معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٥ - طنزي از جنس ١٤+ - سحری محمدمهدی
طنزي از جنس ١٤+
سحری محمدمهدی
به بهانهي فيلم «خوابم ميآد» اولين تجربهي کارگرداني «رضا عطاران»!
مقولهاي طنز و ژانر سينماي کمدي، از پرطرفدارترين گونههاي سينمايي در جهان است. برخلاف ماهيت آنکه در تصور عامه بايد اينگونه کارها به همراه لبخند، شادي و پاياني خوش باشد، تهيه و ساخت اين کارها از جديترين ژانرهاي سينمايي محسوب ميشود. از نگارش کار گرفته تا انتخاب بازيگران و کارگرداني و حتي زمان نمايش اين فيلم، بايد با وسواس و دقت فراواني صورت بگيرد تا اثرگذاري مطلوب خود را داشته باشد و موفقيت نسبي را فراهم کند. بهعنوان مثال ساده، اگر نمايش فيلمهاي کمدي و سرگرمکننده در روزهاي تعطيلي که مناسب شادي و اعياد باشد صورت بگيرد، نسبت به روزهاي معمولي سال، تأثيرگذاري بيشتري دارد و مردم از ديدن آن بيشتر لذت ميبرند.
با توجه به مطالب مطرحشده- هرچند کوتاه- ميخواستيم حساسيت کار کمدي را در کارهاي نمايشي يادآور شويم. به سراغ فيلم «خوابم ميآد» اثر آقاي «رضا عطاران» ميرويم. رضا، مرد ميانسالي (٤٠ ساله، با بازي رضا عطاران) است که بهطور غيررسمي و به شکل حقالتدريس در مدارس غيرانتفاعي، رياضي تدريس ميکند! (اصلاً به ياد بازي او در فيلم «ورود آقايان ممنوع» نيفتيد!)
آدم ساده و بيدست و پايي که حتي از کنترل کلاس درس خود عاجز است و همين امر باعث ميشود از مدرسه اخراج شود. کسيکه در هيچ يک از امور زندگي، نتوانسته خود را ثابت کند و بهقولي «جربزهي کاري ندارد»؛ به همين خاطر است که به عقيدهي خودش خواب از بيداري بهتر است؛ چون موقعيتهايي که در خواب پيش ميآيد، هيچگاه در زندگي امکانپذير نيست.
وجود چنين فرزندي، حتماً باعث عذاب خانواده، بالاخص پدر و مادرش خواهد بود. موضوعي که در سراسر فيلم مادر (اکبر عبدي!) و پدر (آقاي ناصر گيتيجاه= برندهي سيمرغ نقش مکمل مرد در اين فيلم) را آزار ميدهد. رضا، به استناد موقعيتهاي تاريخي که در فيلم از زندگي او (از کودکي تا حالا) به نمايش درميآيد، انساني است که هيچگاه نتوانسته خود را ثابت کند و به ميل درونياش برسد. تا اينکه در يک برخورد اتفاقي، در سردر يک پاساژ با دختري پاستيلفروش (مريلا زارعي) آشنا ميشود و اين تصور را پيدا ميکند که تمام گذشتهي ناموفق خود را ميتواند با ازدواج با اين دختر تغيير دهد. از اين به بعد، فکر و ذهن رضا رسيدن به دختري است که هوش و حواسش را برده است؛ اما دختر مشکلي دارد که به اين راحتي قابل حل نيست. مريلا زارعي، خواهري دارد که دچار بيماري کليوي است و براي خريد کليه و عمل خواهرش احتياج به مبلغ زيادي پول دارد. او چنين پولي ندارد و رضا براي اينکه بتواند راه را براي ازدواجش فراهم کند، از هيچ نوع کمکي به او دريغ نميکند؛ اما به گفتهي دختر، راهي بهجز دزدي براي تهيهي چنان پولي باقي نمانده است. راهي که هيچگاه در مخيلهي شخصي مثل رضا خطور پيدا نميکرد؛ اما چاره چيست؟ او ميخواهد يکبار هم که شده، به خواستهي دلش برسد و به چيزي که ميخواهد دست پيدا کند.
راه دزدي خيلي موفقيتآميز نيست؛ به همينخاطر، دختر به فکر نقشهي يک آدمربايي و باجگيري ميافتد. نقشهاي که در کمال بدشانسي اين دو نفر، بهگونهاي پيش ميرود که پولي به دست نميآورند که هيچ، جان هر دو نيز به خطر ميافتد. رضا و دختر از مهلکه فرار ميکنند و در جادهاي پنهان ميشوند. همانطور که دختر بيرون از ماشين، اوضاع را کنترل ميکند، ماشين از دنده خلاص ميشود و رضا به همراه ماشين به دره سقوط ميکنند و رضا به خواب ابدي فرو ميرود!
«رضا عطاران» در جايگاه کارگردان، با توجه به تجربههاي بسيار مفيد و خوبي که اين هنرمند باهوش در طول ساليان سال کار، در گونهي طنز و کمدي در تلويزيون و سينما داشته، اثري به وجود آورد که در بين آثار ديگر کارگردانان همدورهي خودش، يک سر و گردن بالاتر است. اين موضوع را جوايزي که فيلم از جشنوارهي فجر کسب کرده ثابت ميکند. بالاخص اينکه آمار فروش فيلم هم مؤيّد آن خواهد بود.
او بهعنوان بازيگر- کارگردان، در اين فيلم هم نقش خودش را به خوبي ايفا کرد و هم توانست استادانه از بازيگراني که با وسواس آنها را انتخاب کرده، به خوبي بازي بگيرد. او به گفتهي خودش، يکسري بازيگر دارد که اسامي آنها را در جايي يادداشت کرده تا هر جا که لازم باشد از آنها استفاده کند. او اعتقاد دارد، اين بازيگران تا حالا در شرايطي قرار نگرفتهاند که انرژي نهاييشان را براي کارشان بگذارند و بيشترين اثر را روي کار داشته باشند. او با انتخابشان در جاي خودش، اين امکان را براي آنها فراهم ميکند.
اما اين کارنامهي مورد قبول او در اولين اثر سينمايي، داراي نکاتي است که بد نيست به آنها هم اشارهاي داشته باشيم. نکتهاي که تصور ميشد در ذهن اين کارگردان و بعضي افرادي که ميخواهند در عرصهي طنز و کمدي فعاليت کنند وجود دارد، اين است که حاضرند هر کاري که مخاطب را ميخنداند، انجام دهند!
تصور کنيد شما به همراه فرزند يا برادر و يا خواهر کوچک خود که تاکنون سعي کردهايد او را درست تربيت کنيد، به سينما ميرويد تا فيلمي مثل «خوابم ميآد» را تماشا کنيد. هر دو مشغول تماشاي فيلم هستيد. مروري بر بعضي از صحنههاي خندهدار فيلم خواهيم داشت، يقيناً شما به آنها ميخنديد يا خنديدهايد؛ اما آيا اين حس و حال و فهم و درک صحنه! در فرزند، برادر يا خواهر کوچک شما نيز به همين منوال بوده؟ آيا او را در يک تعارض شخصيتي و تربيتي قرار نميدهد؟
١) دانشآموزاني پرتوقع و بيادب، معلم رياضي خود را هنگام تدريس با لولهي خودکار و کاغذ خيسشده اذيت ميکنند. معلم به محض اعتراض، خودش از مدرسه اخراج ميشود.
٢) در مرور خاطرات رضا در دوران کودکي، معلمي که او را ميزد و تنبيه ميکرد، معلمي با تيپ حزباللهي و شبيه آنهايي که هماکنون در شمايل بسيجيها و جبههايها نمايش ميدهند، بود. تصور ميشود اين شيوهي نمايش از انصاف به دور است.
٣) پسري در سن کودکي (رضا) شلوارش را خيس ميکند!
٤) دختري که رضا در دوران کودکي با او همبازي بود، در دورهي جوان دختري چاق ميشود. آيا چاق بودن يک دختر، او را از انسانيتش ساقط ميکند؟
٥) آنقدر به سينماي دفاع مقدس بيمهري و کمتوجهي شد که پايش در فيلمهاي طنز و کمدي هم باز شد تا جايي که در صحنههاي خندهدار اين فيلم هم، سهمي را به خود اختصاص داد! جالب است آمريکا که هميشه متجاوز بوده، از جنگ و سربازان خود به احترام و بزرگي ياد ميکند؛ بهگونهاي که اشک چشم بينندهي ايراني را هم جاري ميکند!
٦) مردي در ٤٠ سالگي خودش را خيس ميکند و مجبور به پوشيدن دامن زنانه ميشود!
٧) مردي در ميانسالي (رضا) رختخواب خود را خراب ميکند!
٨) معلم سرخانهاي (رضا) دزدي کردن را، با برداشتن بشقاب تزييني روي ديوار خانهي شاگردش تمرين ميکند!
٩)- به ياد فيلمهاي چارلي چاپلين- مادر خانواده در بازي و تمرين با تفنگ، تيرش به پشت پدر خانواده فرو ميرود!
١٠) دکتر در معاينهي رضا، وقتي که ميخواهد دکمههاي پيراهنش را باز کند، رضا به تصور آنکه دکتر خيال بد دارد از جايش بلند ميشود!
و صحنههاي ريز و درشت ديگري که ديدن اين فيلم و امثالش که فقط قصدشان خنداندن تماشاگران است، سينما را محيطي ناامن از نظر اخلاقي براي کودکان و نوجوانان خواهد کرد. اي کاش وسواس و دقتي که بزرگترها در خريد کفش، لباس و امثال اينها که حتماً بايد به سايز و اندازهي فرزندشان باشد به خرج ميدهند، در ساختن و ديدن فيلمهايي از اين جنس داشته باشند.