معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - آدمي باش با کارهاي غيرمعمول - رمضانی قاسم
آدمي باش با کارهاي غيرمعمول
رمضانی قاسم
لحظهاي که خود را به انجام کاري متعهد ميکنيد، خداوند هم به ياري ميآيد. دستهايي به ياري ميآيند که اگر تعهدي نداشتيد، نميآمدند. عواملي پيشبيني نشده به کمک ميآيند که خواب آن را هم نديدهايد.
بسياري از آدمها، تعهد را از دريچهي احساس خود مينگرند. احساسشان راهنماي انجام تعهد آنهاست؛ اما تعهد راستين، چيزي ديگر است. تعهد، امري احساسي نيست، بلکه ريشهي آن در منش ماست؛ منشي که تحقق هدفهاي ما را ممکن ميکند. احساسات انسان پيوسته در نوسان است؛ اما تعهد او به سنگ خارا ميماند. اگر تيمي منسجم ميخواهيد- خواه در کسب و کار يا در باشگاهي ورزشي و يا نهادي مَدَني- بايد اعضا يا بازيکناني داشته باشيد که پايههاي تعهد آنان به تيم، استوار باشد. چيزهايي هست که هر عضو مؤثر تيم بايد بداند:
١. تعهد، معمولاً در گير و دار سختي، خود را نشان ميدهد
کسي نميداند که به چيزي متعهد است يا نه، مگر اينکه با شرايطي دشوار روبهرو شود. سختي و دشواري، بذر تعهد را ميروياند و تعهد، سختکوشي را دامن ميزند. هر قدر روي چيزي بيشتر کار کنيد، احتمال اينکه از آن دست بکشيد، کمتر ميشود.
اين سخن از بزرگان است که «هر چه سختتر بکوشيم، تن به تسليم دادن سختتر ميشود.» کسي که متعهد باشد به آساني تسليم نميشود.
٢. تعهد، بر اثر انتخاب ايجاد ميشود، نه بر اثر شرايط
بيشتر افراد به سالهاي پشت سر خود مينگرند و زمان و مکان را به ياد ميآورند که مسير زندگيشان به کلي عوض شده. لحظههايي هستند که به تصادف يا به عمد، به سبب تحوّلي دروني يا تطبيق با حوادثي که دور و بر ما روي ميدهد، وادار ميشويم خود و شرايط زندگي خود را از نو ارزيابي کنيم و تصميمهايي بگيريم که بر بقيهي زندگيمان اثر ميگذارد.
بسياري از مردم تصور ميکنند، شرايط است که تصميمهاي ما را رقم ميزند؛ امّا غالباً تصميمها هستند که شرايط را ايجاد ميکنند. وقتي تعهد را برميگزينيم، بخت کاميابي ما افزايش مييابد.
٣. تعهد، به استعداد و توانايي بستگي ندارد
گاه وقتي به آدمهايي بااستعداد برميخوريم که بسيار موفق هستند، تصور ميکنيم که تعهدشان ناشي از استعداد آنهاست. به نظر ميرسد که براي قهرمانان، ورزش کردن، يا براي هنرمندان، تمرين کردن و يا براي اهل کسب و کار، فعاليت کسبي آسانتر است؛ اما اينطور نيست. تعهد و استعداد ربطي به يکديگر ندارند، مگر اينکه خود ما بين آنها پيوندي ايجاد کنيم. مگر آدمهايي را نديدهايد که استعداد سرشار دارند، اما آن را هدر دادهاند؟ مگر آدمهايي را کماستعدادتر، اما موفقتر از خود نميشناسيد؟ يکي از دلايل اين اتفاق، تعهد آنهاست.
«به قدرت بيشتر، توانايي بيشتر يا فرصت گرانبهاتر، نيازي نيست. نياز، اين است که آنچه را داريم، به خوبي به کار گيريم.»
٤. تعهدي که مبتني بر ارزشها باشد، پايدار ميماند
پذيرفتن تعهد، يک چيز است و پايبندي به آن، چيزي ديگر. چگونه ميتوان متعهد باقي ماند؟ پاسخ اين است که پايهي تعهدات ما چيست؟ هر وقت تصميمهاي خود را بر پايهي ارزشهاي محکم زندگي خود گرفتيد، حفظ تعهد در بلندمدت آسانتر ميشود؛ زيرا لزومي نخواهد داشت که پيوسته ميزان ارزش و اهميت آن تعهد را بسنجيد. حفظ تعهدي که بر پايهي اعتقاد استوار باشد، آسانتر است.