پگاه حوزه
(١)
اشرافيت معرفتى و دانشگاههاى تزئينى - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
چالش هزاره سوم -
٢ ص
(٣)
يادكردى از همشهرى سابق - صبوری ضیاء الدین
٣ ص
(٤)
مفهومشناسى دانش كلام -
٤ ص
(٥)
چالشهاى هژمونى - شیرودی مرتضی
٥ ص
(٦)
چشم داشتهاى تازه از عربستان -
٦ ص
(٧)
آمريكا و بحرانهاى خارج از كنترل سياسى -
٧ ص
(٨)
جهانىشدن با قرائتى از انديشه امام خمينى -
٨ ص
(٩)
در دفاع از انديشه و رفتار سياسى ايرانيان - راهدار احمد
٩ ص
(١٠)
نگاهى به تجربه ابن خلدون در ساحت نظريهپردازى افقگشايى معرفتى -
١٠ ص
(١١)
سياهان آمريكا و اسلام سياسى - شیرودی مرتضی
١١ ص
(١٢)
زن از دو منظر اسلامى و فمينيستى - عباسی حسین
١٢ ص
(١٣)
سينما و پديده لمپنيزم - میراحسان احمد
١٣ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - چالش هزاره سوم
چالش هزاره سوم
كشورهاى صنعتى جهان، با مشكل پير شدن جمعيت مواجه هستند، و اين مسئله، در دهههاى آينده، اثرات اجتماعى، اقتصادى و سياسى شديدتر و منفىترى را در پى خواهد داشت. پير شدن جمعيت، يعنى از دست دادن توانايى كار، انديشيدن، سازندگى و تبديل به عنصر مصرفى، و نه توليدى، است; در حالى كه در طول تاريخ بشر، آمار افراد سالخورده بيش از ٦٥ سال، به ندرت از ٢ تا ٣ درصد جمعيت، فراتر مىرفت، اما به علت عواملى چون بهبود مراقبتهاى پزشكى، ارتقاى سطح تغذيه، كاهش زاد و ولد و افزايش طول عمر، باعثشده است كه از ١٥٠ سال پيش، پيرى جمعيت در جوامع صنعتى فزونى يابد; به گونهاى كه هماكنون، در كشورهاى صنعتى جهان، افراد سالخورده ١٥ درصد جمعيت را تشكيل مىدهند، و تا سال ٢٠٣٠ اين نسبتبه ٢٥ درصد و در برخى از كشورهاى اروپايى به ٣٠ درصد خواهد رسيد، در عوض، تركيب جمعيتى در كشورهاى در حال توسعه يا در واقع، كشورهاى عقب نگاه داشته شده، تا زمانى كه به صنعتى شدن دست نيافتهاند، و آن نيز، در چند دهه آينده دستنيافتنى است، جوان باقى خواهند ماند، ولى برخى از اين كشورها چون چين، تايوان، سنگاپور، كره شمالى و كره جنوبى و احيانا چند كشور ديگر، تا نيمههاى قرن جديد، با مشكل پير شدن جمعيت مواجه مىشوند.
الف. تحميل هزينه و فشار بر دولتها
با افزايش سالخوردگان:
١. تعداد بازنشستگان فزونى مىگيرد، و به همان نسبت تعداد مستمرى بگيران و هزينههاى دولتى بيشتر مىشود;
٢. امراض و بيمارىها در آنان افزايش مىيابد، و اين امر، هزينه درمانى بيشترى را بر دولتها تحميل مىكند;
٣. فشار آنان بر دولتبراى كاهش مالياتها افزايش پيدا مىكند; زيرا، خود را هر روز در پرداخت مالياتها ناتوانتر مىبينند;
٤. فشار آنها بر دولتبراى كاهش بودجه دفاعى و آموزشى فزونى مىيابد; زيرا آنان خواهان صرف اين پول براى بهبود زندگى خود هستند;
٥. ميزان انتظارات افراد مسن زيادتر مىشود، و آنان از دولت، خدمات فراوانى را مطالبه مىكنند كه اغلب با امكانات دولتى مطابقت ندارد.
ب. آثار اقتصادى
١. تقاضا براى مصرف كاهش مىيابد;
٢. با كاهش مصرف، هزينههاى توليد زياد مىشود;
٣. تقاضا براى مسكن و ساخت و ساز با كاهش مواجه مىگردد;
٤. رقابتى شديد براى كاهش قيمتها در همه سطوح توليدى و صنعتى درمىگيرد;
٥. بازار كار با ركود مواجه مىگردد، و استخدام نيروى كارآمد با دشوارى صورت مىيابد.
ج. آثار انسانى
١. كاهش ميل به پس انداز بيشتر;
٢. افزايش احساس بيهوده و سربار بودن;
٣. كاهش تحرك اجتماعى و افزايش ناخشنودى اجتماعى;
٤. افزايش احتمالى رانده شدن از سوى جمعيت فعال و توليد كننده جامعه و كاهش و كم شدن پرداختهاى دولتى به مرور زمان نسبتبه آنان صورت مىگيرد.