پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - كودكان سنگ و مردان ترسو

كودكان سنگ و مردان ترسو


صادق ظل التين (تونس)

كودكان ما مردترين مايند
كاشكي كودكي‌امان را وانمي‌نهاديم
سنگ‌ها از دستانشان چونان بمب رها مي‌شود
و طغيان و بهتان و خواري را در هم مي‌كوبد
و ما چقدر ترسو شده‌ايم كه كودكانمان مبارز شده‌اند
و ما در پشت چارپايان پنهان شده‌ايم
و با پستي و بدي هم آغوش
و جرعه‌هاي شراب اما و اگر را مي‌پيماييم
با روحي شكست خورده
و چشم‌هايي خوار، چشم‌هايي زبون!
در خاطرات طفلي شيرخوار خواندم:
مادرم! پستانت را در دهانم نفشر
هر قطره از سينه زخمناك تو
آتشفشان كينه را در رگهايم منفجر مي‌كند
شگفتا كه نشان باتوم و زنجير در گردنت
غيرت مردان را برنيانگيخت!
و شما برادران و پدرم
برايم جشن مگيريد
و نسبم را به خود نچسبانيد
و مذهبم را با مذهب خود يكي ندانيد
زيرا ما و شما بزرگان
مانند شب و روزيم
شما با شب هم‌زاديد
و ما با روز
خواهش مي‌كنم انقلاب كودكان را غصب نكنيد
مگر شما همانان نيستيد كه سازش كرديد و نيرنگ زديد
مگر شما همانان نيستيد كه دست داديد و مصافحه كرديد و بيعت كرديد؟!
شما بتان و پليدي‌ها را دوباره برانگيختيد
شمايان را نه حمدي است و نه تسبيحي و نه تهليلي، جز به زبان
طغيان‌گران را خداي خود گرفتيد تا از عذاب دردناك امانتان دهد
و با خون و گوشتتان ريشه كنتان كند
با دست خودتان سيلي‌اتان زند
و با شمشير خودتان بيمتان دهد
و شمايان جز اطاعت كور و گنگ چيزي نيستيد