پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - مشاوران، از پرستيژ تا عمل

مشاوران، از پرستيژ تا عمل


سخن‌گوي دولت از تشكيل گروه مشاوران جديد در نهاد اجرايي كشور به مديريت «عطاءالله مهاجراني» خبر داد.
اگرچه هنوز از تركيب، كم و كيف، و وظايف اين گروه آگاهي نداريم، اما اين خبر بار ديگر جايگاه و نقش مشاوره و گروه مشاوران در نهادهاي مختلف كشور، اعم از تقنيني، اجرايي و قضايي را مورد توجه قرار مي‌دهد.
الف: سابقه‌ي تاريخي «مشاوره» و مشورت كردن در فرايند تصميم‌سازي و تصميم‌گيري، شايد به ديرينگي زندگي جمعي بشر مي‌رسد. حيطه‌ي شور و مشورت كوچك‌ترين نهاد جامعه (يعني خانواده) تا بزرگ‌ترين نهاد (يعني حكومت) را دربر مي‌گيرد. مشاوره بر پايه اين اصل عقلي بنا شده است كه افراد و نظام‌هايي كه به فراخور درك و نيازشان از اين موهبت استفاده مي‌كنند، كمتر دست به آزمون و خطا مي‌زنند. آن‌ها كه راه شورا و مشورت را رفته‌اند، از عقل جمعي در بهينه‌سازي تصميمات و اقدامات بهترين نتيجه را گرفته‌اند و كمترين هزينه را پرداخت كرده‌اند و بالعكس شورا گريزان به «تكرار» تصميمات و اقدامات، صرف هزينه و انرژي، «درجا زدن» و يا پس‌روي در عرصه‌ي تصميم‌گيري و سياستگذاري دچار گشته‌اند.
ب: موضوع مشاوره در جامعه‌ي ما، به رغم توصيه‌ها و تأكيدهاي فراواني كه بر اين امر شده، سرنوشت غم‌باري داشته است. تجليات و برآيند اين وضعيت را مي‌توان در تصميمات خرد و كلان كشور مشاهده نمود. اتفاق عجيب ديگر اين بود كه هريك از سازمان‌ها و نهادها، نه‌تنها بر ستاد و سازمان مشاوران مزين بوده است، بلكه با انباشت و مازاد مشاوران در هريك از بخش‌ها نيز مواجه بوده و هست و يك مديريت با جمعي از مشاوران احاطه شده است، طبقاتي از يك سازمان را با امكانات كامل به آنان اختصاص داده‌اند، اما اثر و نشانه‌اي از حضور كمي و كيفي آنان نيست! اكنون اين سؤال مطرح مي‌شود كه چنين مناصبي با چه هدف و انگيزه‌اي در نظر گرفته مي‌شود؟ چگونه احكام سازماني يكي پس از ديگري تحت عنوان «مشاوره» مهر و امضا مي‌شود؟
در برآوردهاي علمي براي علت ناكارآمدي جايگاه مشاوران، عوامل زير بيان شده است:
حاكميت علايق خويشاوندي، بده‌بستان‌هاي سياسي، مناسبات و تعلقات حزبي و گروهي، بي‌اعتقادي يا كم‌باوري به مشاوره، نبود روحيه‌ي جمعي، نبود چارچوب مشخص براي تقسيم وظايف مدير و مشاور، الزامات و محدوديت‌ها و ملاحظات حكومتي، نبود پست و مناصب در خور شأن افراد، ناهمگني گروه مشاوران، تقسيم‌بندي افراد به «له يا عليه» و عواملي ديگر از اين دست زمينه‌هاي بي‌خاصيت شدن يا فرماليته بودن جايگاه مشاوره در جامعه است، تا جايي كه داشتن حكم مشاور بيشتر در حد يك پرستيژ يا افزايش سوابق و احكام اداري در سازمان‌ها و نهادها تنزل شأن يافته است.
ج: اگر نگاهي به وظايف و مسئوليت‌هاي صاحب‌منصبان بيندازيم، به نظر مي‌رسد كه بايد جايگاه مشاوره از كارايي و مرتبت بيشتري نسبت به ساير كشورها حتي جوامع توسعه‌يافته برخوردار باشد. چراكه مثلاً مديري كه در بيش از ٥٠ ستاد، نهاد يا شورا عضويت دارد، عملاً فرصت رسيدگي و حتي مرور نامه‌هاي خود را ندارد، چه رسد به اين‌كه بخواهد سياستگذاري مديريتي داشته باشد.
در اين شرايط مشاوران (البته در صورتي كه در جاهاي ديگر چنين حكمي نداشته باشند) مي‌توانند به عنوان مركز تصميم‌سازي و تغذيه فكري مديران ايفاي نقش نمايند. اما به دلايل فوق چنين اتفاقي رخ نمي‌دهد و مديران ديروز مشاوران امروز شده‌اند و قطعا مديران امروز مشاوران فردا خواهند بود.
د: از آن‌جا كه دنياي امروز به مديران بدون مرز تعلق دارد، به عنوان آموزه‌ي عصر مدرن گفته مي‌شود كه مهم نيست مشاوران از چه طبقه يا گروهي باشند، بلكه بايد ديد كه چه توانايي و تكنيك‌هايي دارند.
به اعتقاد عالمان دانش مديريت، نظامي در عرصه‌ي داخلي و خارجي موفق خواهد شد كه مشاوران كارآمد و نخبه داشته باشد به باور اينان اگر جامعه‌ي ايران امروز، در زمينه‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي در شاخص‌هاي پاييني به‌سر مي‌برد و علايم هشداردهنده از زبان آمار و ارقام عنوان مي‌شود، همه و همه حكايت از تفنني و ابزاري ديدن امر مشاوره در ايران است. در چنين شرايطي اگر مشاوران داراي فكر و انديشه‌اي هم بودند، مؤثر نبودند و شور و نظردهي آنان راه به جايي نبرده است (تحليل محتواي اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي صادره توسط سازمان‌ها و نهادهاي مختلف در مواقع مختلف گويا و سند اين ادعا است).
ه·· : اگر امروز قرار است از گروه جديد در پست مشاوره استفاده شود، ابتدا بايد ويژگي‌ها و حيطه‌ي اختيارات آنان را مشخص كرد. با نگاهي به اسامي مشاوران ارشد نظام و نقش، سابقه و ميزان تأثيرگذاري آنان در حيطه‌ي مربوط، مي‌توان بايدها و نبايدها و معيارهاي گزينشي را براي انتخاب مشاوران جديد مشخص كرد و يا براي هميشه جلوي صدور احكام مشاوره و صرف هزينه‌هاي مختلف در اين مجموعه را گرفت. در غير اين‌صورت پست مشاوره در حد زنگ ورزش يا انشا و امثال آن باقي خواهد ماند و مشاوران اگر بخواهند به همين شكل ايفاي نقش كنند، در زميني بازي خواهند كرد كه از توپ و دروازه خبري نخواهد بود و در خلأ بازي خواهند داشت.