معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - آيا شما يک متفکر نقّاد هستيد؟ - جوادی سیده زهره
آيا شما يک متفکر نقّاد هستيد؟
جوادی سیده زهره
تفکر انتقادي چيست؟ متفکر نقاد کيست؟ بارها اين کلمات را شنيده¬ايد و گاهي هم به خود منسوب¬شان کرده¬ايد! براي درست فهميدن معني اين کلمات، اول لازم است که معني تفکر و وجوه مختلف آن را بدانيم و بعد متفکر نقاد را ترسيم کنيم.
يکي از ويژگيهاي منحصر به فرد انسان برخورداري وي از نيروي تفکر است. همين موهبت، او را از ساير جانداران متمايز و مشخص کرده است. انسان ميتواند از رفتار خود، آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور متفاوت از نيروي تفکر خود استفاده کند (شريعتمداري، ١٣٧٩). اصولاً تفکر و انديشه، سرآغاز هرگونه توليد و ساخت و سازي در عالم انساني است. شايد به همين دليل است که در مسير تاريخ انديشه¬هاي فلسفي به اين قابليت انسان يعني دانايي، اهميت زيادي داده شده است. در فرهنگ فارسي معين، انديشه کردن به معناي رسيدن به درک و فهم، معنا شده است (معين،١٣٨١:١٤٠٨). فيشر ميگويد: «انسانبودن يعني برخورداري از قوه¬ي درک خويشتن شامل خودِ تفکر و يادگيرنده و برخوردار از قوه¬ي درک ديگران هنگام ارتباط با آن¬ها». و همچنين مي¬گويد: «پرورش ذهن، قسمتي از تعليم و تربيت است؛ زيرا اين نيز قسمتي از همان انسان بودن است.جامعهي موفق، جامعهي متفکر است.»(١٣٨٥: ٢٥) دکارت هم در نظريه¬ي ¬خود بيش از هر چيز ديگري به انديشيدن و عقل¬ورزي توجه نشان مي¬دهد و مي¬گويد: «ميانديشم، پس هستم».
متفکر خوب کسي است که علاوه بر تبحر در استفاده از منطق و استدلال، بتواند ارزش¬هاي اخلاقي و انساني را درک کند. معنا و مفهوم دقيق تفکر هنوز در هالهاي از ابهام است. هرگاه صحبت از تفکر است، يکي از مفاهيمِ: استدلال، تجزيه و تحليل، درک و فهم، قضاوت، استنباط و استنتاج و بالأخره ساخت، با آن تداعي مي¬شود.
به نظر مي¬رسد انديشيدن فرآيندي است که ثمرهي آن، دستيابي به يکي از مفاهيم فوق است. بدين ترتيب، مي¬توان نتيجه گرفت که انديشهپروري يعني کار کردن در خصوص هر يک از ثمرات آن (از قبيل: استدلال، قضاوت و استنتاج). در واقع ثمرات يادشده، همان¬هايي هستند که امروزه تحت عنوان ابعاد تفکر شناخته مي¬شوند. تجزيه و تحليل منطقي، نقد و سرانجام خلاقيت به دنبال يکديگر ميآيند؛ به عبارت ديگر، تفکر منطقي ، تفکر انتقادي و تفکر خلاق ، ابعادي منفک از يکديگر نيستند، بلکه وجوهي از يک امر واحد هستند که در ارتباط با يکديگر معنا پيدا مي¬کنند (شمشيري ١٣٨٦).
بنابراين براي تفکر، ابعاد مختلفي قائل مي¬شوند.
- تفکر منطقي
- تفکر تحليلي
- تفکر شهودي
- تفکر خلاق
- تفکر انتقادي
تفکر انتقادي چيست؟
اصولاً زندگي در جامعهي امروز، مستلزم داشتن تفکر نقاد (انتقادي) است. توانايي انتقادي انديشيدن از عوامل کليدي زندگي موفقيت-آميز و شرط لازم براي اعمال استقلال فردي است. دارا بودن تفكر انتقادي مستلزم اين است که مردم ياد بگيرند که زود باور نکنند، در گزاره¬ها شک کنند و در مورد آن¬ها ترديد داشته باشند و اين¬که براي فهميدن حقايق مرتبط تلاش کنند و مهارت استدلال کردن را نيز دارا باشند. بررسي مقوله¬ي «تفکر انتقادي» مي¬تواند در هر نظام و هر جامعه¬اي مد نظر قرار گيرد. تفکر انتقادي را مي¬توان آموزش داد و انتظار داشت که افراد با فراگيري توانايي تفکر انتقادي بتوانند درباره¬ي موضوعات متفاوت به درستي تفکر کنند.
توانايي «انتقادي فکر کردن» براي موفقيت و پيشرفت در دنياي امروز، ضرور و مهم به نظر مي¬رسد. تفکر انتقادي جامعيتي دارد که همه¬ي استعدادها، نگرش¬ها و همچنين مهارت¬ها را لحاظ مي¬کند.
از تفکر انتقادي تعاريف گوناگوني شده است. معمولاً در حوزه¬هاي مختلف شنيده¬ايد که فلاني منتقد است: منتقد سينمايي، ورزشي و... اين کلمه زياد به کار مي¬رود؛ اما واقعيت اين است که کم¬تر به معني آن توجه مي¬شود. نمي¬توان به صرف ايرادگيري (حتّي ايرادگيري¬هاي بي¬منطق و غرض¬ورزانه)، فردي را منتقد ناميد؛ حتي بايد به اين نکته توجه شود که با وجود مهارت استدلال، باز هم بايد اين کلمه را محتاطانه به کار برد. علت اين مسئله را در تعريف نقد و ويژگي¬هاي فرد منتقد که در ذيل آمده است، مي¬توان يافت.
واژه¬ي نقد، معاني و مفاهيم مختلفي دارد. در فرهنگ معين کلمه¬ي نقد به معناي «جدا کردن دينار و درهم، سره از ناسره، تميز دادن خوب از بد، آشکار کردن محاسن و معايب سخن، نقد الفاظ و نقد شعر» و نقاد به معناي «آن¬که خوب و بد را از هم تشخيص دهد» معنا شده است و نقادي، انجام اين عمل (يعني انتقاد) است (معين، ١٣٨٤، ص ١٣١٣- ١٣١٢).
آن که نقّاد نيست
نقاد نبودن، دربردارنده¬ي ويژگي¬هايي است که به سادگي شناسايي مي¬شوند؛ ويژگي¬هايي چون: بيفکري، عدم پرس و جو، فقدان قوه¬ي تمييز، بيانضباطي، عدم مراجعه به دلايل، شواهد يا ضوابط، بنا نهادن استدلال¬ها بر پايهي تصورات نامعين و...
شناسايي اصول تفکر عميق به سادگي امکان¬پذير نيست. (فيشر، ١٣٨٥) داشتن چشم¬انداز و چارچوبي مشخص براي تجزيه و تحليل مواد، وسايل و محتواي يک رشته¬ي تحصيلي، عنصرِ شناختي (فکري) مهمي در تفکر انتقادي است. با اين وجود، عناصر عاطفي نيز مي¬تواند به همان اندازه مهم باشد (بختيار نصرآبادي، نوروزي و حبيبي، ١٣٨٤).
در واقع، منظور از کلمه¬ي «انتقادي»، همان تيزبينانه بودن است، نه گله¬مندانه يا شکايت¬آميز بودن (سيفرت ،١٩٩١، به نقل از سيف).
ويژگي¬هاي متفکّر نقّاد
مي¬توان گفت متفکر انتقادي، داراي ويژگي¬هاي زير است:
- متفکر نقاد، مي¬تواند در شرايط مختلف و متفاوت، قضاوت درستي داشته باشد.
- داراي دورانديشي و آينده¬نگري است؛ به عبارتي، با آينده¬پژوهي آشنايي دارد.
- کنجکاوي انديش¬مندانه: طرح پرسش¬هاي جالب، نياز به دانستن و علاقه به خواندن منابع جديد.
- متفکر نقاد، به نظريات ديگران احترام مي¬گذارد و خود را درگير احساسات و قضاوت عجولانه نميکند.
- متفکر نقاد، انعطاف¬پذيري دارد و در عقايد خود تعصب کورکورانه ندارد (ملکي، حبيبي¬پور، ١٣٨٦).
- فرد داراي تفکر نقاد، در بيان نظريات و ديدگاه و روحيهي خود صادق است و از گزاره¬هاي کذب استفاده نمي¬کند (دژگاهي، ١٣٨٧).
- تفکر انتقادي ملازم با ارزيابي است. مثال: ارزيابي قانون تقاضا.
- نارضايتي کارآمد.
- باور به حل مشکل دارد.
- متفکر نقاد علاوه بر ضعف¬¬ها، نقاط قوت را هم در نظر مي¬گيرد.
- در حل مشکل به¬وجود آمده پشتکار دارد.
- معتقد است مشکلات، به پيشرفت منتهي ميشوند. همچنين مشکلات جالب و پذيرفتني هستند.
- يک مشکل، خود ميتواند راهحل باشد.
- فرد داراي تفکر نقاد، اشتباه¬ها را پذيرفتني ميداند و از آن¬ها براي حل مشکلات ديگر بهره مي¬گيرد.
حرف آخر
بنابراين، مي¬توان تفکر انتقادي را اين¬گونه تعريف کرد:
تفکر انتقادي، تفکري است هدفمند، که منجر به تفسير، تحليل، ارزشيابي و استنباط است. آرمان متفکر انتقادي، کنجکاوي، ذهن باز، انعطاف، دورانديشي و قضاوت منصف و عادل در ارزشيابي، صداقت در سوگيري¬هاي شخصي، تمايل به بازبيني مجدد، مطلع، داراي حسن ظن، شفافيت در مواجهه با مسائل پيچيده و سازمانيافته است، مستدل در انتخاب ملاک، تأکيد بر پژوهش، پشتکار تا حصول به نتيجه است(فاسيونه، ١٩٩٠).
همان¬طور که مشاهده مي¬کنيد، در اين تعريف، مهارت¬هاي شناختي با مسائلي چون همدلي، همراه شده است؛ يعني يک فرد داراي تفکر انتقادي، لزوماً، فردي اخلاقي نيز است.
اکنون از خود بپرسيد که شما يک فرد داراي تفکر انتقادي هستيد يا خير؟ برگه¬اي برداريد و ويژگيهاي فرد منتقد را يادداشت کنيد. توجه داشته باشيد که در اين مورد با خود صادق باشيد!
منابع:
دژگاهي، صغري(١٣٨٧)، تفکر انتقادي چالشي در برابر استقلال بهعنوان هدف آموزشي، انديشه¬هاي نوين تربيتي، ٤(١و٢)، ٨٠-٦٣.
سيف، علياکبر(١٨٤)، روانشناسي پرورشي، تهران: آگاه.
شمشيري، بابک(١٣٨٦)، تببين عناصر پرورش تفکر، انديشه¬هاي نوين تربيتي، ٣(٣و ٤)، ١٣٨٦، ٦٠-٤١.
فيشر، رابرت(١٣٨٥)، آموزش و تفکر. ترجمهي: فروغ کيان¬زاده، اهواز: رسش.
ملكي، حسن و حبيبيپور، مجيد(١٣٨٦)، پرورش تفکر انتقادي هدف اساسي تعليم و تربيت، فصلنامهي نوآوريهاي آموزشي، ١٩(٦)، ١٠٧-٩٣.
براي مطالعهي بيشتر رجوع شود به:
شريعتمداري، علي(١٣٨٢)، روانشناسي تربيتي،. تهران: اميركبير.
جهاني، جعفر(١٣٨٢)، ديباچه¬اي بر شيوه¬هاي پژوهش در تفکر انتقادي، شيراز: انتشارات ملک سليمان.
مايرز، چت(١٣٧٤)، آموزش تفکر انتقادي، ترجمهي: خدايار ابيلي، تهران: انتشارات سمت.