معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - روانشناسي خودماني-١ - ربانی هادی
روانشناسي خودماني-١
ربانی هادی
چرخ پنجم
چرخ پنجم، يا به قول معروف«چرخ زاپاس»، آنگاه به کار ميآيد که به دليل از کار افتادن يکي از چهار چرخ اتومبيل، چارهاي جز بهکارگيري آن نيست. در روزگار ما حرکت با چرخ پنجم، به جز اتومبيل، به بسياري از حوزههاي ديگر نيز گسترش يافته است. ورشکستگان يا ناکامان هر حرفه و رشتهاي نيز دريافتهاند که ميتوانند به منظور جبران ناکامي و يا دست نيافتن به خواستههاي خود، با بهرهگيري از چرخ پنجم، ضعف خود را بپوشانند.
چرخ پنجمي که به صورت مشترک، ناکامان در حوزههاي گوناگون در روزگار ما از آن بهره ميگيرند،«عارفنمايي» و «عرفانفروشي» است. اين ناکامان، ظاهر عارفان و رفتارهاي آنان را به خود ميگيرند، در حالي که هيچ آگاهي و اطلاعي از مباحث علمي و نظري عرفاني ندارند. از آن رو که شکست خوردهاند و در حوزهاي ناکام شدهاند، براي سرپوش گذاردن بر شکست خود، به حوزهاي وارد ميشوند که پُرمشتري و براي عامّهي مردم، جذاب است و در عين حال ناظر، پليس و دژباني هم ندارد؛ چرا که عارفان راستين، هيچگاه در صدد پاسخگويي و مچگيري برنميآيند و سکوت، انزوا و ناشناختگي را بر جنجال و شهرت، ترجيح ميدهند و مردم عادي نيز قدرت تمييز عارف و عارفنما را ندارند.
به بيان ديگر، عرفان در نزد عدهاي نقش چرخ پنجم را يافته است. برخي از کساني که در فعاليتهاي سياسي يا اجتماعي ناکام ماندهاند و از رسيدن به اهداف خود بازماندهاند، براي جبران ناکامي خود، دست از فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و حتي اقتصادي ميشويند و با خارج شدن از دايرهي فعاليت در اين حوزهها، با چرخ پنجم عرفان به حرکت درميآيند. همچنين است حال و روز کساني که نتوانستهاند در تحصيل علم به مراتب عالي دست يابند. اين گروه نيز براي جبران ناکامي خود، به عرفان چنگ مياندازند و آن را دستمايهي رسيدن به شهرت، ثروت و منزلت اجتماعي و يا در مواردي، راه قانع کردن خود براي انزواگزيني و بيعملي و ترک جامعه و مَدنيّت قرار ميدهند. نيز اينگونه است حال و روز کساني که در حوزههاي ديگر- همچون رشتههاي مختلف هنري و ساير حرفهها- نتوانستهاند به اهداف از پيش تعيينشدهي خود دست يابند. اين گروهها نيز براي جبران شکست و ناکامي خود دست به دامن عرفان و حالات، اصطلاحات و ادبيات آن ميشوند و با حرکت روي چرخ پنجم عرفان، ضعف خود را ميپوشانند.
توجه به اين نکته ميتواند ما را در شناخت گروهي از افراد جامعه که از سر ناکامي عارفمسلک شدهاند، نيز کمک کند. اينها اشخاصي هستند که ناخواسته به عرفان روي ميآورند و از دنيا روي برميگردانند و به جاي اين که به دنبال کشف علل ناکامي خود باشند، با چنگ انداختن به عرفان، ميخواهند ضعف خود را بپوشانند.
البته پر واضح است که حساب عارفان راستين، که هم عالماند و هم عامل، از آنچه طرح گشت جداست. عرفان، به معناي شهود، کشف، اشراق و سلوک باطني براي رسيدن به وصال حق(خداوند)، يکي از راههاي شناخت(منابع معرفت) است که هيچگاه نيز از رهرو و سالک راستين، خالي نميمانَد.