معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١
سرمقاله
قلّههای رفیع همت و تلاش یکی از امتیازات انسان بر حیوان، داشتن همت بلند و عزم راسخ برای رسیدن به اهداف متعالی است، گرچه حیوانات نیز برای ادامۀ حیات و رسیدن به اهداف خود با عزم و جزم تلاش میکنند، لیکن از محدودۀ غرایز فراتر نمیروند. یک شیر درّنده و گرسنه، عزم خود را جزم میکند که حیوانی را شکار کند، خیز برمیدارد و با تلاش مضاعف گاو یا قوچ کوهی را میگیرد، به زمین افکنده و میخورد، همچنین باز شکاری به تعقیب پرندگان در فضا میپردازد، گاهی کامیاب و گاهی ناکام میماند. به طور کلی هدف از عزم و تلاش حیوانات غالباً سیر کردن شکم، فرار از مرگ، گرفتن انتقام، نجات فرزندان از چنگال دشمنان و اشباع غریزه است. او نبیند جز که اصطبل و علف از شقاوت غافل است و از شرف اما همت و تصمیمگیری در انسانها، از عقل، فکر، آزادی و اختیار مایه میگیرد و آنها اهداف گوناگونی را تعقیب میکنند، گاهی هدفشان نجات و رفاه بیشتر، رسیدن به بلندای علم و دانش، خدمت به خلق خدا، عمران و آبادانی زمین، ساختن تمدنها و فرهنگهاست و گاهی نابودی و تخریب همنوعان. جنگها و قتل و غارتها از همتهای سبعانۀ بشری سرچشمه میگیرد، در جنگجهانی دوم به همت ابرقدرتها و ابزارهای کشتار جمعی هزاران انسان نابود شدند و صدها مراکز علمی ـ بهداشتی، بیمارستان ، دبیرستان و... ویران گردید، لیکن انسانهای صالح و شایسته همواره همتشان نجات دیگر انسانها بوده است و میکوشیدهاند تا همچون شمع بسوزند و دیگران را به نوایی برسانند. چو شمع سوز و به هر جمع نور بخشی کن چو غنچه خون به دل و داغدار و خندان باش اگر که میل بلندی توراست پستی کن چو آفتاب به ویرانه تاب و تابان باش آری، همت و تلاشبزرگمردان و زنان است که تمدنها را برپا نموده و تاریخ را نورانی ساخته است، اگر این تلاشها و همتهای پر فراز نبود، نه اختراعی صورت میگرفت و نه کشفیاتی پیدا میشد. رجال بزرگ و بلند همت در طول تاریخ به منزلۀ قلههای رفیع و درخشانی میباشند که ملتها پیوسته به سوی آنها با اشتیاق نگاه میکنند و از چشمههای جوشان علم و تجربۀ آنان سیراب میشوند و از آنها درس همت و تلاش میگیرند. اگر ادیسونها با همت بلند و تلاش مضاعف در صدد تسخیر برق نمیافتادند، امروز جهان در تاریکی و ظلمت مضاعفی قرار داشت، این مرد بلند همت به خاطر تسخیر بهتر و بیشتر نیروی الکتریسته، حتی از حضور در شب عروسی خود نیز دریغ داشت و با نان خشک و آب خالی در آزمایشگاه به سر میبرد تا توانست به هدفش برسد و برق را به گونهای مهار کند که مستمندان هم بتوانند از آن استفاده کنند، همچنین پاستور، میکروبشناس فرانسوی اگر عزم را جزم نمیکرد تا با کشف ویروس علت بیماریها شناخته شود، معلوم نبود سرنوشت بشر به کجا منتهی میشد. انیشتین با همت بلند و تلاش مضاعف توانست هستۀ اتم را بشکافد و بشناسد و در راه درمان بیماریها و اهداف صلحآمیز و انسانی به کار اندازد، او به هنگام رحلت تنها دغدغهاش این بود که ممکن است عناصر جاهطلب از این نیروی خارقالعادۀ اتمی در راه نابودی بشر استفاده نمایند و متأسفانه همان چیزی که پیشبینی کرده بود، اتفاق افتاد و شهرهای هیروشیما و ناکازاکی بر اثر آن نابود شدند. در هر صورت کاخ بلند تمدن و فرهنگ بشریت به دوش مردانی زاهد مسلک و صاحب همتهای متعالی نهاده شده که مانند عابدان و راهبان، در گوشه و کنار معابد علمی به اعتکاف نشستند و سرانجام توانستند با تلاش مضاعف شالودۀ تمدنهای عظیمی را پایهریزی نمایند، از همه مهمتر همت و عزم مردان الهی، پیامبران و تاریخ سازان بزرگ مذهبی بود که با مشعلهای علم، ایمان، اخلاق و آموزههای دینی، بشریت را از ظلمات، بداخلاقیها و درندهخوییها رها ساختند و زمینۀ پیشرفتهای علمی را فراهم نمودند و موانع درونی و برونی را از سر راه توسعه و کشفیات علمی برداشتند و انسانهای بلند همتی را در دامن خویش پروراندند و تمدنها را از نابودی حفظ کردند. اسلام و همت مضاعف در فرهنگ اسلامی به مسئلۀ عزم و همت سخت توجه شده است، حتی در حدیثی صعود و سقوط انسان را در متعلق همت دانستهاند، امام علی(ع) میفرماید: «من کانت همّته بطنه، قیمته ما یخرج منه؛[١]هر کس همتش در محدودۀ شکمش منحصر باشد، ارزش و قیمت او چیزی است که از آن دفع میگردد». چرا که اسلام فلسفۀ خلقت انسان را برای تکامل علم، اخلاق، کرامت، معنویت و بندگی و پرستش حق میداند، نه شکمخوارگی و حیوانیت. امام علی(ع) در نامهای عثمان بن حنیف را مورد خطاب و عتاب قرار میدهد و میفرماید: «فما خلقت لیشغلنی اکل الطیّبات کالبهیمة المربوطة همّها علفها؛[٢] من آفریده نشدهام که خوردن طیبات، مرا مانند حیوانی که همت او علف خواری اوست، مشغول سازد». و از خدا و آخرت و حل معضلات بندگان خدا غفلت نمایم، چرا که به راستی مطامع پست مادی باعث سقوط آدمیت و فربه شدن جنبۀ حیوانیت او میشود. چنانچه در حدیث دارد: «نعوذ بالله من المطامع الدنیّة و الهمم الغیر المرضیة؛[٣] پناه به خدا میبریم از طمعهای پست و همتهای ناپسند»، گاهی اتفاق میافتد که برخی از همتهای منحط نه تنها مایۀ سقوط صاحبش میشود، بلکه جامعۀ بشری را از رسیدن به قلههای کمال و فضیلت نیز باز میدارد و مانع رسیدن به ساحت فرهنگ و تمدن میگردد. امام علی(ع) میفرماید: «ثلاثة یحجز المرء عن طلب المعالی: قصر الهمّة و قلّة الحیله و ضعف الرأی؛[٤] سه چیز انسان را از رسیدن به قلههای کمال و شرف باز میدارد: یکی کوتاهی همت، دیگری کمبود مهارت و چارهجویی و سوم، ناتوانی فکر و اندیشه» و این سه خصلت منحط، مولود خود انسان است، چرا که آدمی میتوانست همت بلندی داشته باشد و توانایی و مهارتهایی برای خروج از بن بستها در نظر بگیرد و فکر و اندیشه را تقویت کند، اما با همتهای منحط دچار انحطاط گردید و شخصیتش ضایع شد. باز ایشان میفرمایند: «من صغرت همته بطلت فضیلته؛[٥] هر کس همت حقیر و پستی داشته باشد، فضیلت و شخصیت او تباه و باطل میشود». در حدیث دیگر حضرت میفرماید: «هر کس شخصیت و مردانگی ندارد، قطعاً همت شایستهای ندارد».[٦] آری اگر کسی همتش تنها رسیدن به دنیا و زرق و برقهای مادی و ریاست دنیوی باشد، بدون شک گرفتار حزن و غم و اندوه میشود، چرا که دنیا دار تزاحم و تصادم است، وانگهی غدّار و مکار میباشد و با احدی وفا نکرده است. امام علی(ع) فرمود: «من کانت الدنیا همّته اشتدت حسرته عند فراقها؛[٧] هر آن کس که دنیا را وجهۀ همت خود قرار دهد، حسرت و ندامت او به هنگام جدایی از آن سخت و جانکاه خواهد شد». بدون شک کرامت و افتخار آدمی به همت عالی اوست نه به استخوانهای پوسیدۀ اجداد و نیاکانش و نه به لاف و گزاف و ثروت و مالاندوزی که خود ثروت منشأ وبال در دنیا و عقاب در آخرت است. قرآن کریم میفرماید: «الهیٰکم التکاثر حتی زرتم المقابر؛[٨] همت تکاثر در اموال و اولاد، شما را طوری از خدا و حقیقت بازداشت که به گورستان آمدید تا مگر به شمار قبرهای اجداد و استخوانهای خاک شده و پوسیدۀ نیاکان افتخار بورزید»، در صورتیکه به فرمودۀ امام علی(ع): «الشّرف بالهمم العالیه لا بالرمم البالیه؛[٩] شرافت در پرتو همتهای عالی است نه استخوانهای پوسیده.» همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیدهاند در اسلام، قدر و ارزش هر انسانی بستگی به نوع همت او دارد، اگر دارای همت بلند و ارزشمندی است خود او نیز ارزشمند میباشد، ولی اگر همتش بسیار پست و حیوانی است او نیز حیوانی بیش نخواهد بود. امام علی(ع) میفرماید: «قدر الرجل علی قدر همته؛[١٠] ارزش انسان به اندازۀ همت اوست». «من شرفت همته عظمت قیمته؛[١١]کسی که همتش شریف باشد، به همان میزان ارزشش عظیم خواهد بود». بیشک صعود و سقوط انسان در ارتباط با چگونگی همتی است که اتخاذ میکند. هیچ انسانی ارزش والا پیدا نمیکند، مگر اینکه همت اعلی داشته باشد. همت برتر چیست؟ در منطق دینی بهترین همت این است که انسان در سایۀ همت و تلاش مضاعف و خدمت به خلق خدا به شایستگی از اسارت دنیا رها شده و برزخ و قیامت خود را آباد سازد و باقیات و صالحاتی برای خود باقی بگذارد، که همواره از آن بهرهمند گردد، چون صدقۀ جاری به انسان بعد از مرگش نیز میرسد. امام علی(ع) فرمود: «اجعل کلّ همک و سعیک للخلاص من محلّ الشقأ و العقاب و النّجاة من مقام البلاء و العذاب؛[١٢] تمام همت و سعی خود را بر این قرار ده تا از کانون بدبختی و عقاب خلاص شوی و از دار بلا و عذاب خود را نجات دهی.» به قول حافظ شیراز: همتم بدرقۀ راه کن ای طایر قدس که دراز است رهِ مقصد و من نوسفرم غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است همت بلند و بلندپروازی باید توجه داشت که همت بلند با بلندپروازی فرق جوهری دارد، آدم بلندپرواز مانند انسان پرجوش و خروشی است که امر نشدنی را ممکن میشمارد و یک مسئلۀ بسیار بعید و امکانناپذیر را قریب تلقی میکند. در بسیاری از مواقع هدفش رسانیدن خیر است، لیکن به دلیل حماقت به جای خیر، شر و بدی به انسانها میرساند. ما از اینگونه اشخاص در تاریخ پیشینیان و دنیای معاصر کم نداشته و نداریم که مانند کرم پیله دور خود تنیده و با بلندپروازیها باعث بدبختی خویش و دیگران در جامعه میشوند. به چند نمونه اشاره میکنیم: ١ـ دختری است از مدیران محترم، که بخش قابل توجهی را در کشور مدیریت میکند و بسیار پاک و عفیف است، لیکن در امر ازدواج بلندپرواز است. او که از منتظران فرج امام عصر(عج) میباشد، همتش این است که با امام زمان(عج) ازدواج کند. نگارنده تلفنی با این سرکار عالیه صحبت کردهام، متأسفانه وی بر اثر شایعات بیاساس و زمینههای موجود در مملکت به جِد معتقد است که به زودی حضرت ظهور خواهند کرد و او به آرمانش میرسد. ٢ـ برخی از اشخاص به قدری بلندپروازند که همت گماردهاند تا دنیا را اداره کنند، در صورتیکه ممکن است از ادارۀ یک شهر یا استان هم عاجز باشند. اینها، از نوع همتهای کاذب و بلندپروازانهای است که ریشه در حماقت آدمی و اعتماد به نفس بیجای او دارد، امام علی(ع) فرمود: «الثّقة بالنّفس من اوثق فرص الشیطان؛[١٣] اعتماد به نفس از محکمترین فرصتهای شیطانی است». در حدیث دیگر فرمود: «ایاک و الثّقة بنفسک فان ذلک من اکبر مصائد الشیطان؛[١٤] از اعتماد به خودت دوری کن زیرا اعتماد به نفس از بزرگترین دامهای شیطان است.» به قدر عقل خود باید زدن لاف که زردوزی نداند بوریا باف مجو بالاتر از دوران خود جای مکش بیش از گلیم خویشتن پای چو دریا در مزن موجی که داری مپر بالاتر از اوجی که داری هر چیزی در حد اعتدال به حقیقت نزدیکتر است، اعتماد به نفس در راستای توکل به خدا معنی میدهد و در صورتیعاقلانه است که انسان خود را بشناسد، تواناییهای خود را بسنجد، اختیاراتی که دارد بررسی کند و از نظرات دیگران بهرۀ کافی برده باشد، آنگاه وارد عرصۀ اجرا و مدیریت شود. به مجرد داشتن همت والا و خیال پردازیها و توهمات نمیتوان به هدف دست یافت. ١ـ شخص متوهم و خیالپردازی در کنار چاه آبی نشسته بود و فکر میکرد که چند عدد گوسفند نر و ماده تهیه میکند، سپس آنها به تولید مثل انبوه رسیده یک گله میشوند، پس از مدتی دهها گله گوسفند پیدا میکند، سپس به خواستگاری دختر پادشاه میرود، پس از ازدواج با دختر پادشاه ممکن است آن دختر مغرور در برابرش قیافه بگیرد در این صورت با لگد بر او میکوبد، تا پایش را بلند کرد احساس کرد در چاه افتاده است. ٢ـ مرحوم بهلول در زمان حیاتش گرفتار توهم شده بود و معتقد بود که فرمانده لشکر سوریه همان سفیانی معروف و عثمان بن عبده است که قبل از ظهور حضرت حجت قیام میکند این موضوع را همه جا تبلیغ میکرد، شگفت اینکه عدهای از بزرگان تحت تأثیر طرهات نامبرده واقع شده بودند، از اینرو بعضیها از قرار مسموع برنامهریزیهای خود را محدود به دو سال کرده بودند که مصادف با ایام ظهور امام زمان(عج) است و به گمان خود در آن تاریخ باید کارها را به آن حضرت بسپارند که با مخالفت مبادی عالیۀ نظام مواجه شدند. از طرفی همت مضاعف و تلاش روزافزون، آن نیست که بدون مدیریت عقلانی و برنامهریزی صحیح و صرفاً با خیالات و افکار واهی به تلاش شبانهروزی انسان دست زدند و حتی نیمههای شب به جای استراحت برای تمشیت امور جلساتی برگزار نماید. بلکه باید برای هر قسمتی مسئول لایقی نصب شود و رئیسکل دورادور به نظارت بپردازد تا کارها بر وفق حکمت و نظام متقن به جریان افتد. در ایام نوروز توفیق رفیق شد به عتبات عالیات شرفیاب شدم احساس کردم در ادارۀ حوزههای علمیه و اعتاب مقدس مدیریتی کمنظیر در جریان است، اعتاب عالیات در کمال نظم و انضباط از سوی افراد متعهد و روحانیون عالیمقام، فعال و آگاه مدیریت میشد. هر کجا که میرفتیم با احترام دستاندرکاران مربوطه مواجه میشدیم. در کنار عکس بزرگان شهدای روحانیت، تصویر مرجع عالیقدر به چشم میخورد که همبستگی و وحدت هدف را نشان میداد. عراقیها هرگز حرکت هوشمندانه و مدبّرانۀ مرجع عالیقدرشان، حضرت آیة الله سیستانی را فراموش نکردهاند، هنگامیکه آقای مقتدا صدر با جمعی از هوادارانش در حرم امام علی(ع) در محاصرۀ نظامی قرار گرفته بودند و نزدیک بود توسط نیروهای آمریکایی و سایر اشغالگران دستگیر یا به شهادت برسند (با اینکه نامبرده در گذشته حرمت مرجعیت را پاس نداشته بود) حضرت آیة الله العظمی سیستانی با مدیریت خاص خویش اعلام راهپیمایی به سوی بارگاه حضرت علی(ع) کردند و تمام عشایر عرب به سوی صحن و حرم مولای متقیان هجوم آوردند و با این نقشۀ حساب شده، مقتدا صدر و نیروهایش از لابهلای انبوه جمعیت جان سالم به در بردند. این است گوشهای از مفهوم مدیریت در اسلام و اینکه مرجعیت شیعه همواره بال و پر رحمت و مودّت را بر سر آحاد ملت و دوست و دشمن گسترانیده و به دور از هر انگیزهای به فکر نجات مردم بوده است و مسائل شخصی و گروهی، کوچکترین تأثیری در روح بزرگ و پیامبرگونۀ آنها نداشته و نخواهد داشت. امسال هم که از سوی مقام معظم رهبری، سال همت مضاعف و کار مضاعف اعلام شده است، هدفشان بیگمان دعوت به بلندپروازی یا خیالپردازی و یا خدای نکرده وعدههای دروغ به مردم دادن مدیران نظام نیست، بلکه منظورشان این است که مسئولان محترم در حد توان با برنامهریزی صحیح، بهرهگیری از نخبگان جامعه و استمداد از تمام احزاب و نیروها و با عقلانیت، در مدیریت کشور بکوشند تا بتوانند مشکلات سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی جامعه را به نحو احسن حل و فصل نمایند و جلوی تورم و مفاسد اخلاقی گرفته شود. چنانچه قرآن میفرماید: «لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری؛[١٥]برای انسان محصولی نیست مگر آنچه با زحمت و رنج به دست آورده باشد و به زودی نتیجۀ آن را خواهد دید»، مشروط به اینکه کارها با طرح و برنامۀ صحیح پیش رود نه با توهّم و خیالات یا جنجالهای تبلیغاتی و یا گزافگویی و لاف زدن. مرحوم آیة الله العظمی فاضل لنکرانی نیز در این زمینه به یکی از مدیران سابق فرمودند: به جای سخن پراکنی و حرّافی کار کنید که دو صد گفته چون نیم کردار نیست. امام علی(ع) فرمود: «اشرف الشیم رعایت الودّ و احسن الهمم انجاز الوعد؛[١٦]شریفترین خصلتها و عادتها رعایت دوستی و مودّت با آحاد ملت است و نیکوترین همتها وفای به وعدهها و تعهدات، آنچه انسان وعده میدهد باید محقق سازد. وعدۀ دروغ دادن از مباحث بزرگان و مؤمنان به دور است. بلکه یک نوع مکر و فریب به شمار میرود. مکر و فریب حربۀ نامرد مردم است نامرد حیله بازد و مردی رها کند پیامبر(ص) فرمود: «حتی حیوانات را نیز با وعدۀ دروغ فریب ندهید.» نقش همت زن که نور جان در اوست پرتوی از تابش ایمان در اوست هر کجا همت عَلَم بر دوش داشت مژدۀ فتح و ظفر عنوان در اوست هر کجا شایان دقت ملتی است یادگار همت شایان اوست سردبیر * * * پینوشتها: [١] . غررالحکم و دررالکلم، ص ٢٩٧. [٢] . نهج البلاغه صبحی صالح، نامۀ ٤٥، ص ٤١٨. [٣] . غررالحکم و دررالکلم، ص ٢٩٧ [٤] . همان، ص ٢٥٥؛ بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٢٣١ و تحف العقول، ص ٢٣٤. [٥] . بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٦٤. [٦] . همان، ج ٧٧، ص ٣٧٦. [٧] . تکاثر (١٠٢) آیات ١ و ٢. [٨] . غررالحکم و دررالکلم، ص ٢٩٨. [٩] . بحارالانوار، ج ٧٠، ص ٤ و نهج البلاغه، حکمت ٤٧. [١٠] . میزان الحکمه، ج ١٠، ص ٣٦٣. [١١] . همان. [١٢] . همان، ج ١٠، ص ٦٩٢. [١٣] . همان، به نقل از: غررالحکم و دررالکلم. [١٤] . همان، ص ٦٩١، به نقل از: غررالحکم و دررالکلم. [١٥] . نجم (٥٣) آیۀ ٤٠. [١٦] . میزان الحکمه، ج ١٠، ص ٣٦٥.