيعه، ج١٢، ص٢٠١‌).
١٢. «امرني ربي لمداراة‌الناس کما امرني لأداء الفرائض» (الکافي، ج٢، ص١١٧‌).
١٣. نهج‌الفصاحة، ابوالقاسم پاينده، به کوشش غلامحسين مجيدي، ص٦٢٩‌.
١٤. مفاتيح‌الحياة، ص٢١٩‌.
١٥. حلية‌المتقين، علامه محمدباقر مجلسي، ص٢٩٧‌.
١٦. مفاتيح‌الحياة، ص٣٩٨‌.
١٧. معلي‌بن‌خنيس مي‌گويد: امام صادق(ع) مرا ديد که ديرتر از ديگران به بازار(محل کار) مي‌روم؛ به من فرمود: «بامدادان به سوي عزت خود (محل کسب) روان شو.» (همان، ص٥٨٠‌)‌.
١٨. بحارالانوار، ج٧٠، ص٢٨‌.
١٩. مفاتيح‌الحياة، ص٥٨٤‌.
٢٠. همان، ص٥٨٩‌.
٢١. همان، ص٤١٠‌.
٢٢. حلية‌المتقين، ص٦٧‌؛ کنزالعمال، متقي هندي، ج ١٥، ص٢٦١‌؛ حلية‌المتقين، ص٦٢‌.
٢٣. بحارالانوار، ج١٦، ص٣٧٣‌.
٢٤. همان، ج٧٣، ص١٦٢‌.