پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - يك رمان با دو نويسنده
يك رمان با دو نويسنده
علياصغر شيرزادي با مجموعه داستان «غريبه و آقاقيا»، و با رمان بلند «طبل آتش» و [رمان «هلال پنهان»، نشر صرير، ٧٧] يكي از چهرههاي نامآشنا در ادبيات داستاني معاصر بهشمار ميآيد. او نويسندهاي است خلاق، با نظام انديشهگي منسجمي كه او را در حلقهي معدود نويسندگان صاحب سبك در دهههاي اخير قرار ميدهد. مهمترين مؤلفهي آثار اين نويسنده را زبان و نثر روان و زيباي او تشكيل ميدهد كه گاه بر اساس مقتضاي فضاسازي هر داستان، رنگ و لعابي شاعرانه و اديبانه به خود ميگيرد. كاركرد چنين زباني در فرآيند نوشتن، زمينهاي فراهم ميسازد كه عنصر «شخصيت» در آثار اين نويسنده از جايگاه ممتازتري نسبت به ديگر عناصر داستاني برخوردار شود.
در رمان «هلال پنهان» كه نخستين رمان جنگي اين نويسنده است، رگههاي بارز رويكرد به جنبههاي زيباييشناسي نثر و زبان، با وضوح بيشتري به چشم ميخورد؛ رماني كه در آن دو عنصر نثر و شخصيت، حرف اول را ميزنند و در آن از كاركرد ديگر عناصر قراردادي قصهنويسي؛ مثل طرح و توطئه، تعليق، گرهافكني و گرهگشايي، حوادث اصلي و فرعي و... به گونهي مألوف و معمول اثري نيست. از اين رو شايد خواندن آن براي برخي مخاطبان آسانياب كه به شيوهها و شگردهاي مرسوم رماننويسي عادت كردهاند، سخت و ملالآور باشد، اما نثر فخيم و لحن و زبان صميمي آن باعث ميشود كه حتي طيفي از اين خوانندگان نيز به خواندن رمان ترغيب شوند و آن را تا آخر بخوانند. «هلال پنهان» به وسيلهي دو راوي ـ نويسنده، و از ديدگاه اولشخص مفرد ـ روايت ميگردد. راوي اول (نويسندهي كتاب) داستان را آغاز كرده و به پيش ميبرد تا برسد به يونس بشيران (ستواندوم سابق) كه اكنون در قالب ِ يك نويسنده در حال نوشتن داستاني از خاطرات خود در يكي از مناطق جنگي جنوب كشور است. هردو نويسنده در حقيقت يك داستان واحد را روايت ميكنند. ماجراها و حوادث كتاب در يك نشست داستانخواني و در حضورِ نويسندهاي ديگر به نام «مسيح بروشكي» قطعهقطعه و به طور مشترك در فضايي مِهآلود و رازآميز ساخته و پرداخته ميگردد. در قسمتي از اين داستان آمده است: «بله، حالا... اين هم قسمتهايي از داستان بلند، يا رماني است كه او ـ به اعتراف خودش ـ با خونسردي تبآلود؛ چه ذهني و چه عيني، در دست نوشتن دارد. ميبينيد! و مشاهده ميكنيد كه اين نوشته به رونوشت سردستي صورتجلسهي داستاننويسي و داستانخواني ميماند.»١ چندلايه بودنِ شخصيتها و بنمايههاي ساري در متن، ذهن مخاطب را در پويهاي ناگزير براي تأويل داستان به چالش ميكشد.
او رماني را در دست خواندن دارد كه فرآيند نوشتن آن همچنان در حال جريان است. اين ترفند تناقضنما (پارادوكسيكال) همهي شخصيتها و حوادث را در لايههاي تودرتويي از ابهام و ايهام فرو ميبرد كه گشودن آنها نيازمند ذهنيت پوياي خواننده و در عين حال مشاركت فرامتني او در روند شكلگيري و معماري پيكرهي رمان است.
داستان، توسط راوي نويسنده، با توصيف صحنهاي از بمباران منطقهاي مسكوني، در چند سطر كوتاه آغاز ميگردد و با خوانش يك قطعه از رماني كه «يونس بشيران» مشغول تحرير آن است، ادامه مييابد. لازم به ذكر است كه «يونس بشيران» يكي از شخصيتهاي اصلي داستان راوي كتاب است. و سرگرد «ابراهيم يارز اولي» شخصيت اصلي رماني كه «يونس بشيران» در دست نوشتن دارد.
شگردِ (داستان در داستان) هرچند شيوهي روايي كهنهاي است كه در پيشينهي داستانسرايي ما سابقهاي بس طولاني دارد، اما در «هلال پنهان» از آن به گونهاي كاملاً جديد و امروزين استفاده شده است. رويكرد به زمان عمودي، چندوجهي كردن حوادث و شخصيتها، نمادگرايي و بافتارِ محكم و شاعرانهي زبان، در مجموع، عواملي هستند كه موفقيت نويسنده در رويكرد تازه به اين شگرد قديمي را رقم زده است. اما يكي از تكنيكهاي ويژهاي كه آشنازدايي و هنجارگريزي نويسنده در نحوهي شخصيتپردازي را شأن ممتازي ميبخشد، تجسد دادن به آدمهاي خيالي داستان و عصيان آنان بر عليه سرنوشت محتومي است كه نويسنده براي آنان مقدر نموده است؛ رويهاي كه «شيرزادي» در «هلال پنهان» نيز همانند برخي از داستانهاي كوتاهش آن را پيش ميگيرد. البته اين بار به شكلي زيباتر و گستردهتر از گذشته، آنجا كه مينويسد:
«نميدانم به عنوان نويسنده هيچ برايتان پيش آمده كه ـ از باب مثال ميگويم ـ دستكم يكي از آدمهاي شاخص داستانتان، كموبيش و گاهي در اندازهاي كاملاً غيرقابل پيشبينيشده و غيرقابل تحمل، بياعتنا به نقش، يا اعتبار خودش، دور از طرح و هدف انديشهي تخيلي شما، در گرماگرم كار، قالتان بگذارد؟ و...»٢
اين آميختگي خيال و واقعيت، و جابهجا شدن موقعيت آنها، آدمهاي داستان و برخي از كنشهايشان را در وضعيتي طنزآميز قرار ميدهد كه به اين وسيله از ميزان زهر واقعيتهاي تلخ موجود در دنياي داستان، تا اندازهاي كاسته ميگردد. با عنايت به اين شگرد ساختارشكنانه و مؤلفههاي زيباييشناسي ديگري كه گفته شد، «هلال پنهان» رمان كوتاهي است كه بايد دو بار خوانده شود. بار اول براي التذاذ معنوي، و بار دوم براي كشف راز و رمزهايي كه در روابط علّي و معلولي شخصيتها، و رويدادهايي كه آن را در لايههايي از ابهام و نماد و نشانه فرو برده است.
١. كتاب هلال پنهان ص ٢٨.
٢. همان، ص ٣٠.