معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - جامعهپذيري سياسي يا اجتماعي شدن سياست - فیضی زهرا
جامعهپذيري سياسي يا اجتماعي شدن سياست
فیضی زهرا
گفتوگو با دکتر قربانعلي سبکتکين
رفتار سياسي، بخشي از رفتار جمعي است که از سوي کنشگران در جامعه صورت ميگيرد. آنچه که در بحث رفتار سياسي مطرح ميشود اين است که رفتار سياسي به صورت نهادي در درون فرد از بدو تولد وجود نداشته است، بلکه رفتاري است که در طول عمر فرد بر اثر تجربه و يادگيري حاصل ميشود؛ يادگيرياي که به مرور زمان و در جريان تعاملات و ارتباطات اجتماعي صورت ميگيرد که به اصطلاح تخصصي جامعهشناسان «جامعهپذيري» ناميده ميشود. با اين حساب «جامعهپذيري سياسي»، نوعي يادگيري است که دربارهي نحوهي رفتار، نگرشها و هنجارهاي مسايل سياسي از سوي جامعه و نهادهاي خاص همچون: خانواده، مدرسه، دوستان و... به فرد در طول زندگياش انتقال مييابد. در اين رابطه و به منظور بررسي چگونگي شکلگيري رفتار سياسي در جامعه، گفتوگويي با دکتر «قربانعلي سبکتکين» عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم و استاد جامعهشناسي سياسي اين دانشگاه، در خصوص اجتماعي شدن سياست يا جامعهپذيري سياسي انجام دادهايم که در ادامه ميخوانيد:
ـ براي شروع، لطفاً بفرماييد که اجتماعيشدن سياست يا جامعهپذيري سياسي چيست و از چه زماني اين مفهوم عنوان شده است؟
بهطور کلي، مفهوم «جامعهپذيري» (socialization) يکي از مفاهيم مطرح در حوزهي جامعهشناسي است و هنگامي که اين جامعهپذيري، معطوف به قدرت يا نظام سياسي ميشود، به آن جامعهپذيري سياسي گفته ميشود.
در واقع، جامعهپذيري سياسي (politicalsocialization) بخشي از کل فرآيند جامعهپذيري است که به معناي يادگيري چگونگي، هماهنگي و سازگاري با محيط اجتماعي فرد، چگونگي جامعهپذيري زندگي کردن در اجتماع و هماهنگ کردن با هنجارها و ارزشها و رفتار براساس هنجاري اجتماعي است.
از آنجايي که مفاهيم قدرت و سياست مفاهيم اجتماعي هستند، هر کجا که رابطه وجود دارد، مفهوم قدرت هم درون آن است و جامعهپذيري سياسي هم در آن وجود دارد؛ بنابراين، جامعهشناسي سياسي طيف بسيار وسيعي راـ از روابط بين دو نفر تا روابط بين جوامع بزرگتر که يک نظام سياسي بر آن حکومت ميکندـ پوشش ميدهد.
اما اين که از چه زماني اين مفهوم بهعنوان يک موضوع، مطرح و در مراکز علمي رايج شده است، ميتوان گفت که عنوان جامعهپذيري سياسي يک مفهوم قرن بيستمي است که به تدريج از اوايل قرن بيستم مطرح شده است و به تدريج از اواسط اين قرن به بعد در جوامع علمي گسترش يافته و در اواخر قرن هم در همهي مراکز علمي جامعهشناسي به رسميت شناخته و کرسي تدريس به آن اختصاص داده ميشود؛ اما محتواي اين مفهوم به گذشتههاي دور و به زماني که موضوع حاکميت و حکومت ايجاد شده است، بازميگردد. منتها در دورهي معاصر چون ابزار و وسايل ارتباطي و تبليغي رشد کرده، اين موضوع بيشتر مطرح شده است.
ـ در جامعهپذيري سياسي چه چيزي به فرد انتقال يا ياد داده ميشود؟
از آنجايي که ما مفهوم قدرت را در «رابطه» ميبينيم و اين مفهوم در جامعه و در کنش متقابل فرد با ديگران معنا پيدا ميکند و در هر جمعي هم رابطهي اقتداري وجود دارد؛ بنابراين، خواهـناخواه در هر رابطهاي، يکي از طرفين بر ديگري از جهتهاي مختلفي مانند: علم، قدرت و يا از نظر مشروعيت و... تفوق و برتري پيدا ميکند و معمولاً اين تفوق به رسميت شناخته شده است. اين رابطهي اقتداري در هر جمعي، حتي در جمعهاي کوچک اقتداري وجود دارد.
اما اگر بخواهيم رابطهي اقتداري را تعريف کنيم، ميتوانيم آن را به معناي موقعيتي در نظر بگيريم که در آن، يک فرد يا گروهي از افراد نسبت به فرد، افراد و يا گروههاي ديگر در بالادست قرار ميگيرند. در حقيقت، يک نوع رابطهي فرمانبري و فرماندهي وجود دارد. در مواردي که روابط بهصورت سلسلهمراتب است هم، اين مسئله وجود دارد که در اين حالت، اين رابطه يا بهصورت دوقطبي است يا بهصورت تدريجي از رأس هرم شروع شده و تا قاعدهي هرم ادامه پيدا ميکند. چنين روابطي را حتي ميتوانيم در رابطهي گروه کوچکي مانند خانوادهي سنتي نيز ببينيم که در آن، پدر خانواده، حکم فرماندهي را دارد و ديگران در موقعيت تابعيت يا زيردست قرار ميگيرند. چنين روابطي، ممکن است در جوامع مختلف و به اشکال متفاوتي وجود داشته باشد؛ اما آنچه که باعث تداوم اين رابطه ميشود، جامعهپذيري سياسي است. در واقع، کارکرد جامعهپذيري سياسي حفظ الگوي رابطهي اقتدار و الگوي اطاعت است و اين جامعهپذيري به اين مسئله که چگونه اين رابطه و الگو دوام داشته باشد و موجب تثبيت جامعه شود، توجه دارد.
به قول «فونکسينوليستها » مفهوم «latency» که همان کارکرد حفظ جامعه است، از طريق جامعهپذيري سياسي انجام ميگيرد. Latency در حقيقت همان حفظ الگو، ثبات و هنجارهايي است که در جامعه وجود دارد و اين شيوهي حفظ کردن را فرزندان و اعضاي جامعه به تدريج ياد ميگيرند؛ بهطور مثال، ياد ميگيرند به بزرگتر از خود، بدان جهت که بزرگتر و داناتر است يا حتي قدرت بدني بيشتري دارد -که البته ممکن است اين معيار در هر جامعهاي متفاوت باشد- احترام بگذارند. اين يک نوع رابطهي اقتداري است.
ـ اين فرآيند جامعهپذيري سياسي از چه سني آغاز ميشود که براساس آن بتوان برنامهريزي کرد و مطالب سياسي را آموزش داد؟
اصولاً جامعهپذيري، فرآيندي است که در طول عمر صورت ميگيرد؛ يعني از همان ابتداي عمر تا انتها؛ اما به دليل اينکه در دورهاي از عمر، ذهن، خلاقتر است و يادگيري راحتتر انجام ميشود و تأثير اين يادگيري بيشتر است، جامعهپذيري ميتواند در اين دورهها ـ که معمولاً دوران نوجواني و جواني است ـ مؤثرتر واقع شود؛ اما باز هم اين مسئله قطعي نيست؛ چراکه با اين که شخصيت فرد با توجه به آموزش و يادگيري در اين دو دوران (نوجواني و جواني) شکل ميگيرد، ممکن است بنا به شرايطي، در دورهي ميانسالي، تمام آموزههاي دورهي قبلي دچار تغيير شود که در اين حالت، جامعهپذيري جديدي شکل ميگيرد که در علوم اجتماعي از اين پديده با عنوان «باز اجتماعي شدن» يا resicialization ياد ميکنند. در اين فرآيند، هر آنچه ياد گرفته شده است، مانند وجه نظرها و عقايدي که قبلاً داشته است، تحت تأثير آموزههاي جديد متأثر و متحول ميشود؛ بنابراين، براساس اين طرز تلقي و تغيير عقايد، رفتار افراد هم تغيير ميکند و افراد در اين حالت، رفتارهاي جديدي را از خود در اجتماع نشان ميدهند.
در هر صورت، هر گونه رفتار سياسي، قبل از آنکه سياسي باشد، يک رفتار اجتماعي است که به کنش اجتماعي و ارزشها، هنجارها و يادگيري آنها مربوط ميشود.
ـ امکان دارد که اين فرآيند دچار وقفه شود؟
بله، ممکن است تغييرات اجتماعي با سرعتي انجام بگيرد که فرد نتواند خود و رفتارش را با اين تغييرها تنظيم کند. در اين حالت، گفته ميشود با يک نوع «شوک فرهنگي» يا cultural shock روبهرو شده است. در نتيجه، در دورهاي محدود و تا زماني که فرد بتواند خود را با شرايط جديد وفق دهد، يک وقفهي اجتماعي شدن صورت ميگيرد.
به هر حال، افراد بايد در معرض اين تغيير شرايط فرهنگي قرار بگيرند. هر چند ممکن است آسيبها و ناهنجاريهايي هم ايجاد شود که موجب سردرگمي افراد بشود، يا خطاهايي به لحاظ اجتماعي و حقوقي در جامعه رخ دهد که اين خطاها ممکن است به لحاظ اجتماعي بزهکاري، کجروي يا کجرفتاري تعبير شود؛ اما تمام اينها، موقتي است و يا بهتر است بگوييم دچار وقفهي کامل نميشود.
ـ چه عواملي در فرآيند جامعهپذيري سياسي دخيل هستند؟
مهمترين آنها خانواده است. هم به لحاظ اهميت و هم به لحاظ تقدم و تأخر زماني، خانواده، جامعهپذيري افراد را تحت تأثير قرار ميدهد. از نظر مرتبه و اهميت، چون افراد در خانواده قرار دارند و در دورهي يادگيري ـ که دورهي حساس طفوليت استـ از خانواده تأثير ميپذيرند، اثر بيشتري بر ذهن، روان، روح و رفتار سياسي آنها ميگذارد. مثلاً کودک، نگرش به مسايل سياسي يا مسئلهي قدرت و يا نظام اقتداري را براي نخستين بار از خانواده ياد ميگيرد. وقتي بر اثر تربيت خانوادگي، اين مسئله در ذهن و روح فردي شکل بگيرد که بايد از بزرگتر اطاعت کند و اين احترام ملکهي ذهنش شود، به راحتي اين مسئله را کنار نميگذارد. از نظر تقدم و تأخر زماني در جامعهپذيري هم، معمولاً ابتدا خانواده و بعد از آن مراکز و مؤسسات ديگر قرار دارند.
بعد از خانواده، معمولاً آموزشگاهها هستند که تأثير زيادي بر شکلگيري جامعهپذيري سياسي افراد دارند. تأثيرگذاري آنها از دورهي مهدکودک آغاز ميشود و تا مقاطع آموزشي بالاتر، مثل مدارس و مراحل بالاتر ادامه پيدا ميکند. به هر حال، موضوعات و محتواي آموزشي اين مراکز، رفتار و تلقي مربيان از اين گونه روابط و... همگي بر جامعهپذيري سياسي افراد مؤثر است.
در مرتبهي بعد، گروههاي مختلف اجتماعي، اعم از گروههاي همالان، گروههاي کار، اوقات فراغت و... قرار ميگيرند. گاهي گروه همالان را مترادف همسالان ميگيرند. در حالي که گروه همالان، گروههاي کوچکي هستند که نوجوانان و جوانان در آنها قرار ميگيرند که افراد در آن، خيلي همديگر را قبول دارند. نوجوانان و جوانان در اين گروههاي دوستي که قرار ميگيرند، حرف هم را قبول دارند و براساس آن، رفتار خودشان را تنظيم ميکنند. نوجوان و جوان، به گونهاي براي اين گروه همالي خودشان ارزش قايلاند که ترجيح ميدهند با اين گروه، شب را در خيابان در هواي سرد باشند؛ چون به لحاظ سني، روحي و رواني، يکديگر را قبول دارند. در نتيجه، بعيد به نظر نميرسد که طرز تلقي افراد نسبت به نظام اقتداري يا نظام سياسي، از گروه همالان نيز نشأت بگيرد؛ چرا که افراد، در اين گروهها ممکن است دربارهي حکومت صحبت کنند و با دادن نظر موافق، مخالف يا حتي وجود نقد در اين جمعها روي يکديگر اثر ميگذارند. بعد از آنها گروههاي کار يا همکاران و گروههاي اوقات فراغت قرار ميگيرند.
رسانهها – بهويژه در دنياي امروز- يکي ديگر از عوامل مؤثر بر اجتماعي شدن سياسي بهشمار ميآيند. اجتماعي شدن سياسي از دوران گذشته وجود داشته است؛ ولي ظهور وسايل جمعي در دوران معاصر و اوايل قرن بيستم، اين فرآيند را مشخصتر کرده و در کل، نمود بيشتري به آنها داده است. دامنهي تأثيرگذاري اين رسانهها و وسايل جمعي، از کتاب شروع ميشود و تا روزنامهها، مجلات، شبکههاي راديويي و تلويزيوني، اينترنت، ماهواره و وسايل ديگر ادامه مييابد. چه بسا، رسانههايي که در نگرش سياسي افراد نسبت به نظام سياسي يا اقتداري، تغيير و يا وقفه ايجاد کنند، که البته ممکن است بعد از وقفه، يا به روند قبلي برگردد يا تغييري اساسي را در نگرش افراد ايجاد کند.
ـ چه رابطهاي ميتوانيم بين جامعهپذيري سياسي و رفتار سياسي برقرار کنيم؟
هر جامعهاي، متشکل از گروهها و روحي جمعي حاکم بر کل جامعه است. پس، هم گروهها و هم روح جمعي بر افراد، مؤثرند که براساس آن، الگوها و رفتارهايي را تبليغ ميکنند، بهويژه اگر رسانههاي جمعي هم در اختيار اين گروهها باشند؛ اما گاهي ممکن است اين تبليغ، به ضدتبليغ تبديل شود يا به اصطلاح، خاصيت disfounction يا کژکارکرد پيدا کند و به آن هدفي که قرار است از آن حاصل شود، نرسد؛ بنابراين، هم گروه اجتماعي و هم روح جمعي، ميتواند در شکل رفتار سياسي افراد مؤثر باشد.
ـ اين کژکارکردي که فرموديد، آثار منفي دارد؟
بستگي به ديدگاه ما دارد. اگر ديدگاه ما، ديدگاه کارکردگرايي باشد، مطمئناً انتظار داريم که همهي اجزاي جامعه با هم هماهنگ باشند و در يک ساختار منسجم به سر ببرند؛ بنابراين، افرادي که جزيي از اين جامعه هستند و به دلايلي جامعهپذيري سياسيشان تغيير کرده است و براساس الگوهاي حاکم بر اين جامعه رفتار نميکنند يا نسبت به ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي آن جامعه کمتوجهي دارند، از نظر ما دچار کجرفتاري شدهاند.
حالا اگر بر مبناي اين ديدگاه به اين نتيجه رسيديم که گروهي دچار کجرفتاري شدهاند، بايد آسيبشناسي، بررسي و معلوم کنيم که اين وضعيت، تحت تأثير کدام يک از آن عواملي که ذکر کردم، ايجاد شده و جامعهپذيري سياسي آنها را تحت تأثير قرار داده است. به اين طريق، ميتوانيم وسايل و راههاي فرهنگي لازم را براي نيل به آن اهداف فرهنگي مورد نظر، فراهم کنيم.
ـ در نهايت براي اين که در اين حوزه بيشتر فعاليت داشته باشيم و آن را شکوفا کنيم چه پيشنهادي داريد؟
به لحاظ علمي، جامعهپذيري موضوع مهمي است که کمتر به آن پرداخته ميشود. ابزار، وسايل و گروههايي که منجر به جامعهپذيري سياسي ميشوند، بسيار مهم هستند که بايد مورد بسط و تفسير علمي بيشتري قرار بگيرند. بر همين اساس، ما نياز داريم که در راستاي جامعهپذيري سياسي، کار علمي انجام دهيم؛ يعني بايد با روش علمي، جامعهپذيري سياسي را در جامعه مورد بررسي قرار دهيم و نبايد انتظار هم داشته باشيم که همهي افراد تابع محض باشند و چشم و گوش بسته اطاعت کنند. بايد تا حدي هم آزادي انديشه و عمل عليرغم تأثير جامعهپذيري سياسي، براي آنها قايل شد.
اين يک اصل علمي و تجربهشده است که هر جا که قدرت مطرح شود، ضدقدرت هم هست؛ ولي متأسفانه، ما آن را مطالعه نکردهايم و بنابراين، انتظار داريم که در همهجا هماهنگي کامل وجود داشته باشد و هيچگونه تمردي صورت نگيرد.
در مجموع، بهتر است اين فرآيند را در جامعهي خودمان از نظر علمي، بيشتر مورد بررسي قرار دهيم و از نتايج آن در اين زمينه، بيشتر در برنامهريزيها و تصميمگيريهاي کلان بهره بگيريم.
- با تشکر از اينکه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد.