معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠

آشنایی با هنر ویرایش
طريقه دار ابو الفضل

ادبیات و هنر در شماره‌های گذشته، دربارۀ نگارش صحیح، گفت‌وگو کردیم. از این پس ـ به خواست خدا ـ در چند شماره، دربارۀ هنر ویرایش، بحث می‌کنیم. ویرایش چیست؟ ویرایش، افزودن یا کاستن مطالب و یا تصحیح و تنقیح متن‌هایی است که برای چاپ و نشر، آماده می‌شوند. این واژه، فارسی است و از زبان پارسی میانه به زبان فارسیِ دریِ امروزین، وارد شده است.از نظر دستوری، اسم مصدر و مصدر آن، ویراستن می‌باشد. معادل آن در انگلیسی editing و در عربی «تحریر» است. به کسی که این کار را انجام می‌دهد در فارسی «ویراستار»، در انگلیسی editor و در عربی «محرّر» می‌گویند. تا چند سال پیش، همه کلمۀ «درایت» و «ادیتور» را به کار می‌بردند تا آن که به تدریج، واژگان فارسی اصیل ویرایش و ویراستار، جای خود را باز کرد. همراه کلمۀ «ویرایش» گاهی واژۀ «پیرایش» را نیز به کار می‌برند که البته مترادف نیستند، زیرا ویرایش و پیرایش، کاری توأمان است و ویرایش بدون پیرایش امکان‌پذیر نیست. ویرایش؛ علم است یا هنر و یا فن؟ ویراستاری، ترکیبی از هنر، فن و علم است. قسمت‌هایی از ویراستاری، که همان ویرایش علمی و محتوایی است، علم خاص خود را می‌طلبد؛ یعنی ویراستار مربوط باید علم و دانشِ آن موضوع را داشته باشد تا بتواند آن را بررسیِ ساختاری ـ محتوایی کند. در بخش‌های ادبیِ این حرفه نیز باید به علوم ادبی آگاه باشد و همین دانش‌هاست که ویراستار را توانا می‌سازد. قسمت‌های نگارشی و زبانیِ ویرایش نیز نوعی «هنر» است که ذوقِ نگارشیِ ویراستار او را در تسلط به جمله‌ها، عبارت‌ها و حک و اصلاح آن‌ها یاری می‌رساند. ذوقِ ویراستار و شَمِّ نگارشی او هر چه در این قسمت، پروریده باشد، موفق‌تر خواهد بود. ویراستاری که اهل قلم نیست در این قسمت توانا نخواهد بود. البته می‌تواند به صورت کلیشه‌ای، غلط‌های مشهوری که در کتاب‌های مربوط به این فن آمده، برطرف کند، اما کارساز نیست. بخش‌های صوری ویرایش مثل رسم‌الخط، سجاوندی‌ها، پی‌نوشت، تنظیم واژه‌نامه، نمایه و کتاب‌نامه، آموزشی می‌باشد؛ البته مایه‌های هنری و ذوقی، آن را بسیار غنی و مایه‌ور می‌سازد. فایدۀ ویرایش ویرایش از دو جهت در عرصۀ کتاب و نویسندگی سودمند است: یکی پاکیزه ساختن و ایجاد نظم و ترتیب برای هموار ساختنِ مسیر مطالعۀ خواننده و خدمت به فرهنگ و اندیشه و کسب پاداش‌های اخروی و دیگری ، ازدیاد معلومات خود ویراستار است. وی در ازای خدمت به کتاب و مؤلفان، ازمعلومات آن‌ها نیز بهره می‌گیرد و در واقع ویراستار، استادانِ بی‌مزد و مواجب متعدد دارد. وی در هنگام ویرایش اثر، مطالعات عمیق و آموزش‌های فراوانی می‌بیند. باید افزود، نام و خاطرۀ نیکی که از ویراستار در ذهنِ صاحبان اثر یا ناشران، در قبالِ کار خوب وی می‌ماند، غیرقابل انکار است و همین کم فایده‌ای نیست. لذت ویرایش ویراستارِ علاقه‌مند، در همۀ زمینه‌ها روحیۀ زیبا خواهی، جمع و جور طلبی و نظم و ضابطه‌مندی دارد؛ روحیۀ او این گونه است که ناموزون بودنِ فرش اتاق، قناس بودنِ زمین، نامرتب بودنِ کاشی‌های آشپزخانه و مسائلی از این قبیل را هم برنمی‌تابد و اگر از دستش برآید و اختیار داشته باشد، به گونه‌ای آن‌ها را منظم و مرتب می‌کند. ویراستار که می‌بیند جمله‌ها و عبارت‌های کتاب، پراشکال است، فصل‌ها و بخش‌ها نظم منطقی ندارند، املای کلمه‌ها و پی‌نوشت‌ها یک دست نیست، بنا به روحیۀ خاص خود با عشق و علاقه به سرراست کردن آن‌ها می‌پردازد و بعد از فراغت از کار، به تماشای اثر انگشت‌های خود در زیباسازی این بنا می‌پردازد و لذت می‌برد. وقتی شما زمینِ قناسی را با هوش مهندسی خود، گونیا کردید یا زایده‌های یک موکت را بریدید و به اندازۀ اتاق درآوردید یا چیدمان وسایل منزل را با هنر و سلیقه، سامان دادید، یقیناً لذتی از این کارها برایتان حاصل می‌شود، ویرایش کتاب و بریدن زواید آن و حک و اصلاحات در آن، همین‌گونه لذت‌ها ـ بلکه بیش‌تر از آن‌ها ـ را در ویراستار به وجود می‌آورد. ضرورت ویرایش ضرورت ویرایش از آن‌جا ناشی می‌شود که برخی صاحبان اثر به همۀ اصولِ نویسندگی آشنا نیستند و به قواعدِ زبان خود ـ آن طور که باید ـ تسلط ندارند، لذا نشانه‌های مسامحه، تکرار و حشو، مترادف‌های بی‌نقش، لّفاظی و عبارت‌های بی‌شیرازه در قلمشان دیده می‌شود. اگر این‌ها را هم بدانند، انسان خطاکار است و دیدِ همه جانبه ندارد، پس بهتر است چشم نقّادِ دیگری که به اصول نگارش و تألیف، مسلط می‌باشد، اثر را از جنبه‌های مختلف مرور کند و عیب‌های آن را برطرف نماید. حفظ زبان از آفت‌ها و دور بودن آن از حشو و زواید، از ضرورت‌های دیگر ویرایش است. سبک‌های ویرایش در میان ویراستارانِ باتجربه، سبک‌های مختلفی دیده می‌شود؛ به اشاره، آن‌ها را می‌آوریم: سبک باز: سبکی است که ویراستار در همۀ جنبه‌های محتوایی، نگارشی و صوری، ویرایش را پردامنه و وسیع انجام می‌دهد: تغییر شیوۀ استدلال، حذف و اضافۀ منابع، تقدیم و تأخّرِ فصل‌ها، بازنویسیِ جمله‌ها، حذف و اضافه‌های کلان و مسائلی از این دست، گسترۀ کاریِ وی را تشکیل می‌دهد. در این سبک، گاهی ویراستار، چند صفحه‌ای را برای مؤلف می‌نویسد و صفحاتی را حذف می‌کند. سبک بسته: در این سبک، ویراستار اختیار عمل زیادی برای حذف و اضافه‌های کلان و تغییرات پردامنه ندارد، بلکه فقط باید در چهارچوبِ شیوه‌نامۀ صوریِ مؤسسۀ پژوهشی و انتشاراتی عمل کند. حتی در هنگام ویرایشِ صوریِ آثار نویسندگانِ صاحب سبک، دست او بسته‌تر نیز می‌شود، زیرا آنان گاهی در خصوصِ رسم الخط و سجاوندی‌ها، دیدگاه‌های خاصی دارند. سبک میانه (متعادل): سبکی است بین سبک باز و بسته که میدانِ عمل ویراستار، متعادل است. وی نه هم‌چون سبک باز می‌تواند تغییرات و حذف و اضافه‌های پردامنه و وسیع صورت دهد و نه مانند سبک بسته، اختیار عملش محدود است. سبک میانه بهتر از دو سبک دیگر است، زیرا سبک باز، نویسندگان را به تنبلی عادت می‌دهد و ویرایش، بهانه‌ای برای نگارش‌های غلط می‌شود و آنان در هنگامِ تألیف یا ترجمه به امید اصلاح‌گری‌های ویراستار از ارائۀ کارِ پاکیزه، شانه خالی می کنند و دیمی‌کاری و سطحی‌نگری رواج می‌یابد. سبک بسته هم دستِ ویراستار را تا حدودی می‌بندد؛ به طوری که گاه از اصلاح غلط‌های فاحش به هراس می‌افتد. به علاوه، کارهای ناشر را از لحاظ شکل و صورت، چندگانه می‌کند. پیشینۀ ویرایش تاریخچۀ ویرایش در قسمت‌هایی که مربوط به ویرایشِ ساختاری، محتوایی و گاه نگارشی می‌شود، بسیار کهن است و می‌توان آن را با آغاز کتابت و نویسندگی و به وجود آمدنِ کتاب، هم‌زمان دانست، زیرا در همان روزگاران، پدید آورندگانی که اثری می‌نوشتند آن را به استاد یا یکی از دوستان فاضل و هم‌تراز خود می‌دادند تا اشکال‌های محتوایی و یا عبارتی آن را برطرف کنند. شواهدی در دست است که در هنگام جمع‌آوریِ قرآن و یا در «بیت‌الحکمه»، کارهایی شبیه ویراستاری‌های صوری و فنی امروزی انجام می‌شده است، اما این کارها به صورتِ رویّه و رسم عمومی در میان مؤلفان درنیامد و شکل و ضابطۀ منطقی به خود نگرفت. در عالم شعر هم این کار، رواج داشته است؛ مثلاً «عنصری» شعرِ «غضائری رازی» را ویرایش کرده و به او گفته است: اگر ز گفتنِ مفضال، فاضلت بُد قصد درست باری بشناس، فاضل از مفضال یا حافظ گفته است: یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست نقدِ هر گوهر ناسفته که حافظ را بود قبل از حافظ، از این مصراع مولوی برمی‌آید وی که شعر می‌سروده از کسی می‌خواسته آن‌ها را اصلاح کند: «گر غلط گفتیم اصلاحش تو کن». از این سابقه‌های فرهنگی که بگذریم، ویرایش به معنای جدید آن، در ایران سابقه‌ای در حدود چهل سال دارد. نخستین سازمان ویرایشی در تهران و در انتشارات فرانکلین، تأسیس شد. این انتشارات پس از پیروزی انقلاب اسلامی به انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، تغییر نام یافت و سپس در شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ادغام شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، «مرکز نشر دانشگاهی» پیش‌گام امر ویرایش در ایران شد. این مرکز با تأسیس «مجلۀ نشر دانش» و چاپ مقاله‌هایی در خصوصِ ویرایش و نشر و هم‌چنین تشکیل کلاس‌های آموزشِ ویراستاری این فن را وارد مرحلۀ جدیدی کرد و به عرضۀ هر چه بهتر کتاب از نظر شکل، محتوا و نگارش، خدمات شایانی نمود. روش‌های ویرایش ویرایش از اصلاح کتاب‌ و مقاله، آغاز شد، اما امروزه به روش الکترونیکی و به وسیلۀ «رایانه» هم انجام می‌پذیرد. در روش الکترونیکی، اصلاحات متن با «رایانه» صورت می‌گیرد. در این روش، مؤلف اثر خود را به صورت دیسکت یا لوح فشرده (CD ) یا «دی وی دی»، حضوری یا با پست الکترونیک (E-meil) به ویراستار تحویل می‌دهد، او نیز متن را با رایانه اصلاح و ویرایش می‌کند و سپس به مؤلف باز می‌گرداند. ویرایش الکترونیکی، بیش‌تر در حوزۀ مسائل صوری و فنی، نمایه‌سازی و تنظیم انواع فهرست، یک دست‌سازی رسم‌الخط و غلط‌های دستوری کاربرد دارد و هر روز در حال گسترش است. اکنون ویراستاران با آموزش فنون این کار، از «رایانه» در ویرایش، بیش‌تر استفاده می‌کنند. در شمارۀ بعد ازگونه‌های ویرایش، ابزار و مراحل آن بحث می‌کنیم. تاریخچۀ ویرایش در قسمت‌هایی که مربوط به ویرایشِ ساختاری، محتوایی و گاه نگارشی می‌شود، بسیار کهن است و می‌توان آن را با آغاز کتابت و نویسندگی و به وجود آمدنِ کتاب، هم‌زمان دانست. * * * ویرایش از دو جهت در عرصۀ کتاب و نویسندگی سودمند است: یکی پاکیزه ساختن و ایجاد نظم و ترتیب برای هموار ساختنِ مسیر مطالعۀ خواننده و خدمت به فرهنگ و اندیشه و کسب پاداش‌های اخروی و دیگری ، ازدیاد معلومات خود ویراستار است. * * * ضرورت ویرایش از آن‌جا ناشی می‌شود که برخی صاحبان اثر به همۀ اصولِ نویسندگی آشنا نیستند و به قواعدِ زبان خود ـ آن طور که باید ـ تسلط ندارند، لذا نشانه‌های مسامحه، تکرار و حشو، مترادف‌های بی‌نقش، لّفاظی و عبارت‌های بی‌شیرازه در قلمشان دیده می‌شود. * * * ویرایش، افزودن یا کاستن مطالب و یا تصحیح و تنقیح متن‌هایی است که برای چاپ و نشر، آماده می‌شوند. * * *