پگاه حوزه
(١)
اشرافيت معرفتى و دانشگاههاى تزئينى - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
چالش هزاره سوم -
٢ ص
(٣)
يادكردى از همشهرى سابق - صبوری ضیاء الدین
٣ ص
(٤)
مفهومشناسى دانش كلام -
٤ ص
(٥)
چالشهاى هژمونى - شیرودی مرتضی
٥ ص
(٦)
چشم داشتهاى تازه از عربستان -
٦ ص
(٧)
آمريكا و بحرانهاى خارج از كنترل سياسى -
٧ ص
(٨)
جهانىشدن با قرائتى از انديشه امام خمينى -
٨ ص
(٩)
در دفاع از انديشه و رفتار سياسى ايرانيان - راهدار احمد
٩ ص
(١٠)
نگاهى به تجربه ابن خلدون در ساحت نظريهپردازى افقگشايى معرفتى -
١٠ ص
(١١)
سياهان آمريكا و اسلام سياسى - شیرودی مرتضی
١١ ص
(١٢)
زن از دو منظر اسلامى و فمينيستى - عباسی حسین
١٢ ص
(١٣)
سينما و پديده لمپنيزم - میراحسان احمد
١٣ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - سياهان آمريكا و اسلام سياسى - شیرودی مرتضی
سياهان آمريكا و اسلام سياسى
شیرودی مرتضی
دريانوردان مسلمان اندولسى (اسپانيايى)، قبل از كريستف كلمب پا در قاره آمريكا نهادند و اسلام را به آن مكان بردند. پس از آن نيز بر اثر رفت و آمد تجار و بحرپيمايان مسلمان و مهاجرت گروهى از مسلمانان اروپايى، هندى و... (١) ، و مهمتر از همه، مهاجرت اجبارى بردگان مسلمان سياه به قاره آمريكا، (٢) اسلام در آن مكان نفوذ كرد و مطرح شد. با اين وصف اسلام از اوايل قرن ١٤ ش. /٢٠ م. آن هم در پى اوجگيرى محروميت رنگينپوستان، بهويژه سياهپوستان مسلمان آمريكايى از حقوق فردى و اجتماعى و ناكامى انديشه ناسيوناليسم در نجات سياهان از ظلم و ستم سفيدپوستان، به عنوان ايدئولوژى مبارزه سياسى سياهان برگزيده شد. (٣)
مرورى بر تاريخچه جنبش اسلامى سياهان آمريكا
آمريكاييان براى افزايش توليدات كشاورزى (جنوب آمريكا) و صنعتى (شمال آمريكا)، تعداد زيادى از سياهپوستان آفريقايى را به بردگى گرفتند. اين سياهپوستان از ابتدايىترين حقوق فردى و اجتماعى محروم بودند، و با آنها همچون بردگانى رفتار مىشد كه گويا براى خدمتبه سفيدپوستان آفريده شدهاند. به همين علت از اواسط سده ١١ ش. /١٧م. تا اواسط سده ١٣ ش. /١٩م. قيامهايى از سوى بردگان سياه عليه اربابان سفيدپوست روى داد. (٤) جنبشهاى ملى گرايانه سياهان، در اوايل قرن حاضر به رهبرى «ماركوس گاروى» (٥) و «نوبل دروعلى» (٦) ادامه يافت. به گونهاى كه فقط در سال ١٢٩٨ ش. /١٩١٩م. ٢٥ برخورد خونين نژادى در آمريكا اتفاق افتاد. اما هيچيك از اين قيامها (قيامهاى ناسيوناليستى) منجر به دستيابى سياهان به حقوق برابر با سفيد پوستان نشد. اين سرخوردگى و ناكامى گرايش جديدى را در فرايند مبارزات سياسى سياهان در دهه اول قرن سيزدهم هجرى شمسى/دهه سوم قرن بيستم ميلادى پديد آورد كه به گسترش و توسعه اسلام در جامعه سياهپوست آمريكا مىانديشد; اسلامى كه هيچگونه تمايزى بين انسانها، مگر بر اساس تقوا قائل نيست. (٧)
بر اساس گرايش جديد، جنبش اسلامى سياهان آمريكا در سال ١٣٠٩ خورشيدى/١٩٣٠ ميلادى شكل گرفت. اندكى بعد از آن، اين جنبش از سوى «عاليجاه محمد» (٨) با تاسيس «گروه ملت اسلام» گسترش يافت. ملت اسلام صرفا يك گروه سياسى نبود، بلكه با شركت در فعاليتهاى اقتصادى سودآور در جهت ارتقاى مادى زندگى سياهان تهيدست گام برداشت. اين جنبش پس از مرگ عاليجاه محمد، علىرغم انشعابات مختلف، به عنوان مهمترين و گستردهترين گروه اسلامى سياهان آمريكا به حيات خود ادامه داد. (٩)
رهبران جنبش اسلامى سياهان
«والاس دى فرد محمد» اولين رهبر سياهان مسلمان آمريكا بود. او كارش را با تبليغ اسلام آغاز كرد، سپس براى نجات سياهان از محروميتهاى حقوقى و اجتماعى، نخستين گروه سياسى مسلمانان را در بزرگترين شهر سياهپوستنشين يعنى «ديترويت» تاسيس كرد، و در فاصله كوتاهى پيروانى بالغ بر هشت هزار نفر پيدا كرد. اما در سال ١٣١١ ش. /١٩٣٢م. پس از دو سال فعاليت مستمر ناگهان ناپديد شد. (١٠) پس از ناپديد شدن ناگهانى فرد محمد، رهبرى جنبش مسلمانان سياه به دست عاليجاه محمد افتاد. او تا زمان مرگش در سال ١٣٥٤ ش. /١٩٧٥م. رهبرى اين جنبش را بر عهده داشت. نقش عاليجاه محمد در جنبش اسلامى سياهان بيش از فرد محمد ارزيابى مىشود. زيرا عاليجاه محمد مساجد بسيارى در آمريكا ساخت و روحانيونى را براى اداره هر يك از آنها تعيين كرد، و نيز به دائر كردن يك دانشگاه اسلامى مخصوص سياهان همت گمارد، و براى تثبيت موقعيت داخلى جنبش اسلامى سياهپوستان، با كشورهاى اسلامى روابط دوستانهاى برقرار كرد. مجموعه اين اقدامات در سامان بخشيدن به جنبش سياهپوستان مسلمان و همچنين در ارتقاى دانش اسلامى و افزايش تحرك سياسى آنان مؤثر افتاد. (١١)
بعد از مرگ عاليجاه محمد، فرزندش «والاس دى محمد» رهبرى ملت اسلام را برعهده گرفت. او پس از تصدى رهبرى مسلمانان آمريكا، نام كانون ملت اسلام را به جامعه جهانى تغيير داد. نام بلاليان (١٢) را براى مسلمانان سياه انتخاب كرد، و فعاليتهاى تجارى كانون ملت اسلام را متوقف ساخت. اين اقدامات با انتقاد گروهى از مسلمانان سياهپوست و برخى از متصديان مساجد مواجه شد; زيرا به اعتقاد آنها نام ملت اسلام، اتحاد برانگيزتر، نام سياهان مسلمان جذابتر و فعاليتهاى اقتصادى براى سياهان سودمندتر بود. (١٣) اقدامات والاس دى محمد، زمينه تفرقه و انشعابهاى مختلف را در پيروان كانون ملت اسلام فراهم آورد. بر اين اساس تعدادى از رهبران مسلمان سياهپوست از جمله «مالكوم ايكس» (١٤) با انشعاب از كانون ملت اسلام، گروههاى اسلامى جديدى را در جامعه سياهپوستى آمريكا پديد آوردند. (١٥) پس از ترور وى و بهويژه با آغاز سالهاى نخستين دهه ٧٠ ش. /٩٠ م. جامعه سياهان مسلمان آمريكا تحت رهبرى «لوئيس فراخان» به سوى اتحادى كه كانون ملت اسلام از آن بهرهمند بود، حركت كرده است.
انگيزههاى تاسيس كانون ملت اسلام
آمريكاييان از همان نخستين روزهايى كه سياهان آفريقايى را براى كار در مزارع به خدمت گرفتند، با آنها به صورت برده رفتار كردند; زيرا به عقيده سفيدپوستان آمريكايى، سياهان ذاتا بى لياقت و پست آفريده شدهاند، و به همين جهت فقط براى كار كردن، كشته شدن و خدمتبه سفيدپوستاناند. اين مسائل بردگان سياهپوست را مجذوب و همگام جنبش ضد بردهدارى سفيدپوستان شمال آمريكا، ساخت. اين جنبش كه با هدف ظاهرى مبارزه با بردهدارى جنوب آمريكا ولى در واقع به منظور دستيابى به زمينهاى مزروعى و مواد خام جنوب صورت گرفت، به تشكيل آمريكا (١٦) و صدور فرمان آزادى بردگان از سوى آبراهام لينكلن در سال ١٢٤٢ ش. /١٨٦٣م. انجاميد. (١٧) برخلاف انتظار سياهان، فرمان لغو بردهدارى منجر به برابرى حقوقى آنها نگرديد; بلكه نظام تبعيض نژادى، با آثار به مراتب بدتر از نظام گذشته، جايگزين سيستم بردهدارى گرديد. بر اساس نظام جديد، سياهان از شخصيت اجتماعى، امنيتشغلى و هويت ملى محروم شدند، و محلهاى سكونت، گورستانها، رستورانها، پاركها و حتى شيرهاى آب آشاميدنىشان جدا گرديد; از تصدى مشاغل مهم و كليدى، تحصيل برابر با سفيدپوستان، دستمزدهاى يكسان و... بى نصيب ماندند. (١٨)
ناتوانى ناسيوناليسم سياه به رهبرى «ماركوس گاروى» و «نوبل درو على» در نجات سياهان از نظام تبعيض نژادى، ناكامى كليساهاى مسيحى در متقاعد كردن سياهان ستمديده به بردبارى در برابر ظلم سفيدپوستان، و نيز بحران اقتصادى آمريكا در سالهاى ١٣٠٨ و ١٣٠٩ ش. /١٩٢٩ و ١٩٣٠م. كه منجر به قحطى و فقر بيشتر سياهان گرديد، زمينههاى مناسب براى روى آوردن جامعه سياهان آمريكا را به اسلام فراهم آورد. آنچه بيش از همه در گرايش سياهان به سوى اسلام مؤثر افتاد، پيامهاى اسلامى نهضتبود كه فرد محمد و عاليجاه محمد تاسيس كردند. (١٩)
مهمترين پيامهاى جذاب نهضت اسلامى سياهان عبارت بود از:
١. اتحاد تمام سياهپوستان آمريكايى در يك نظام برادرى سياهپوستى;
٢. ايجاد يك نظام آموزشى مستقل از نظام آموزشى سفيدپوستان;
٣. تلاش براى آزادى مسلمانان زندانى از زندانهاى آمريكا;
٤. تشكيل مدارس جداگانه دخترانه و پسرانه براى فرزندان مسلمانان;
٥. آزادى مسلمانها در تبليغات اسلامى. (٢٠)
آثار نهضت اسلامى سياهان
برخى از نتايج مثبت و منفى نهضت اسلامى سياهان را مىتوان به شرح ذيل برشمرد: فردمحمد اولين رهبر سياهان مسلمان در سال ١٣١١ ش. /١٩٣٢م. به طرز شگفتآورى ناپديد شد. عاليجاه محمد در طى بيش از چهار دهه رهبرى كانون ملت اسلام، بارها بازداشت و زندانى گرديد. مالكوم ايكس هم از رهبران با نفوذ مسلمان آمريكايى است كه در دهه ٤٠ و ٥٠ ش. /٦٠ و ٧٠م. ترور شد. اما هيچيك از اين ترورها در خاموش كردن جنبش اسلامى سياهان مؤثر نيفتاد; بلكه تظاهرات متعدد ميليونها انسان سياهپوست مسلمان معترض به نظام تبعيد نژادى و... در اواسط دهه ٧٠ ش. /٩٠ م. نشان از تشديد گسترش نهضت اسلامى سياهان دارد. (٢١)
علىرغم قيامها و تظاهرات متعدد سياهان آمريكايى در برابر نظام بردهدارى و تبعيض نژادى و برخى اقدامات تلافىجويانه مسلمانان سياه، مانند ممنوعيت آرايش موى زنان مسلمان، (٢٢) هيچ گونه بهبودى در موقعيت اجتماعى آنان صورت نگرفته است; بلكه هنوز هم حقير شمرده مىشوند و با آنان به عنوان موجوداتى پست رفتار مىشود. (٢٣) تفرقه و عقايد خرافى و خالفتسردمداران آمريكايى، علتهاى ناكامى نهضت اسلامى سياهان آمريكا در نيل به هدفهاى مورد نظر است. تغيير شعار برادرى سياهان به برادرى جهانى (برادرى سياهان و سفيدپوستان) از سوى اتحاديه مساجد مسلمان به رهبرى مالكوم ايكس از جلوههاى تفرقه، و اعتقاد به الوهيت فرد محمد از سوى پيروانش، از مصداقهاى عقايد خرافى سياهان به شمار مىرود (٢٤) كه آن به صورت معجونى از افسانههاى آفريقايى، تعاليم مسيحيت و احكام اسلامى در آورده است. (٢٥)
گسترش جنبش اسلامى سياهان آمريكا تا حد زيادى متاثر از پيروزى انقلاب اسلامى ايران است; زيرا با پيروزى انقلاب اسلامى، موج اسلامخواهى در بين سياهان آمريكا آهنگ سريعترى به خود گرفت. به دفعات تظاهرات چندميليونى سياهان و سياهان مسلمان با شعارهاى «الله اكبر» به دعوت گروه امت اسلام در آمريكا صورت گرفته است. لوئيس فراخان در سال ١٣٧٤ ش. /١٩٩٥ م. به ايران مسافرت كرده، و از ١١٠٠ مسجد آمريكا، ٨٠٠ باب آن در ده سال اخير بنا شده است و نيز آمار كسانى كه همانند ايرانيان مسلمان لباس مىپوشند و همچنين تعداد افرادى كه مسلمان مىشوند، در حال گسترش است.پىنوشت:
١) اين مهاجرتها به ترتيب از سال ٨٧١ و ١٢٠٩ ش. به بعد اتفاق افتاد.
٢) اقليتهاى مسلمان در جهان امروز، على كتانى، ص ٢٣١.
٣) مسلمانان سياهپوست آمريكائى، علىرضا راهى و حسين هدى، ص ٢١.
٤) مسلمانان سياه آمريكا، استين ادوم، ترجمه محمد رفيعى مهر آبادى، ص ١٠.٥) Marcus Garvey
٦) Nobel Drew Ali٧) مسلمانان سياه آمريكا، استين ادوم، ترجمه محمد رفيعى مهر آبادى، ص ١٤ و ٣٢.
٨) عاليجاه را بهصورت «اليجاه» هم مىنويسند; اما اگر عاليجاه را از عاليجناب بدانيم، در آن صورت عاليجاه صحيحتر است.
٩) مسلمانان سياه آمريكا، استين ادوم، ترجمه محمد رفيعى مهرآبادى، ص ١٥ - ١٤.
١٠) عدهاى ناپديد شدن ناگهانى دى فرد محمد را به سازمان جاسوسى سيا نسبت مىدهند.
١١) سياهان در ايالات متحده، كلودفولان، ترجمه قاسم صنعوى، ص ١١٩.
١٢) اشاره به بلال حبشى است كه او هم سياهپوستبود.
١٣) مسلمانان سياهپوست آمريكائى، علىرضا راهى و حسين هدى، ص ٣٥ - ٣١.
١٤) ايكس بر خلاف برخى از رهبران سياه، منشا نژادى سياهان را مجهول مىدانست و به همين دليل نام ايكس يعنى مجهول را بر خود نهاد. ر. ك: مسلمانان سياهپوست آمريكائى، علىرضا راهى و حسين هدى، ص ٦١.
١٥) همان، ص ٤٠ - ٣٨.
١٦) آمريكا قبل از جنگ داخلى به صورت ايالتهاى مستقل از هم بوده است.
١٧) سياهان آمريكا را ساختند، بنجامين كوارلز، ترجمه ابراهيم يونسى، ص١٣٣ - ١٣١.
١٨) مسلمانان سياهپوست آمريكايى، علىرضا راهى و حسين هدى، ص ٣٥ - ٣١.
١٩) مسلمانان سياه آمريكا، استين ادوم، ترجمه محمد رفيعى مهرآبادى، ص ٧٨ - ٧٦.
٢٠) همان، ص ١٦.
٢١) روزنامه اطلاعات (٢٠ الى ٣٠ مهرماه ١٣٧٤ و ١٣٧٥)، صفحه آخر.
٢٢) زنان مسلمان كه در كانون ملت اسلام عضوند، به نشانه اعتراض به نظام تبعيض نژادى (آپارتايد)، از آرايش موها خوددارى مىكنند.
٢٣) مسلمانان سياهپوست آمريكايى، علىرضا راهى و حسين هدى، ص ٣٣ - ٣٠.
٢٤) مسلمانان سياه آمريكا، استين ادوم، ترجمه محمد رفيعى مهرآبادى، ص ٧٨ - ٧٧.
٢٥) آينده جنبش اسلامى سياهان آمريكا اميدبخش است. زيرا هر ساله ٣٠٠ هزار نفر از سياهان، مسلمان مى شوند. بر اين اساس پيش بينى مىشود كه تا قبل از سال ١٣٧٩ ش. /٢٠٠٠ م. اسلام به دومين دين بعد از مسيحيت در آمريكا تبديل گردد. برخى ديگر معتقدند كه چنانچه آمار رشد جمعيت مسلمانان و آمار زاد و ولد و آمار مسلمان شدن سياهان به صورت فعلى ادامه پيدا كند، اسلام گستردهترين دين در آمريكا خواهد شد. علاوه بر آن مسجدسازى در دهه اخير در آمريكا نسبتبه دهه قبل از آن ٧٢ درصد افزايش نشان مىدهد.