معارف اسلامی
(١)
آفرينش - شهبازی عصمت
١ ص
(٢)
ساقيا -
٢ ص
(٣)
چگونه منکرت باشم؟ - احمدی دوستدار ساناز
٣ ص
(٤)
دانشگاه و تربيت نخبگان در ايران - خالقی محمدهادی
٤ ص
(٥)
جانِجان - امین پور قیصر
٥ ص
(٦)
گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمين دکتر جواد اژهاي - عابدی حمید
٦ ص
(٧)
هميشه فاجعهاي هست پشت هر بوسه - رحیمی مهدی
٧ ص
(٨)
ياکريمتر - حضرتی علیرضا
٨ ص
(٩)
از عبايت - شیری علی اصغر
٩ ص
(١٠)
پيغام سبز - سالاروند فاطمه
١٠ ص
(١١)
گزارشي کوتاه از ششمين همايش ملي نخبگان کشور- مهر 1391 - جمالی فرد حسین
١١ ص
(١٢)
دانشجو بايد آرمانگرا باشد - عابدی حمید
١٢ ص
(١٣)
مهريه؛ بايدها و نبايدها! - هاشمی
١٣ ص
(١٤)
روانشناسي خودماني-1 - ربانی هادی
١٤ ص
(١٥)
ياد ايام - ندیری رقیه
١٥ ص
(١٦)
اذن جنگ خواستن حضرت علياکبر از سيدالشهدا - داعی آرانی ملامحسن
١٦ ص
(١٧)
گزارشي کوتاه از ششمين نمايشگاه بينالمللي رسانههاي ديجيتال - جمالی فرد حسین
١٧ ص
(١٨)
من تصميم ميگيرم - جوادی سیده زهره
١٨ ص
(١٩)
جنبش دانشجويي در گذرگاه تاريخ - عابدی الهام
١٩ ص
(٢٠)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٢٠ ص
(٢١)
زن بودن در پنج پرده! - اشتیاقی محسن
٢١ ص
(٢٢)
بابارکنالدين - رحیمی ناهید
٢٢ ص
(٢٣)
نامهاي به خدا - فریبرز سهیلا
٢٣ ص
(٢٤)
اختر در گذر است! - مدقق سید احمد
٢٤ ص
(٢٥)
ده حالت سادهي بدني براي افزايش کارايي مغز* - قدوسی نفیسه
٢٥ ص
(٢٦)
جنبش دانشجويي؛ فرصتها و تهديدها - دویمی حمید
٢٦ ص
(٢٧)
پس کجاست؟ - رحیمی خدیجه
٢٧ ص
(٢٨)
يازيرام - حضرتی علیرضا
٢٨ ص
(٢٩)
ده بند - بابایی محمد حسین
٢٩ ص
(٣٠)
عجب دنياي کوچکي دارد اين فيلم! - سحری محمدمهدی
٣٠ ص
(٣١)
پارک پلاس - فریبرز سهیلا
٣١ ص
(٣٢)
پرسههاي يک نگاه - مؤمنی سمیه
٣٢ ص
(٣٣)
جنبش دانشجويي - رمضانی قاسم
٣٣ ص
(٣٤)
اتاقي براي خودم - ابراهیم پور زهرا
٣٤ ص
(٣٥)
سلامت - زمانی هاجر
٣٥ ص
(٣٦)
چرخنامه(2) سفر به روستاهاي غرب ايران - عابدینی عدالت
٣٦ ص
(٣٧)
در سايهي تختهسنگ - ذاکری محمد مهدی
٣٧ ص
(٣٨)
مسجدجامع چيرامان - شهبازی عصمت
٣٨ ص
(٣٩)
فهرست مهيار -
٣٩ ص
(٤٠)
پيام ماه -
٤٠ ص
(٤١)
روي جلد -
٤١ ص
(٤٢)
پروندهي ويژه
٤٢ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٣ - جنبش دانشجويي - رمضانی قاسم

جنبش دانشجويي
رمضانی قاسم

در دهه‌ي پنجاه، دانشجويان با اتکا بر هويت ديني خود و به رهبري امام خميني(ره) همگام با ساير مردم، نقش مؤثري در پيروزي انقلاب اسلامي ايران داشتند.
در اين مقال، به بررسي جنبش دانشجويي تا پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي‌پردازيم.
به نظر برخي، قدمت جنبش دانشجويي ايران به زمان اعزام نخستين گروه دانشجويان ايراني به خارج از کشور بازمي‌گردد. در آن زمان، جمعي از دانشجويان ايراني مقيم آلمان، محفل‌هاي دانشجويي تشکيل دادند و نشرياتي منتشر کردند.
نخستين اعتصاب در دانشگاه‌ها، به سال ١٣١٤ در دانشگاه تهران بازمي‌گردد. اين شايد يکي از نخستين حرکات دانشجويي در ايران بود. در آن زمان، اعتصاب‌کنندگان به خواسته‌هاي خود رسيدند؛ ولي پس از مدتي، عده‌اي دستگير شدند که اين مسئله به کشف «گروه ٥٣ نفر» انجاميد.
پس از شهريور ١٣٢٠ که فضاي جامعه بازتر شد، جنبش دانشجويي نيز نقش خود را در تحولات ايفا کرد. اولين گروه از دانش‌آموختگان دانشگاه تهران، تقريباً هم‌زمان با وقايع شهريور ١٣٢٠ و سقوط ديکتاتوري رضاخاني وارد جامعه‌ي ايران شدند.
بنابراين، بي‌ترديد حضور جدي طبقه‌ي تحصيل‌کرده و در حال تحصيل در عرصه‌ي تحولات اجتماعي، پيش از همه در نهضت ملي شدن صنعت نفت آشکار شد.(١)
با باز شدن فضاي سياسي در دهه‌ي ٢٠، در سال ١٣٢٨ جنبش دانشجويي در دانشگاه تهران به يکي از پاي‌گاه‌هاي مهم و نقش‌آفرين نهضت ملي شدن صنعت نفت تبديل شد و در سال ١٣٢٩ به اوج خود رسيد.
پس از کودتاي آمريکايي ٢٨ مرداد و سقوط مصدّق نيز، گروه‌هاي سياسي بار خود را بر دوش دانشجويان گذاشتند. در سال‌هاي ٣٢ تا ٤٢ نيز که دوران ثبت و استقرار رژيم شاه بود، دانشجويان از گروه‌هايي بودند که در صحنه حضور داشتند؛ اما ١٦ آذر ٣٢ نقطه‌ي عطف مبارزه‌ي دانشجويان پس از کودتاي ٢٨ مرداد بود؛ مبارزه‌اي که پايه‌هاي نظام را به لرزه درآورد و سرآغاز مبارزات دانشجويي و بيداري آنان براي دفاع از ارزش‌هاي اسلامي و ملّي شد.
چهارماه بيش‌تر از کودتاي ننگين ٢٨ مرداد ٣٢ نگذشته بود که شاه به تحکيم مواضع خود پرداخت و اعمال خائنانه‌ي دولت کودتا هر روز بر بغض و کينه‌ي مردم مي‌افزود و بر آتش خشم و غضب آنان دامن مي‌زد.(٢)
از اوايل آذر و پس از برگزاري اوّلين جلسه‌ي محاکمه‌ي دکتر مصدّق (به اتهام اقدام براي براندازي سلطنت)، تظاهراتي که در گوشه و کنار به وقوع مي‌پيوست، وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عده‌اي دستگير شدند و تظاهرات بي‌سابقه‌اي در دانشکده‌هاي پزشکي، حقوق و علوم دندان‌پزشکي، راه افتاد. در اين ايام ريچارد نيکسون، معاون رييسجمهور آمريکا، قصد داشت از طرف آيزنهاور به ايران بيايد تا نتايج پيروزي سياسي اميدبخشي را که در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و دوام سلطنت پهلوي شده بود، ببيند و هم‌چنين در روز ١٦ آذر از دانشکده‌ي حقوق دانشگاه تهران، دکتراي افتخاري بگيرد. به قول شهيد چمران، در حقيقت او آمد تا نتيجه‌ي سرمايه‌گذاري ٢١ميليون دلاري که سازمان جاسوسي آمريکا (سيا) در راه کودتا و سرنگوني نهضت ملي نفت و دولت مصدق هزينه کرده بود، از نزديک ببيند.
دانشجويان مبارز دانشگاه نيز، تصميم گرفتند که هنگام ورود نيکسون با برگزاري تظاهرات اعتراض‌آميز، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و طرفداري خود را از نهضت ملي صنعت نفت و دکتر مصدق نشان دهند.(٣)
لذا، رژيم براي جلوگيري از تظاهرات از ارتکاب هرگونه جنايتي ابا نداشت؛ به طوري که روز ٢١ آذر، يکي از دربانان دانشگاه شنيده بود که تلفني به يکي از افسران گارد دانشگاه دستور مي‌رسد که بايد دانشجويي را شقه کرد و جلوي در بزرگ دانشگاه آويخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نيکسون صداها خفه گردد و جنبنده‌اي نجنبد.
صبح روز دوشنبه ١٦ آذر ٣٢، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجويان متوجه تجهيزات فوق‌العاده‌ي سربازان و اوضاع غيرعادي اطراف دانشگاه شده و وقوع حادثه‌اي را پيش‌بيني مي‌کردند. پس از گذشت مدت کوتاهي از ساعت کار دانشگاه، جهت جلوگيري از تنش و درگيري، چندين دانشکده و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رييس دانشگاه تعطيل شد؛ اما نيروهاي نظامي رژيم که رفت‌و‌آمد دانشجويان را کنترل مي‌کردند، ابتدا تعدادي از دانشجويان را دستگير و سپس با هجوم به کلاس درس يکي از اساتيد دانشکده‌ي فني، تعدادي از حاضرين را مجروح کرده و سه دانشجو را به نام‌هاي: احمد قندچي، مصطفي بزرگ‌نيا و مهدي شريعت‌رضوي به شهادت رساندند. جريان اين فاجعه به سرعت منتشر و تمامي دانشجويان دانشگاه تهران ضمن اعتصاب، تظاهرات باشکوهي در خيابان‌هاي شهر برگزار کردند و تعداد زيادي از سازمان‌هاي دانشجويي خارج از کشور نيز به عمل وحشيانه‌ي دولت کودتا به شدت اعتراض کردند. هم‌چنين شاه روز هفده آذر، تيمسار مزيّني را براي دلجويي به دانشگاه اعزام کرد تا خودش را از اين ماجرا تبرئه کند. وي با خانواده‌ي شهدا ملاقات و از اساتيد و رؤساي دانشگاه عذرخواهي مي‌کند.
اما روز ١٨ آذرماه در همان دانشگاهي که دانشجويان در آن به شهادت رسيدند، نيکسون دکتراي افتخاري خود را دريافت مي‌کند.
بزرگ‌ترين درس ١٦ آذر به نسل آينده‌ي دانشگاه، آرمان‌خواهي، اصول‌گرايي، تعهد، خودآگاهي و حساسيت سياسي است که شهيدان بزرگ‌نيا، قندچي و شريعت رضوي با نثار خون پاک‌شان از ١٦ آذر يک واقعه‌ي ارزش‌آفرين و به‌يادماندني آفريدند.(٤)
جنبش دانشجويي تا پيروزي انقلاب اسلامي
بعد از حادثه‌ي ١٦ آذر ٣٢، جنبش دانشجويي به تدريج به خودآگاهي مي‌رسيد و حضور خود را در جامعه نهادينه کرد. البته قبل از آن، اولين انجمن اسلامي دانشجويان در سال ١٣٢١ در دانشکده‌ي پزشکي دانشگاه تهران تشکيل شده بود.
دانشجويان تشکّل‌يافته، همگي از شاگردان درس‌هاي تفسير قرآن مرحوم آيت‌الله طالقاني بودند که در راه تأسيس و تداوم انجمن، از وجود ايشان سود مي‌جستند.(٥) پس از سال ١٣٣٢ يک دوره‌ي سرکوب شروع شد و تا سال ٣٥ ادامه پيدا کرد.
پس از آن زمينه‌ي فعاليت دانشجويان از طرف رژيم براي دلجويي آنان فراهم شد. در سال ٣٩، دانشگاه مجدداً نقش پيشرو داشت؛ به طوري که دانشجويان يک اعتصاب سراسري داشتند و همه‌ي دانشگاه‌هاي تهران به مدت ٣ روز تعطيل بود.
حرکت بعدي دانشجويان، حمايت از امام خميني(ره) و نهضت ١٥ خرداد بود. روز ١٥ خرداد ٤٢ به دنبال انتشار خبر بازداشت حضرت امام(ره)، حدود ساعت ٣٠/١٠ صبح تظاهرات بزرگي در دانشگاه تهران به خصوص دانشکده‌ي پزشکي برگزار شد.(٦)
آن روز خودروهاي ارتشي به دانشگاه حمله‌ور شدند و بسياري از دانشجويان و مردم جنوب شهر به شهادت رسيدند. فردا صبح، دانشکده‌هاي فني، حقوق و علوم سياسي، علوم پزشکي و کشاورزي توسط دانشجويان تعطيل شد و دانشجويان دانشکده‌ي اميرکبير «پلي تکنيک سابق» در دانشکده‌ي خود اين جمله را نصب کردند: «مرگ بر ديکتاتور خون‌آشام». بعدها در ١٦ آذر ٤٦، دانشجويان به مناسبت درگذشت تختي به مخالفت با رژيم برخاستند و به نوعي درگذشت او را به رژيم نسبت دادند.(٧)
در دهه‌ي ٤٠ و اوايل دهه‌ي پنجاه، رقابت بين گروه‌هاي چپ و راست از يک طرف و رشد حرکت اسلامي به رهبري حضرت امام(ره) از طرف ديگر، احساس مسئوليت دانشجويان مسلمان را افزايش داد. در اين دوره، بحث‌هاي تحليلي و روشن‌گرايانه‌ي شهيد مطهري و دکتر شريعتي با استقبال فراوان دانشجويان روبه‌رو شد. سال ٥٥ حضرت امام(ره) طي پيامي به يازدهمين نشست اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان اروپا و آمريکا، از اقدامات دانشجويان چنين تقدير کردند:
تظاهرات بي‌سابقه‌ي مدارس و دانشگاه‌هاي سراسر ايران به حسب اعتراف شاه، براي بزرگداشت ١٥ خرداد که شاه را دچار هيجان و سرگيجه نمود، بروز رشد ملت و عکس‌العمل فشار و اختناق است.
نزديک شدن حوزه‌ها و دانشگاه‌ها و پيوستن جبهه‌ي قديم و جديد و نيز پيوستن اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان اروپا و آمريکا، واکنش اوج بي‌فرهنگي و بي‌عدالتي دستگاه است. بنابراين در اواخر دهه‌ي پنجاه، ارتباط امام با دانشجويان مستحکم شد و تحرکات دانشجويان در راستاي اهداف نهضت اسلامي افزايش يافت تا آن‌جا که در سال ٥٦، امام(ره) کتباً با چنين جملاتي از آنان تقدير کردند: «درود بر جوانان پرشور دانشگاه‌هاي ايران که با قيام‌هاي هوشيارانه، پياپي، وفاداري خود را به اسلام بزرگ و کشور عزيز خود ثابت کردند.»(٨)
نمونه‌ي بارز ديگر از همراهي دانشجويان با حضرت امام(ره)، در واقعه‌ي ١٣ آبان ٥٧ بود. در اين روز، دانشجويان همراه با دانش‌آموزان در زمين چمن دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند و با شعارهاي «درود بر خميني» و «مرگ بر شاه» تظاهرات باشکوهي برگزار کردند؛ امّا مأموران رژيم، ابتدا ساعت ١١ صبح چند گلوله و گاز اشک‌آور در ميان دانشجويان و دانش‌آموزان پرتاب کردند و در ساعت ٢ بعد از ظهر، مجدداً سربازان حکومت نظامي به سمت باقي‌مانده‌ي دانشجويان و دانش‌آموزان که در داخل دانشگاه بودند، تيراندازي کردند و اين درگيري تا پاسي از شب ميان مأموران فرماندار نظامي و دانشجويان و دانش‌آموزاني که با شعار «الله اکبر، خميني رهبر» به راهپيمايي پرداخته بودند، ادامه داشت. در اين واقعه ٥٦ نفر شهيد و صدها نفر مجروح شدند.
امام(ره) هم در پيامي که به همين مناسبت از پاريس فرستاد، فرمود: «عزيزان من! صبور باشيد که پيروزي نهايي نزديک است و خدا با صابران است. ايران امروز جايگاه آزادگان است. من از اين راه چشم اميد به شما دوخته‌ام.
من صداي آزادي‌خواهي و استقلال‌طلبي شما را به گوش جهانيان مي‌رسانم.»
بدين ترتيب با همراهي دانشجويان، دانشگاه تهران به يکي از پاي‌گاه‌هاي عمده‌ي انقلاب اسلامي تبديل شد و دانشجويان نقش مهم و حساسي را در پيروزي انقلاب اسلامي ايفا کردند؛ به طوري که هنگام ورود حضرت امام به ايران در بهمن ٥٧، دانشگاه مرکز پايگاه انقلابيون و اعتراض‌کنندگان به نظام پهلوي بود و بالأخره تلاش دانشجويان و مردم به رهبري حضرت امام(ره) به ثمر نشست و انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد.
تسخير لانه‌ي جاسوسي آمريکا «توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره)»
چند روز پس از ورود شاه به خاک آمريکا که امکان بروز کودتايي آمريکايي و بازگشت دوباره‌ي شاه با حمايت سيا و پنتاگون به ايران را (شبيه کودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢) تقويت مي‌کرد، دانشجويان عضو انجمن‌هاي اسلامي دانشگاه‌هاي تهران، تصميم گرفتند که به عنوان اعتراض، وارد حياط سفارت‌خانه‌ي آمريکا شوند و در آن‌جا براي ساعاتي تحصّن کنند (چنان‌که چند روز پيش از آن، دانشجويان توده‌اي و سوسياليست، اين کار را کرده بودند و با آرامش نيز خاتمه يافته بود)؛ امّا ورود آن‌ها به سفارت، با تيراندازي کارکنان آمريکايي و درگيري‌شان با دانشجويان و گاز اشک‌آور و... همراه شد و دانشجويان را به آن‌ها بدبين و مشکوک کرد که همان‌جا تصميم به مقاومت و تسخير سفارت گرفتند. ورود دانشجويان به ساختمان، نشان داد که حدس‌شان درست بوده و آن‌جا مرکز بزرگ جاسوسي و زمينه‌سازي براي کودتا بر ضدّ نظام جمهوري اسلامي بوده است.
اين واقعه (تسخير لانه‌ي جاسوسي آمريکا) که از سوي جنبش دانشجويي صورت گرفته است، البته به اعتراف دوست و دشمن با توجه به ابعاد و پيامدها و هم‌چنين گستره‌ي ملّي‌- بين‌المللي آن، از اهميت و جاي‌گاه ويژه‌اي در تاريخ انقلاب اسلامي برخوردار شده است؛ به طوري که با گذشت بيش از ربع قرن از آفرينش آن، پيامدها و آثارش همچنان در صحنه‌ي سياست داخلي و خارجي کشور، اثرگذار و بحث‌انگيز است.
اين اقدام متهورانه، يکي از منحصر به فردترين حرکت‌ها در تاريخ انقلاب‌هاي اصيل و مردمي جهان بود که از يک طرف شوکت و افسون قدرت امپرياليسم آمريکا را در هم شکست و اوج خفت و زبوني اين اهريمن جنايت‌کار را آشکار کرد و از سوي ديگر، فرياد مظلوميت و آزادگي مسلمانان ايران را در پهنه‌ي گيتي طنين‌انداز کرد.
با توجه به ابعاد گسترده‌ي اين حادثه‌ي عظيم، بايد آن را در جغرافياي زماني و مکاني خودش کاملاً مورد بررسي قرار داده و به واکاوي علل و پي‌آمد‌هايش پرداخت؛ وليکن در اين مجال، اشاره‌اي به برخي از آن‌ها مي‌کنيم:
١. پايان يافتن رابطه‌ي آمريکا با ايران (که از سوي امام، به فال نيک گرفته شد)؛
٢. روشن شدن ماهيت ننگين ايالات متحده که پشت صورتک حقوق بشر و آزادي مخفي شده بود؛
٣. جلوگيري از ايجاد بحران و آشوب با تسخير مرکز بحران‌آفريني آمريکا؛
٤. شکست هيمنه و اسطوره‌ي جهان آمريکا و بالأخره شکست کارتر در انتخابات رياست‌جمهوري آمريکا در سال ١٩٨٠.
در کتاب تسخير(٩)، دلايل و عوامل اشغال لانه‌ي جاسوسي آمريکا را توسط دانشجويان خط امام اين موارد بيان مي‌کند:
الف) تسخير سفارت، واکنش طبيعي به ٢٥ سال توهين و تحقير ملت ايران توسط آمريکا و دست‌نشانده‌ي آن (شاه) بود.
ب) تسخير سفارت، براي مقابله با توطئه‌گري‌هاي آمريکا در برابر انقلاب اسلامي اقدامي پيش‌گيرانه بود.
ج) سفر شاه به آمريکا و حمايت آمريکا از او، خاطره‌ي کودتاي ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢ را در ذهن مردم ايران يادآوري مي‌کرد و مردم، به‌ويژه دانشجويان را نگران تکرار آن واقعه‌ي استعماري مي‌کرد.
آثار و پي‌آمدهاي داخلي اين جنبش دانشجويي
١. شفاف شدن مواضع گروه‌ها و نيروهاي داخلي انقلاب و استعفاي دولت موقت (که مخالف اين رفتار دانشجويان بود)؛
٢. گامي به سوي تثبيت خط امام و جوان‌گرايي در انقلاب؛
٣. تقويت هم‌گرايي و وحدت ملي و روحيه‌ي خودباوري.
آثار و پي‌آمدهاي خارجي اين واقعه
١. شکست حمله‌ي نظامي آمريکا به ايران در طبس؛
٢. کودتاي نوژه‌ي همدان و جنگ تحميلي؛
٣. تحريم اقتصادي ايران؛
٤. انزواي سياسي ايران.
البته، عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد!
شايد بتوان بهترين جمع‌بندي براي اين چهار بخش را در تحليل حجت‌الاسلام حاج‌احمد خميني(ره) بيان کرد: «از مهم‌ترين دست‌آوردهاي داخلي و خارجي انقلاب دوم( تسخير سفارت آمريکا)، شکست اُبّهت ديرينه‌ي قدرت افسانه‌اي آمريکا بود.»(١٠)

پي‌نوشت‌ها:
١. الهه صبوري؛ جريان‌هاي جعلي دانشجويي، ١٣٨٨‌.
٢. محمدباقر خرمشاد؛ تاريخ دانشجويي ايران، نشر نجم‌الهدي.
٣. رسول جعفريان؛ جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي‌- سياسي ايران، نشر علم.
٤. عليرضا کريميان؛ جنبش دانشجويي در ايران، ١٣٩٠‌.
٥. رسول جعفريان؛ تاريخچه‌ي جنبش دانشجويي در ايران، ١٣٧٧‌.
٦. محمدباقر خرمشاد؛ ويژه‌نامه‌ي شيطان بزرگ، خبرگزاري فارس.
٧. زماني؛ سرآغاز جنبش دانشجويي در ايران، ١٣٨٦‌.
٨. عليرضا کريميان؛ جنبش دانشجويي در ايران، ١٣٩٠‌.
٩. معصومه ابتکار؛ تسخير، ١٣٧٩‌.
١٠. کتاب بحران ٤٤٤ روزه در تهران، مؤسسه‌ي نشر و تحقيقات ذکر ١٣٧٩‌ه.ش.