معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣
بار دیگر مطهّری
محدثى جواد
نام شهید مطهری، بر تارک «روز معلم» میدرخشد. سالروز شهادت او را به نام معلّم نامیدهاند و این، درسها و نکتهها دارد. معلم، باید به شاگردانش هم «بال پرواز» بدهد، هم «چرخش بینش»، هم «پای رفتن»، هم «چشمِ دیدن» و این کار کمی نیست و شهید مطهری چنین بود. آن شهید بزرگ، عمری سوخت تا توانست در پیش پای مردم مشعل برافروزد و چراغ راهشان باشد. به آنچه باور داشت، چنان پایبند بود که جان بر سر آن نهاد. با آنچه «باطل» بود و باطل میپنداشت، چنان دشمن بود که هیچ تسامح و تساهلی را در راه «مرزبانی ایدئولوژیک» بر نمیتافت. قلمش رسواگر فریب و نفاق و روشنگر حقایق بود. سخنش از عمق جان بر میخاست و گفتارش ریشه در اعتقادات ناب او داشت. آنچه مینوشت، از سر درد و سوز و احساس تعهّد بود. آنچه میگفت، چشمۀ زلالی بود که از متن معارف دین و دستاوردهای قرآن و عترت جوشیده بود. این بود که امام راحل(قدس سره) همۀ آثار او را سودمند میدانست و دیگران را به مطالعۀ آنها ترغیب میکرد. او معلّم بود و رسالتش تعلیم. به فرمودۀ امام علی(ع): «خداوند، پیش از آنکه از جاهلان پیمان بگیرد که بیاموزند، از عالمان پیمان گرفته است که دانستههای خود را به دیگران بیاموزند». این «دانش»، تنها در علوم ریاضی، طبیعی، فیزیک، ادبیات و تاریخ خلاصه نمیشود، بلکه هر نوع علم و بصیرتی که بتواند «چراغ راه» راهجویان و گامزنان باشد، در حیطۀ این تعلیم قرار میگیرد. شناخت «راه صحیح زندگی» و آگاهی از رمز و راز «خودسازی» و «جامعهسازی» نیز در همین راستاست و بصیرت میطلبد و شهید مطهری از بصیرتآموزانی بود که راه میآموخت و جهت نشان میداد، تیرگی میزدود و غبار مینشاند و نور میافشاند. خداوند، نخستین معلم انسان است که به انسان آنچه را نمیدانست، آموخت «علّم الانسان ما لم یعلم» و پیامبران نیز از سوی خدا رسالتِ «تزکیه و تعلیم» داشتهاند. این خط نورانی، همچنان تداوم یافته است. هر کس در خط انبیاست در قلمرو نفوذ و حوزۀ تأثیرگذاریاش باید قصّهنگار باورهای ناب در متن دل و جان مخاطبان باشد و در قلبها شعلۀ حق و ایمان و انسانیت برافروزد و با جهالت، در شکل و شمایل کهن و سنّتی یا مدرن و امروزین آن بستیزد. و شهید مطهری در همۀ این عرصهها پیشتاز و رهرو راه پیامبران بود. راستی، شهید مطهری در چه چیز برای ما الگوست؟ ما در چه چیزی باید به آن اسوه، «تأسّی» کنیم؟ خدا باوری، مردم دوستی، دین محوری، کمال اخلاقی، تواضع علمی، حقپذیری، انحراف ستیزی، شوقِ فراگیری، عشق به تعلیم، اخلاص در عمل، پرهیز از دنیازدگی، حریت در اندیشه، پرهیز از پسند عوام، انس با قرآن و حدیث، حبّ اهل بیت، سابقه در مبارزه، حرمتگذاری به استاد، دلسوزی برای شاگرد و... نمونههایی از «جهاتِ الگوییِ» آن معلّم شهید است. درست است که میگوییم: «معلم شهیدم، راهت ادامه دارد.» ولی چگونه؟ توسّط چه کسانی؟ و کدام راه؟ باشد که «رسالت معلّمی» را با هیچ چیز عوض نکنیم و این راه خدایی و کار انبیایی را ارزان نفروشیم و از یاد نبریم. بار دیگر مطهّری... و بار دیگر یاد یک معلّم شهید، روحانی اسوه و عالم ربّانی.