پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - سرزمينژرمنها دومين مسلمان نشين اروپاي غربي - موسوی سید محمد

سرزمين‌ژرمن‌ها دومين مسلمان نشين اروپاي غربي
موسوی سید محمد

جمهوري فدرال آلمان با مساحتي حدود ٣٥٧ هزار كيلومتر مربع (٨٢١/١٣٧ مايل مربع) و با تعداد جمعيتي بالغ بر ٢/٨٢ ميليون نفر ـ بر اساس آمارهاي رسمي سال ٢٠٠٠ ـ يكي از كشورهاي مهم صنعتي اروپا و جهان به‌شمار مي‌آيد كه داراي خصيصه‌هاي جغرافيايي و انساني خاص خود مي‌باشد. از ويژگي‌هاي جغرافيايي اين كشور ـ كه در ساير شرايط و خصوصيات آن بسيار تأثيرگذار است ـ وجود مرز مشترك با ٩ كشور دانمارك، هلند، بلژيك، لوكزامبورگ، فرانسه، سوئيس، اتريش، چك و لهستان مي‌باشد.
آلمان كه به سرزمين سبز ژرمن‌ها معروف است، به دليل بهره بردن از شرايط جغرافيايي و اقليمي، جايگاه مناسبي براي مهاجران و كارگران جوياي كار بوده كه در اثر اين مهاجرت‌ها، آنان نيز ميراث فرهنگي و مذهبي خويش را با خود به اين كشور به ارمغان آورده‌اند.
در حال حاضر حدود ٥٠ درصد پناهندگان به كشورهاي اروپايي، در آلمان زندگي مي‌كنند و حضور آنان در اين كشور، سبب برخوردهاي اجتماعي فراواني شده است. لازم به ذكر است كه قانون اساسي آلمان فقط پناهندگي سياسي را به رسميت مي‌شناسد و به‌صراحت اعلام مي‌دارد كه تنها افرادي كه به دلايل سياسي تحت تعقيب مي‌باشند، از حق پناهندگي برخوردارند. در سال‌هاي اخير، تعداد مهاجرين از كشورهاي اسلامي رو به افزايش گذاشته كه درخواست اكثر آنان مورد پذيرش مقامات آلماني قرار گرفته است.
مسلمانان عمدتا پس از سال ١٩٦٠ م به بعد وارد آلمان شده و توانستند جوامع مخصوص به خود را در اين كشور ـ كه پرجمعيت‌ترين كشور اتحاديه‌ي اروپا به‌حساب مي‌آيد ـ تشكيل دهند. به طور گسترده ورود خارجيان به آلمان از سال ١٩٦٢ آغاز شد. در اين سال كه آلمان با كمبود نيروي كارگري مواجه بود، طي موافقت‌نامه‌اي با كشور تركيه، مبادرت به كارگران ميهمان نمود. با گذشت ٣٠ سال از آن تاريخ، تعداد ترك‌هاي مقيم آلمان و اعضاي خانواده‌هاي آنان به حدود ٩/١ ميليون نفر رسيد. با وجود اين كه خود آلمان بيش از ٥/٣ ميليون نفر بيكار داشت، اما از آن‌جا كه در آلمان، داوطلب نيروي كار براي برخي كارها وجود نداشت، كارگران ميهمان ـ به‌خصوص مهاجران مسلمان ـ اين فرصت را يافتند تا جاي پايي براي خود در اين كشور صنعتي و پيشرفته باز كنند.
از كل جمعيت آلمان، ٩٢ درصد داراي تابعيت آلماني، ٣/٢ درصد تبعه‌ي تركيه، ٣/١ درصد يوگسلاو (عمدتا كروات) ٧ دهم درصد ايتاليايي، و ٤ درصد يوناني هستند. خارجيان مقيم آلمان، جمعيتي بالغ بر ٣/٧ ميليون نفر را به خود اختصاص داده كه به ترتيب از كشورهاي تركيه، ايتاليا، لهستان، اتريش، پرتغال، ايران، امريكا، فرانسه، روماني، مغرب، لبنان، افغانستان، يوگسلاوي، يونان، كرواسي، بوسني و هرزگوين، اسپانيا، انگليس، هلند، روسيه، ويتنام، اوكراين، مجارستان و سريلانكا مي‌باشند.

اديان، مذاهب و تاريخچه‌ي آنان
پس از اتحاد مجدّد آلمان غربي و شرقي، تركيب انساني جمهوري فدرال آلمان با مشكلات فراوان و پيش‌بيني‌شده‌اي مواجه شد. آلمان شرقي به دليل سيستم حكومتي كمونيستي ـ از نظر ديني ـ نسبت به آلمان غربي از سطح پايين‌تري برخوردار بود. درصد قابل توجهي از جمعيت آلمان شرقي سابق، سكولار و بي‌اعتقاد به دين هستند و غير از اين افراد ـ كه جمعيتي بالغ بر ٢٢ ميليون نفر مي‌باشند ـ مسيحيان بيش از نيمي از جمعيت كل اين كشور را تشكيل مي‌دهند. نكته‌ي قابل توجه اين است كه تعداد «رومان كاتوليك»ها و پروتستان‌هاي آلمان، جمعيتي تقريبا مساوي با هم را تشكيل مي‌دهند. مسلمانان، بودائيان و مسيحيان نيز به ترتيب، رتبه‌هاي بعدي را به خود اختصاص داده‌اند.

مسيحيت
مسيحيان آلمان عمدتا پيرو دو مذهب پروتستان با ٩/٢٧ ميليون نفر و ـ با شمار اندكي تفاوت ـ كاتوليك با ٣/٢٧ ميليون نفر مي‌باشند. پروتستان‌ها حدود ٥/٣٤ درصد كل كشور را تشكيل مي‌دهند و بيشتر در شمال آلمان زندگي مي‌كنند. كاتوليك‌ها هم حدود ٥/٢٣ درصد كل جمعيت كشور را دربر مي‌گيرند و بيشتر در جنوب و مركز آلمان اقامت دارند. در بخش شرقي آلمان ٧/١ ميليون نفر كاتوليك هستند. هم‌چنين در آلمان ساير مذاهب نيز پيرواني دارند كه از آن جمله مي‌توان به پيروان «كليساي انجيلي جديد»، پيروان «كليساي يونان»، پيروان «مكتب شاهدان يهوه» و پيروان «كليساي ارتدوكس صربستان» اشاره كرد.
در سال ١٩٩٢ تعداد ٥٥٣ هزار نفر از كليسا خارج و بي‌مذهب شدند كه از اين تعداد، ٣٦١ هزار نفر پروتستان و ١٩٢ هزار نفر كاتوليك بودند. مقامات كليساي پروتستان، علت آن را وحدت دو آلمان مي‌دانند؛ زيرا در آلمان شرقي ـ كه حكومت كمونيستي داشت ـ افراد بي‌دين به‌مراتب بيشتر از افراد دين‌دار بودند. آن‌ها عوامل ديگري؛ ازجمله رشد كم‌جمعيت، مهاجرت آلماني‌ها به خارج از كشور و هم‌چنين افزايش تعداد خارجيان در ازدياد افراد غيرمذهبي را دخيل مي‌دانند.

كاتوليك
طيف ژرمني، طبيعت‌پرست بودند و درخت، خورشيد، ماه، ستارگان و آتش را ستايش مي‌كردند. با تسلط كليساي كاتوليك رومي ـ از قرن پنجم ميلادي (كه برخي ديگر آن را قرن هشتم ميلادي ذكر مي‌كنند) ـ در اروپاي مركزي «آلِ‌ماني»ها در سال ٤٩٨ ميلادي مسيحي شده‌اند، اين واقعه در نتيجه‌ي جنگ «توبياك» بود كه بين آن‌ها و فرانك‌هاي مسيحي در سال ٤٩٦ روي داد و با پيروزي فرانك‌ها، «آلِ‌ماني»ها مجبور به پذيرش دين مسيحيت شدند. ترويج اصلي «رومان كاتوليك» در آلمان، به قرن هشتم بازمي‌گردد و «رومان كاتوليك» به سرعت به سوي شرق گسترش پيدا كرد. و هم‌چنين در قرن دوازدهم و سيزدهم ميلادي با حمايت نيروهاي نظامي «رومان كاتوليك» به تمامي آلمان رخنه كرده و حتي نفوذ خود را تا سواحل جنوبي بالتيك و داخل روسيه گسترش داد. با ظهور «مارتين لوتر» و اصلاح مذهب (رفرماسيون) ـ كه به آن اشاره خواهد شد ـ مذهب ديگري به نام پروتستان به‌وجود آمد. در طول تاريخ آلمان، همواره مبارزات ضد رومان كاتوليكي به‌پا بوده كه در نتيجه به تقويت پروتستانيزم انجاميده است.

مارتين لوتر، اصلاح مذهب (رفرماسيون) و پروتستانيزم
بزرگترين رويداد قرن شانزدهم در آلمان، نهضتي بود كه براي برطرف ساختن مصايب كليساي كاتوليك صورت گرفت و تا يكصد سال ادامه يافت. در نتيجه مردم آلمان به دو دسته‌ي كليساي كاتوليك و پروتستان تقسيم شدند. علل اين انقلاب اجتماعي، رفتار نامناسب پاپ و سوءاستفاده از قدرت مقامات كليساي كاتوليك بود. كليسا نيرومندترين دستگاه در قرون وسطي به شمار مي‌رفت و مردم اروپاي غربي دستورات پاپ را بدون چون و چرا مي‌پذيرفتند. پاپ با در اختيار داشتن ابزاري؛ از جمله تكفير و دادگاه‌هاي مخصوص، دشمنان خود را به‌راحتي به مرگ محكوم مي‌كردند.
در چنين جامعه‌اي، شرايط براي ظهور يك رهبر ـ به منظور تغيير دادن اوضاع ـ فراهم گرديد. شخصي كه نهضت پروتستان را آغاز كرد «مارتين لوتر» (١٥٤٦ـ١٤٨٣) نام داشت. وي در سال ١٥١٧ به‌شدت قدرت پاپ را مورد چالش قرار داد و از اين رو كشمكش‌هاي فراواني به‌وجود آمد كه نتيجه‌ي آن، جنگ‌هايي بود كه ميان دو فرقه‌ي مذهبي «رومان كاتوليك» و «پروتستان» رخ داد و به جنگ‌هاي سي‌ساله تبديل شد كه از سال ١٦١٨ تا سال ١٦٤٨ ادامه يافت.
«لوتر» انجيل را از يوناني به زبان آلماني ترجمه كرد تا همه‌ي مسيحيان بتوانند از مطالب كتاب مقدس آگاهي يابند. اين اقدام «لوتر» سبب شد كه زبان آلماني به عنوان عامل وحدت مردم آلمان به‌حساب آيد و خدمت بسيار بزرگي به آن كشور به‌شمار رود.
قيام لوتر موجب انقلاب عليه كليساي كاتوليك گرديد؛ طرفداران لوتر را پروتستان ناميدند. وي با ردّ خرافات و دستورات كليسا، مي‌گفت كه بايد به اصل مسيحيت بازگشت و به انجيل رجوع نمود. او پيشنهاد مي‌كرد كه پادشاه هر كشور بايد در قلمرو خود، رييس كليسا باشد و از پاپ اطاعت نكند و به كليساي روم هيچگونه مالياتي پرداخت نشود.
«مارتين لوتر» در سال ١٥٤٦ جان سپرد؛ امّا نهضت او تا ١٥٥٥ ادامه يافت و در اين سال بود كه پروتستان رسميت يافت. قيام لوتر نه‌تنها باعث آزادي مذهب نگرديد، بلكه شاهان محلي به پاپ‌هاي كوچكتري تبديل شدند و مردم هر منطقه مجبور گشتند به كيش حاكم خود درآيند.
در اواسط دهه‌ي ١٩٩٠ اكثر جمعيت كشور، يعني حدود ٣٠ ميليون نفر پروتستان در ٢٤ كليسا، عضو كليساي انجيلي سازمان‌دهي شدند. در مورد خدمات و مراسم هفتگي، كشور آلمان نيز با كاهش شركت‌كنندگان مواجه شد. در اوايل دهه‌ي ١٩٩٠ حدود ٥ درصد از پروتستان‌هاي آلمان در خدمات هفتگي شركت مي‌جستند. مراسم باپتيسم ساليانه نيز افتي حدود ٣٤٦ هزار نفر ـ در سال ١٩٧٠ ـ به حدود ٢٥٧ هزار نفر ـ در سال ١٩٩٠ ـ به خود ديد. از اين تعداد ١٢ درصد را آلمان شرقي سابق به خود اختصاص مي‌داد.
هم‌چنين در مورد «رومان كاتوليك» بايد اشاره كرد كه بين سال‌هاي ١٩٧٠ تا ١٩٨٩ شمار كاتوليك‌هايي كه در مراسم يكشنبه از غرب آلمان شركت مي‌كردند، از ٣٧ درصد به ٢٣ درصد تنزل پيدا كرد. بين سال‌هاي ١٩٧٠ تا ١٩٩٠ شمار مراسم باپتيسم ساليانه از حدود ٣٧٠هزار نفر شركت‌كننده به ٣٠٠ هزار نفر افت داشته است.
در آلمان شرقي سابق، كليساي پروتستان نقطه‌ي عطف آغاز كار اپوزيسيون در خلال دهه‌ي ١٩٨٠ بود. در سال ١٩٨٩ اين كليسا ـ به‌خصوص آن دسته كه در منطقه‌ي ليپزيك (Leipzig) بودند ـ نقطه‌ي آغازين تظاهرات گسترده‌اي بود كه منجر به فروپاشي رژيم كمونيستي اين كشور شد.

يهوديان و بودائيان
تاريخ يهوديان آلمان، از سال ٣٣١ ميلادي كه اولين جامعه‌ي مذهبي يهود در شهر كُلن ايجاد شد، آغاز مي‌گردد. از آن زمان تا به امروز، يهوديان تحت شرايط مختلف و حتي كشتار جمعي در آلمان به زندگي خود ادامه دادند.
يهودستيزي (Antisemitism) سابقه‌ي هزارساله دارد؛ اساس هرگونه برخورد و مشاجره بين يهوديان و مسيحيان در زمينه‌ي مذهب بود. در اوايل ظهور نازي‌ها، حدود ٥٥٠ هزار يهودي در آلمان ساكن بودند كه جمعا ٧٠٠ هزار يهودي در قلمرو «رايش آلمان»، (آلمان، اتريش، چك و اسلواكي) زندگي مي‌كردند. با به قدرت رسيدن «هيتلر»، برنامه‌ي اخراج و حذف آن‌ها از جامعه‌ي آلمان به اجرا درآمد. هيتلر آن‌ها را سبب بدبختي ملت آلمان مي‌دانست و ابتدا آن‌ها را از حقوق سياسي و اجتماعي محروم كرد و اموال آنان را توقيف و به اردوگاه‌هاي مرگ فرستاد. ولي در حال حاضر بدبيني نسبت به يهوديان تا حد زيادي در آلمان كاهش يافته است.
بودائيان آلمان اغلب از ويتنامي‌هايي هستند كه تا قبل از وحدت دو آلمان در بخش شرقي به‌سر مي‌بردند و بقيه‌ي ژاپني‌ها، چيني‌ها و اتباع كشورهاي آسياي جنوب شرقي مي‌باشند. بودائيان نيز مانند مسلمانان و يهوديان تشكيلاتي در آلمان ندارند.

اسلام و مسلمانان
آلمان رابطه‌ي تاريخي عميقي با اسلام دارد. ژرمن‌ها با نابودي امپراتور روم غربي ـ در قرن ششم ميلادي ـ و اعراب مسلمان با شكست شاهنشاهي ساساني ـ در ٦٤٢ ميلادي ـ در درياي مديترانه با هم همسايه شدند. در سال ٧٣٢ ميلادي ژرمن‌ها جلوي پيشروي عبدالرحمن ـ سردار مسلمان عرب ـ را در فرانسه گرفتند. آلماني‌ها در جنگ‌هاي صليبي شركت داشتند و «فردريش بارباروسا» ـ سردار مسيحي ـ در رودخانه‌اي در تركيه غرق شد. طي دو قرن ـ كه به سبب اين جنگ‌ها ـ آلماني‌ها با مسلمانان در ارتباط بودند و خيلي چيزها از آنان آموختند. در سال ١٤٥٣ عثماني‌ها امپراتور روم شرقي (بيزانس) را از بين بردند و رقيب آلمان در اروپا شدند. ژرمن‌ها و ترك‌هاي عثماني در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي با هم در جنگ بودند و آلماني‌ها در ١٥٢٩ و ١٦٨٣ شهر وين را از محاصره‌ي عثماني‌ها نجات دادند. در رقابت روسيه با پروس ـ در قرن هجدهم ميلادي ـ آلماني‌ها با ترك‌ها دوست شدند و افسران آلماني آموزش و سازماندهي ارتش عثماني را به عهده گرفتند. در سال ١٧٣٢ «فردريش دوم» ـ پادشاه پروس ـ دستور داد در «پوستدام» براي سربازان مسلمان ترك ـ مأمور درگارد پروس ـ مسجد بسازند. «ويلهم دوم» امپراتور آلمان در سال ١٨٩٨ از استانبول و مكّه بازديد كرد و خود را حامي ٢٠٠ ميليون مسلمان اعلام داشت.
بنا بر آمار منتشره از سوي دولت آلمان ـ در سال ١٩٩٩ ـ تعداد مسلمانان اين كشور ٧/٢ ميليون نفر بود. مسلمانان بعد از پروتستان‌ها و كاتوليك‌ها، سومين فرقه‌ي مذهبي آلمان هستند. در حال حاضر آلمان پس از فرانسه، دومين مركز مسلمان‌نشين اروپاي غربي است. بيش از ٩٥ درصد مسلمانان آلمان، خارجي‌اند و حدود يكصدهزار نفر از مسلمانان، داراي تابعيت آلمان مي‌باشند كه از اين تعداد، تقريبا نيمي از آنان آلماني‌تبار مي‌باشند. از كل خارجيان مقيم آلمان، حدود ٧٦ درصد ترك، ٤ درصد ايراني، ٣ درصد مراكشي، ٢ درصد لبناني، يك درصد تونسي و يك درصد پاكستاني‌اند؛ مسلمانان بوسني، آلباني، بلغارستان و مصر نيز هريك كمتر از يك درصد مسلمانان آلمان را تشكيل مي‌دهند.
بخش بسيار بزرگي از مسلمانان آلمان كه حدود ٩/١ ميليون نفر مهاجر از كشور تركيه مي‌باشند، سنّي‌مذهب‌اند. در حدود ٤٠٠ هزار نفر ترك، علوي‌مذهب مي‌باشند. از شروع جنگ در يوگسلاوي سابق، حدود ٣٥٠ هزار نفر از مسلمانان بوسنيايي به شكل آواره و پناهنده در آلمان زندگي مي‌كنند؛ فرقه‌هاي مذهبي مسلمانان آلمان عبارتند از: ٢٥/٢ ميليون نفر سنّي، ٤٠٠ هزار نفر علوي، ١٠٠ هزار نفر شيعه، ١٠ هزار نفر احمديه، ٣٠٠ هزار نفر اسماعيليه و حدود ٦٦ هزار نفر هم داراي گذرنامه‌ي آلماني مي‌باشند.
تعداد اماكن مذهبي آلمان، حدود ٩٠٠ باب برآورد شده است كه الزاما همه‌ي آنان مسجد نيستند. بزرگترين مركز مذهبي مسلمانان آلمان در شهر مونيخ قرار دارد و مراكز ديگر در آخن، كُلن و هامبورگ واقع شده‌اند. «شوراها، اتحاديه‌ها و سازمان‌هاي اسلامي آلمان» و هم‌چنين بزرگترين تشكيلات مسلمانان آلمان به ترك‌ها تعلق دارد.
از سال ١٩٨٦ «گروه كار مسلمانان» موجوديت يافت كه ١٥ سازمان مذهبي زير پوشش آن است و ١٢٠٠ هيأت ديني را دربر مي‌گيرد و شامل ٧٠ درصد مسلمانان آلماني مي‌شود. به طور رسمي ١٩ مسجد در آلمان فعاليت مي‌كنند كه از آن‌جمله مي‌توان مساجد شهرهاي مونيخ، هامبورگ، برلين، مانهايم، كُلن، دورتموند، فرانكفورت و زيگن را نام برد.
بزرگترين مسجد مسلمانان به مساحت ١٢٠٩ متر مربع در ٤ مارس ١٩٩٥ در شهر «مانهايم» گشايش يافت؛ «جمعيت اسلامي مانهايم» عضو اتحاديه‌ي اسلامي تركيه است. عربستان سعودي در سال ١٩٩٠ در فرانكفورت يك مجمع اسلامي تأسيس نمود كه با دانشگاه محمدبن مسعود در رياض ارتباط نزديك دارد.
مهمترين مراكز اسلامي در آلمان (و وابستگي خارجي آن) عبارتند از:
ـ جمعيت اسلامي جماعة‌النور (تركيه) در كُلن؛
ـ كنگره‌ي جهاني اسلام در آلمان (پاكستان) در بُن؛
ـ اتحاديه‌ي مركزي جوانان مسلمان (تركيه) در كلن؛
ـ مسجد اسلامي مراكش (مغرب) در دوسلدورف؛
ـ انجمن مسلمانان ترك در آلمان (تركيه) در برلين؛
ـ مجتمع بوسنيايي‌ها (بوسني هرزه‌گوين) در فرانكفورت؛
ـ جمعيت اسلامي ملي گوروش (تركيه) در كلن؛
ـ انجمن اسلامي كلن (تركيه) در كلن؛
ـ مركز اسلامي آخن ـ مسجد بلال (عربستان سعودي) در آخن؛
ـ مركز اسلامي هامبورگ ـ مسجد امام علي(ع) در هامبورگ؛
ـ مسجد اسلامي (كويت) در فرانكفورت؛
ـ مجمع مساجد (عرب) در بن؛
ـ مركز اسلامي مونيخ (مصر) در مونيخ؛
ـ مسجد سنت (عرب) در هانور؛
ـ اتحاديه‌ي تركي اسلامي امور ديني (تركيه) در كلن؛
ـ مسجد جامع مانهايم (عربستان سعودي) در مانهايم؛
ـ مسجد مركزي (عرب) در هاگن؛
ـ انجمن اسلامي كارگران ترك (تركيه) در دويسبورگ؛
ـ فدراسيون اسلامي بادن و رتمبرگ (تركيه) در اشتوتگارت؛
ـ فدراسيون اسلامي هامبورگ (تركيه ـ آلمان) در هامبورگ؛
ـ فدراسيون اسلامي برلين (تركيه ـ آلمان) در برلين؛
ـ انجمن‌هاي صوفي در آلمان (آلمان)؛
اهم فعاليت‌هاي اين مراكز عبارتند از: تعليم قرآن مجيد، تشكيل كلاس‌هاي مذهبي، زبان‌هاي عربي، تركي و آلماني، تشريح فقه و معارف اسلامي، نظارت بر ذبح اسلامي، ترجمه و تأليف كتاب‌هاي اسلامي و اقامه‌ي نماز جماعت.