معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - از عبايت - شیری علی اصغر
از عبايت
شیری علی اصغر
کودکيهايت شريک سجدهي پيغمبري که...
شرح معراجت شده از شانهاش، از منبري که...
آيهآيه عشق را تفسير ميکردي تو بر آن
سورهسوره نور بودي، جرعهجرعه کوثري که...
کودکيهاي تو بود و بوسهي شوق پيمبر
در نگاهش اشک بود و بوسههاي ديگري که...
بر تنت باغ شکوه لالههايي سرخ ميشد
لالههاي زخم تيغ دشمنت بر حنجري که...
بارها تکبير را لبريز ميکردي تو از آن
بارها تکبير تو برپا نموده محشري که...
يک به يک از پارههاي جان خود در آن گذشتي
تا بماند بعد از اين هم مکتب پيغمبري که...
هر که بر ديدار او دلتنگ ميشد در مدينه
خيره ميشد بر رخ ماه عليّاکبري که...
کفر در جنگ عليّاکبر مردّد بود و آن دم
اشبهالناس پيمبر مانده بود و لشکري که...
زخم تيغ و نيزههاشان بر تنش از حد گذشت و
بوسهي شمشير بود و زخم بود و پيکري که...
?
کربلا خون گريه ميکرد از عبايت قطرهقطره
خيمهخيمه اشک بود و ماتم پيغمبري که...