پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - ترفندهاى ايران هراسى در رويكرد آمريكا - دلاور پوراقدم مصطفی

ترفندهاى ايران هراسى در رويكرد آمريكا
دلاور پوراقدم مصطفی

مقدمه
موج اول ايران هراسى همزمان با پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى آغاز شد كه تجاوز عراق به خاك ايران، شكل‌گيرى شوراى همكارى خليج فارس و انعقاد پيمان‌هاى دوجانبه امريكا با برخى كشورهاى عرب منطقه از مهم‌ترين تبعات آن بود.
موج دوم ايران هراسى همسو با پروژه "اسلام هراسى"(٢) پس از حوادث يازده سپتامبر با استفاده ابزارى از "گفتمان مبارزه با تروريسم"(٣) آغاز شد. حضور نظامى آمريكا در پيرامون جمهورى اسلامى ايران و معرفى عراق، كره شمالى و ايران به عنوان محور شرارت از پيامدهاى اين موج بود.
مرحله سوم ايران هراسى به دنبال دستاوردهاى جمهورى اسلامى ايران در دانش هسته‌اى صلح‌آميز، بازدارندگى موشكى متعارف و صنايع هوا فضا آغاز شده است. در اين مقاله ضمن معرفى ترفندهاى تبليغاتى ايران هراسى، مهم‌ترين اهداف و ابعاد آن را بررسى مى‌كنيم.

گفتار اول : ترفندهاى تبليغاتى ايران هراسى
مهم‌ترين ترفندهاى تبليغاتى واشنگتن براى ايران هراسى عبارت است از:
اسناد
"اسناد"(٤) به مفهوم مستندسازى جعلى شايعات براى اثرگذارى بر مخاطب است؛ براى مثال در اوت ٢٠٠٥ نهادهاى جاسوسى ايالات متحده بدون ارائه مدارك معتبر مدعى شدند به "مدارك اسنادى"(٥) دست يافته اند كه بيانگر برنامه‌ريزى جمهورى اسلامى ايران براى افزايش "بازده انفجار از طريق نصب كلاهك‌هاى هسته‌اى براى موشك‌هاى ميان برد بالستيك شهاب ٣"(٦) است.(٧) مصداق ديگر مى‌توان به نمايش عكس‌ها و اسلايدهاى مطالعات ادعايى تسليحاتى شدن در خصوص تغيير كلاهك موشك‌هاى ارتقا يافته شهاب ٣ است.(٨)

مرعوب‌سازى
تداعى تصاوير خشنى از اهداف، ماهيت و دورنماى انقلاب اسلامى ايران، بخشى از ترفند تبليغاتى ارعاب محسوب مى‌شود. استفاده از اين ترفند در ديپلماسى عمومى آمريكا بسيار پررنگ است، به طورى كه نمايش فيلم‌هاى "پرسپوليس"،(٩) "هواپيماى ١٠٣"،(١٠) "فرار از تهران"،(١١) "مستند نسل جديد تهران"،(١٢) "ترس مقدس"(١٣) و "بدون دخترم هرگز"(١٤) در اين چارچوب قابل ارزيابى است.

برچسب‌زنى
در ترفند برچسب‌زنى رسانه‌هاى مخالف نظام بر تبليغ واژه‌هايى متمركز مى‌شوند كه قابليت ايجاد اصطكاك سياسى بين جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى همسايه را داشته باشد؛ براى مثال رسانه‌هاى غربى پس از پيروزى انقلاب با منفى سازى مفهوم بنيادگرايى(١٥) و اطلاق آن به جمهورى اسلامى ايران، از آن به عنوان ترفند و ابزارى براى ارعاب كشورهاى عرب سنى منطقه به‌ويژه كشورهاى برخوردار از اقليت شيعه، بهره برده‌اند. يكى از مصداق‌هاى اين ترفند، تهديد سازى مجازى از نظريه ام القراى شيعه بود. بازتاب استفاده از ترفند برچسب‌زنى، در سطح وسيع‌تر در تهاجم تبليغاتى اسلام هراسى نيز مشاهده مى‌شود.

شبه واقعيت
استفاده از شبه واقعيت‌ها، روشى معمول در جنگ رسانه‌اى كشورها عليه يكديگر است. در اين روش ارتباطگر با خلق خبرى كه اثبات يا رد آن به آسانى براى مخاطب ممكن نيست، طرف مقابل را مورد هجمه رسانه‌اى قرار مى‌دهد.١٦ نشانه‌هاى كلامى قابل تشخيص در اين روش، استفاده از كلماتى داراى بار سنگين تهاجمى، ترس آور و ابهام انگيز است: براى نمونه مانور تبليغاتى اسرائيل مبنى بر توان تخريب بالاى موشك‌هاى ارتقا يافته شهاب ٣ در صورت تهاجم موشكى ايران به اروپا در همين چارچوب ارزيابى مى‌شود.

ترفند فرافكنى
بخشى از عمليات روانى آمريكا از طريق فرافكنى از تروريسم دنبال مى‌شود؛ براى مثال در "گزارش وزارت امور خارجه آمريكا براى سال (١٧)"٢٠٠٩ مورخ پنجم اوت ٢٠٠٩، بدون اشاره به جنايات رژيم صهيونيستى، جمهورى اسلامى ايران را فعال‌ترين حامى تروريسم معرفى كرد.(١٨)

تحريف
در اين روش طراحان جنگ رسانه‌اى با توسل به سه حربه مخدوش سازى اطلاعات حريف، حذف اطلاعات مغاير با نيت ارتباطگر و جهت دادن ذهن مخاطب به اخبار غير مهم يا كاذب، در راستاى مديريت افكار عمومى گام بر مى‌دارند.

استناد مجازى
استناد به آمار، ارقام و اسنادى كه در عمل، امكان بررسى صحت و سقم آنها وجود ندارد، از جمله روش‌هاى ديگرى است كه دستگاه عمليات روانى آمريكا از آن بهره مى‌برد.(١٩)

انحراف اخبار واقعى
براى مثال مى‌توان به ادعاى ژاپن مبنى بر انتقال دستاوردهاى دانش موشك‌هاى كوتاه برد وزارت دفاع و سپاه پاسداران به كره شمالى و اعزام پانزده تيم قوى از متخصصان موشكى صنايع موشكى شهيد همت به اين كشور براى آموزش موشك‌هاى بالستيك با قابليت حمل كلاهك هسته‌اى اشاره كرد.(٢٠) مصداق ديگر مى‌توان به ادعاى جاسوسى "هواپيماهاى بدون سرنشين"(٢١) جمهورى اسلامى ايران بر فراز خاك عراق بدون نمايش هيچ‌گونه فيلم يا تصويرى اشاره كرد؛ براى مثال سخنگوى ارتش آمريكا در ٢٥ فوريه ٢٠٠٩ (هفتم اسفند ١٣٨٧) مدعى شد جنگنده‌هاى نيروهاى ائتلاف يك فروند هواپيماى جاسوسى بدون سرنشين ايران با نام ابابيل ٣ را در صد كيلومترى (٦٠ مايلى) شمال شرقى بغداد پس از يك ساعت و ده دقيقه پرواز ساقط كرده‌اند.(٢٢)

سيماسازى مجازى
يكى از ابزارهاى مبارزه در نظريه امنيت نرم، بزرگنمايى يا كوچك‌نمايى ضريب تهديد يا دستاوردهاى بازيگر رقيب، مخالف يا معارض است؛ براى مثال اقدام ايالات متحده در كوچك‌نمايى دستاوردهاى جمهورى اسلامى ايران و برعكس بزرگنمايى ماهيت برنامه‌هاى موشكى يا فعاليت‌هاى صلح‌آميز هسته‌اى كه در راستاى ايران هراسى و انعكاس تهديد مجازى سازماندهى مى‌شود مبتنى بر نظريه كاريكاتوريسم تبليغاتى است؛ براى مثال كشورهاى غربى با استناد به تصاوير "ماهواره ديجيتال گلوب كوئيك برد"(٢٣) كه چند روز پس از پرتاب موفقيت آميز موشك فضايى "كاوشگر يك"(٢٤) در پنجم فوريه ٢٠٠٨ (١٦ بهمن ١٣٨٦) در نشريه "جينز اينتليجنس ريويو"(٢٥) منتشر شد،(٢٦) مدعى شدند جمهورى اسلامى ايران در مكان پرتاب شده اين موشك (٢٣٠ كيلومترى جنوب شرق تهران)، در حال ساخت موشك بالستيك مدل "شهاب ٣ بى"(٢٧) با برد شش هزار كيلومتر شبيه "موشك‌هاى نادونگ دو"(٢٨) كره شمالى با "سوخت جامد"(٢٩) است.
"مدير جاسوسى مركزى"(٣٠) آمريكا نيز در گزارش سال ٢٠٠٨ به كنگره مدعى شد جمهورى اسلامى ايران يكى از بيشترين ذخاير بالستيك خاورميانه را دارد.(٣١)

همسان سازى نام ايران در كنار گروه‌هاى تروريستى
تصويب كنگره آمريكا به قرارگيرى نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌هاى تروريستى وزارت امور خارجه ايالات متحده، بخشى از پازل‌هاى مديريت پارلمانى عمليات روانى آمريكا عليه جمهورى اسلامى ايران است. بهره‌گيرى از اين ترفند در سطوح اجرايى نيز پررنگ است، به طورى‌كه هيلارى كلينتون(٣٢) در كنفرانس مطبوعاتى ششم مارس ٢٠٠٩ (١٥ اسفند ١٣٨٧) با همتاى روسى خود در ژنو سوئيس مدعى شد استقرار سامانه دفاع موشكى آمريكا در شرق اروپا، تهديدى براى مسكو نيست و فقط براى مقابله با گروه‌هاى تروريستى است.(٣٣)

گفتار دوم : دلايل و اهداف طراحان ايران هراسى
مهم‌ترين اهداف آمريكا و متحدانش از گسترش ايران هراسى عبارتند از :
١. هموارسازى فروش تجهيزات نظامى
با توجه به "ركود اقتصاد جهانى"(٣٤) و نياز صنايع تسليحاتى غرب براى حضور در بازارهاى جديد به‌ويژه در كشورهاى ثروتمند شوراى همكارى خليج فارس، پيش بينى مى‌شود بر عمق و دامنه تبليغات ايران هراسى افزوده شود؛ براى مثال كشورهاى غربى با حضور فعال در نمايشگاه‌هاى دفاعى كشورهاى عرب حوزه خليج فارس خواهان انعقاد توافقنامه‌هاى نظامى با اين كشورها هستند كه از مصاديق آن مى‌توان به توافق فرانسه و امارات در حاشيه برگزارى "كنفرانس و نمايشگاه دفاعى بين‌المللى"(٣٥) ابوظبى اشاره كرد، از جمله: موافقت "شركت ريتون"(٣٦) با تحويل پيشرفته‌ترين مدل "موشك‌هاى ميان برد هوا به هوا"،(٣٧) و اعلان آمادگى فرانسه براى استقرار "سامانه دفاع موشكى چند لايه‌اى".(٣٨) در همين چارچوب ارزيابى مى‌شود(٣٩)

٢. احداث پايگاه‌هاى نظامى در پيرامون جمهورى اسلامى ايران
يكى از اهداف طراحان و مجريان ايران هراسى در ميان كشورهاى منطقه، همراه سازى دولت‌هاى عرب حوزه خليج فارس با تداوم حضور مراكز نظامى يا احداث پايگاه‌هاى جديد است. براى مثال موافقت امارات با تأسيس پايگاه نظامى دائمى فرانسه در ابوظبى با ٥٠٠ نيرو در مه ٢٠٠٩ از مصاديق تأثير ايران هراسى بر سياست‌هاى دفاعى برخى كشورهاى عرب حوزه خليج فارس است.(٤٠)

٣. استقرار سامانه‌هاى موشكى آمريكا محور در منظومه امنيتى جمهورى اسلامى ايران
بررسى پازل‌هاى جنگ تبليغاتى ايران هراسى مبين اين واقعيت است كه بخشى از مركز ثقل اهداف آنان به سمت بسترسازى روانى - رسانه‌اى براى استقرار سامانه‌هاى موشكى آمريكا در پيرامون جمهورى اسلامى ايران سازماندهى مى‌شود. به عبارتى توجيه استقرار سامانه‌هاى موشكى ثابت و متحرك آمريكا در ساختار دفاعى خليج فارس مستلزم تداوم ايران هراسى و انعكاس تصاوير مجازى از ماهيت، دامنه و اهداف توسعه صنعت موشكى جمهورى اسلامى ايران است. در همين رابطه وزير دفاع وقت آمريكا رابرت گيتس در چهارمين "كنفرانس امنيتى منامه"(٤١) پيشنهاد كرد با هدف مقابله بإ؛ تهديد موشك‌هاى بالستيك ميان برد جمهورى اسلامى ايران، يك "چتر دفاع موشكى مؤثر"(٤٢) در كشورهاى شوراى همكارى خليج فارس مستقر شود.(٤٣) اين كنفرانس هر ساله توسط مركز پژوهشى انگليسى "مؤسسه بين‌الملل مطالعات راهبردى"(٤٤) برگزار مى‌شود.

٤. به چالش كشاندن عمق استراتژيك حمايت كشورهاى منطقه از برنامه‌هاى هسته‌اى ايران
يكى از روش‌هاى دكترين مهار و بازدارندگى آمريكا براى ممانعت از پيشبرد برنامه‌هاى هسته اى ايران، بهره گيرى‌از ترفند كاريكاتوريسم تبليغاتى و تداعى تهديدات قريب الوقوع ايران براى كشورهاى منطقه به‌ويژه دولت‌هاى عرب حوزه خليج فارس است. در اين راستا تأثيرپذيرى كشورهاى عضو شوراى همكارى خليج فارس از آماج تبليغات ايران هراسى را مى‌توان به وضوح در رفتار و واكنش آنان در قبال فعاليت‌هاى هسته‌اى جمهورى اسلامى ايران مشاهده كرد، به طورى‌كه اين شورا هرگونه شكل‌گيرى ايران هسته‌اى را از منظر تهديد امنيت ملى ارزيابى كرده و از طرفى خواهان وجود يك حالت بينابينى در روابط ميان ايران و آمريكاست؛ به عبارتى، نه خواهان رفع كامل تنش ميان واشنگتن و تهران و نه خواهان تصاعد بحران و مواجهه نظامى ميان دو كشور است، زيرا غير از عربستان، بقيه آنان از عمق استراتژيك پايينى برخوردارند كه اين امر مى‌تواند منافع آنان را به شدت تهديد كند. از طرفى آنان خواهان وجود يك ايران تضعيف شده با توان بازدارندگى پايين هستند و در نهان از گسترش تحريم‌ها در بخش صنايع نظامى و موشكى جمهورى اسلامى ايران استقبال مى‌كنند.

٥. همراه سازى افكارعمومى بر لزوم گسترش تحريم‌ها
بزرگ‌نمايى يا انحراف اخبار واقعى از اهداف و ماهيت سپاه پاسداران، با هدف بسترسازى براى تحريم اشخاص حقيقى و حقوقى وابسته به سپاه پاسداران انجام مى‌شود؛ براى مثال مؤسسه مطالعاتى رند با انتشار كتاب "ظهور پاسداران: ارزيابى نقش داخلى نيروهاى سپاه پاسداران" مدعى شده سپاه پاسداران به واسطه بازسازى خود پس از جنگ ايران و عراق، نقش محورى و انحصارى را در ساختار اقتصاد كلان جمهورى اسلامى ايران به‌ويژه در بخش انرژى ايفا مى‌كند.(٤٥) اين اقدام به منظور آماده سازى افكارعمومى براى تحريم‌هاى اقتصادى سپاه پاسداران ارزيابى مى‌شود.
اين سناريو بسيار محتمل است كه ايالات متحده در مديريت استراتژيك جنگ تبليغاتى عليه جمهورى اسلامى ايران با تداعى شائبه حمايت نظامى آموزشى سپاه قدس از شبه نظاميان طالبان و با استناد به قوانين كنگره، فرمان‌هاى اجرايى جديدى را با رويكرد گسترش دامنه تحريم‌ها صادر كند،(٤٦) براى مثال وزارت دارايى ايالات متحده در دوم جولاى ٢٠٠٩ در راستاى ساماندهى عمليات روانى عليه سپاه پاسداران با ادعاى حضور "ابومهدى‌المهندس" و رهبران شيعى حزب "كتائب حزب الله"(٤٧) در ايران، خواهان تصويب تحريم‌هاى جديد عليه سپاه پاسداران براساس "فرمان اجرايى ١٣٤٣٨ " شد.(٤٨)
از طرفى بررسى شرايط زمانى و ماهيت تصويب تحريم‌ها عليه سپاه پاسداران مبين اين واقعيت است كه همزمان با افزايش عمليات روانى و تصويرسازى مجازى رسانه‌اى عليه فعاليت‌هاى موشكى و هسته‌اى جمهورى اسلامى ايران، دامنه تحريم‌ها عليه صنايع موشكى وزارت دفاع يا سپاه پاسداران در حال افزايش است؛ براى مثال با گسترش ابعاد عمليات روانى عليه فعاليت‌هاى موشكى جمهورى اسلامى ايران "قانون منع تكثير تسليحات هسته‌اى"(٤٩) در مارس ٢٠٠٠ با توشيح رئيس جمهور ايالات متحده لازم الاجرا شد و براساس آن تحريم‌هايى عليه شركت‌هايى كه در انتقال مواد اوليه يا فناورى ساخت موشك‌هاى دور برد كروز به جمهورى اسلامى ايران كمك كنند، اعمال مى‌شود. متعاقب آن در آوريل ٢٠٠٠، اولين شركت كره شمالى با نام "چانگ‌وانگ سين‌يانگ"(٥٠) به بهانه كمك به صنعت موشكى جمهورى اسلامى ايران مورد تحريم قرار گرفت. بانك سپه نيز اولين بانك جمهورى اسلامى ايران بود كه در ژانويه ٢٠٠٧ براساس "فرمان اجرايى ١٣٣٨٢" و حمايت‌هاى مالى از فعاليت‌هاى موشكى و هسته‌اى جمهورى اسلامى ايران تحريم شد. نقطه عطف تحريم صنعت موشكى جمهورى اسلامى ايران نيز در ژوئن ٢٠٠٧ اتفاق افتاد كه براساس آن دو شركت وابسته به سازمان صنايع هوا فضا با نام‌هاى "گروه صنعتى فجر"(٥١) و "گروه صنايع ماشينى ميزان"(٥٢) و در اوت ٢٠٠٨، "شركت تهيه قطعات ايمنى"(٥٣) و "شركت صنعتى جوزا"(٥٤) مورد تحريم قرار گرفتند.

٦. مانور تبليغاتى اسرائيل براى جذب كمك‌هاى نظامى - مالى
يكى از ترفندهاى رژيم صهيونيستى براى مظلوم نمايى و ايجاد حاشيه امنيت و اقناع دولتمردان آمريكا و اتحاديه اروپا براى حمايت‌هاى نظامى، مالى و سياسى از اسرائيل، انحراف اخبار غير واقعى در خصوص كمك‌هاى ايران به حماس و حزب الله است كه برخى مصاديق آن عبارت است از:
ادعاى "آيپك"(٥٥) در دهم اوت ٢٠٠٧ مبنى بر مذاكره مسئول سياسى حماس، خالد مشعل، با مسئولان ارشد سپاه قدس در سوريه به تاريخ جولاى ٢٠٠٧ در مورد نحوه قاچاق "آر پى جى هفت"،(٥٦) موشك‌هاى ضد تانك، اسلحه و مواد انفجارى از مرزهاى پر منفذ شبه جزيره سينا و نوار غزه.(٥٧)
ادعاى رژيم صهيونيستى مبنى بر برنامه‌ريزى ايران براى قاچاق اسلحه از طريق خاك اريتره به نوار غزه و لبنان - رژيم صهيونيستى در اواخر ژانويه ٢٠٠٩ مدعى شد جنگنده‌هاى اسرائيلى محموله نظامى سپاه پاسداران حامل راكت فجر ٣ (با برد ٦٥ كيلومتر) در مرز سودان و اريتره كه قصد قاچاق به نوار غزه (از طريق تونل‌هاى مرزى در منطقه رفح واقع در مرز بين نوار غزه و مصر) را داشتند منهدم كردند.(٥٨)
ادعاى رژيم صهيونيستى در ٢١ جولاى ٢٠٠٩ مبنى بر تأسيس شبكه‌هاى نظامى حزب الله در شمال ونزوئلا و "جزيره مارگاريتا"(٥٩) توسط سپاه پاسداران.(٦٠)
- ادعاى ايهود باراك، وزير دفاع رژيم صهيونيستى، در ٣٠ مه ٢٠١٠ مبنى بر نشان دادن "تصاوير طبقه بندى شده ماهواره‌اى"(٦١) به رئيس جمهور آمريكا كه در آن انتقال محموله موشك‌هاى دوربرد جمهورى اسلامى ايران از طريق سوريه به جنوب لبنان را نشان مى‌دهد.(٦٢)

گفتار سوم: ابعاد ايران هراسى
مهم‌ترين ابعاد ايران هراسى در سياست خارجى آمريكا عبارت است از :
١. سپاه هراسى
يكى از پازل‌هاى سناريوى ايران هراسى آمريكا، تبليغات منفى گسترده عليه سپاه پاسداران و بسيج است. به همين دليل مديران راهبردى سپاه پاسداران بايسته است با رصد شيوه‌هاى ايران هراسى، راهبردهاى جداگانه‌اى را در قبال تهاجم تبليغاتى آمريكا در چهار حوزه افغانستان، عراق، لبنان و كشورهاى عرب حوزه خليج فارس سازماندهى كنند.
ماهيت‌كاوى، جريان شناسى و ريشه يابى ابعاد عمليات روانى عليه سپاه پاسداران مبين اين است كه سپاه هراسى به صورت توأمان در سطوح مراكز پژوهشى، نهادهاى تقنينى، اطلاعاتى و نظامى كاناليزه و مديريت مى‌شود.
تهاجم روانى رسانه‌اى يك تهاجم نرم چند لايه‌اى است؛ زيرا به صورت همزمان توسط ساختارهاى متعدد پيگيرى شود؛ براى مثال كانون‌هاى سازماندهى و اجراى سناريوهاى تبليغاتى سپاه هراسى مى‌تواند توسط يك يا چند ساختار به صورت لايه‌اى انجام شود؛ به عبارتى؛ تهديدات در بخش سپاه هراسى به صورت لايه اى است كه اين خود بر پيچيدگى‌هاى تهاجم تبليغاتى مى‌افزايد.

مهم‌ترين روش‌هاى واشنگتن براى افزايش بٌرد سپاه هراسى عبارت است از:
الف) تداعى ارتباط سپاه پاسداران با سازمان القاعده
مهم‌ترين اهداف جنگ تبليغاتى ايالات متحده براى ارتباط دهى ميان سپاه پاسداران با سازمان القاعده عبارت است از:
* تنش‌زايى در روابط خارجى جمهورى اسلامى ايران
يكى از ترفندهاى عمليات روانى آمريكا براى تنش‌زايى در روابط خارجى جمهورى اسلامى ايران به ويژه با دو كشور افغانستان و عراق، ادعاى مكرر كنگره، نهادهاى دفاعى، اطلاعاتى و رسانه‌اى آمريكا مبنى بر حمايت نظامى، آموزشى يا مالى سپاه قدس از سازمان القاعده است كه مهمترين موارد آن عبارت است از:
انعكاس تصاوير مجازى از نقش غير مستقيم سپاه پاسداران در حمله به منافع منطقه‌اى و جهانى آمريكا مانند انفجار پايگاه تفنگداران دريايى آمريكا در بيروت (١٩٨٢)؛(٦٣) دخالت سپاه قدس و حزب الله در انفجار "مجتمع مسكونى برج خيبر"(٦٤) در ٢٥ ژوئن ١٩٩٦ يا شائبه سازى در مورد حمايت جمهورى اسلامى ايران از شيعيان ناراضى عربستان سعودى.
- ادعاى "ژنرال دان مك نيل"٦٥ فرمانده وقت ارتش آمريكا در ٣١ مه ٢٠٠٧ (١٠ خرداد ١٣٨٦) مبنى بر آموزش شيوه‌هاى عمليات نامتقارن به نيروهاى القاعده در داخل خاك ايران.(٦٦)
- ادعاى ايالات متحده در ١٧ آوريل ٢٠٠٧ و ناتو در ششم ژوئن و ششم سپتامبر ٢٠٠٧ مبنى بر توقيف محموله‌اى از تجهيزات نظامى ايران شامل قطعات انفجارى و بمب‌هاى كنار جاده‌اى براى كمك به القاعده،(٦٧)
ادعاى "نيكلاس برنز" (٦٨) معاون وقت وزير خارجه آمريكا در مصاحبه سيزدهم ژوئن ٢٠٠٧ با شبكه خبرى CNN مبنى بر وجود مداركى دال بر نقش سپاه پاسداران در قاچاق اسلحه براى نيروهاى القاعده در مرز افغانستان و پاكستان.
- اتهام سومين گزارش "رويان كروكر و ديويد پترائوس"(٦٩) به كنگره در آوريل ٢٠٠٨ مبنى بر "تجهيز، آموزش و تأمين تسليحات"(٧٠) شبه نظاميان عراق توسط سپاه قدس (متعاقب اين گزارش، جرج بوش، رئيس جمهور وقت آمريكا، براى اولين بار در يك گفتمان جديد در سخنرانى دهم آوريل ٢٠٠٨ به صراحت جمهورى اسلامى ايران را هم رديف تهديد القاعده در عراق معرفى كرد).(٧١)
ادعاى وزير دفاع وقت آمريكا، رابرت گيتس، مبنى بر نقش پذيرى جمهورى اسلامى ايران در تجهيز شبه نظاميان طالبان در گزارش ٢٧ ژانويه ٢٠٠٩ به كميسيون نيروهاى مسلح مجلس سنا.
عمليات روانى روزنامه واشنگتن پست در ششم ژانويه ٢٠١٠ مبنى بر ارتباط سپاه پاسداران با برخى عوامل القاعده در يمن و لبنان.(٧٢)
اظهارات ژنرال ديويد پترائوس در هفدهم مارس ٢٠١٠ مبنى بر حمايت تهران از عوامل القاعده از مصر تا پاكستان.(٧٣)
- اتهام »اريك هولدر«، دادستان كل آمريكا، در يازدهم اكتبر ٢٠١١ مبنى بر برنامه‌ريزى شاخه قدس سپاه پاسداران از طريق ارتباط دهى با يكى از سران كارتل‌هاى قاچاق مواد مخدر در مكزيك با نام " منصور ارباب سيار" براى ترور سفير عربستان كه در راستاى جنگ تبليغاتى ايران هراسى قابل تفسير است.
كنار گذاشتن تمام پازل‌هاى ياد شده تأييد اين واقعيت است كه يكى از مهم‌ترين مراكز ثقل سپاه هراسى، تنش زايى در روابط خارجى جمهورى اسلامى ايران است.

تحريف نقش سپاه پاسداران در تغيير آرايش جغرافياى سياسى شيعه
با توجه به وجود اقليت‌هاى شيعى در برخى كشورهاى عرب منطقه كه اكثر آنها بإ؛ف‌ف‌ع‌ة حكومت مركزى خود مشكل دارند، پادشاه اردن ادبيات جديدى را با نام "جغرافياى سياسى هلال شيعه"(٧٤) وارد گفتمان سياسى منطقه‌اى كرد كه توانست تا حدودى فضاى حاكم بر سياست خارجى كشورهاى عرب منطقه را به سمت اعتماد زدايى متمايل كند.
بخشى از پازل‌هاى سناريوى سپاه هراسى در قالب شيعه هراسى و از طريق تداعى ارتباط ميان مربع سپاه قدس، حزب‌الله لبنان، انصارالمهدى عراق و جنبش‌هاى شيعه در كشورهاى عرب حوزه خليج فارس سازماندهى مى‌شود. به طورى‌كه يكى از ترفندهاى عمليات روانى آمريكا و اسرائيل به منظور تنش زايى ميان جمهورى اسلامى ايران و كشورهاى عرب منطقه به‌ويژه عربستان، مصر و اردن، تصويرسازى مجازى و انحراف اخبار واقعى در مورد حمايت‌هاى آموزشى، تسليحاتى و مالى جمهورى اسلامى ايران از حزب الله لبنان است؛ براى مثال مى‌توان به ادعاى قائم مقام نخست وزير اسرائيل، موشه يالن(٧٥) اشاره كرد كه يكى از اقدامات تلافى جويانه جمهورى اسلامى ايران در صورت وقوع سناريوى حمله نظامى را ايجاد "جنگ نيابتى"(٧٦) توسط حزب‌الله لبنان ناميده بود(٧٧)
برخى ديگر از مصاديق سپاه هراسى با تمركز بر جغرافياى سياسى شيعه عبارت است از:
- اظهارات ژنرال شائول موفاز(٧٨) معاون وقت نخست وزير اسرائيل، در آوريل ٢٠٠٨ مبنى بر برنامه‌ريزى جمهورى اسلامى ايران براى مهندسى امنيتى جغرافياى سياسى شيعه.(٧٩)
ادعاى وزارت دارايى آمريكا مبنى بر نقش بانك ملى در بازگشايى اعتبار مالى يا تسريع و تسهيل خريد مواد و فناورى‌هاى حساس برنامه موشكى و توسعه تأسيسات هسته‌اى و انتقال برخى منابع به خارج از كشور توسط واسطه‌هاى مالى سپاه قدس از سال ٢٠٠٢ تا ٢٠٠٦.(٨٠)
ادعاى وزارت دارايى آمريكا در ٢٥ اكتبر ٢٠٠٧ مبنى بر آموزش نظامى نيروهاى حزب الله لبنان در دره بقاع و نزديك به سه هزار نفر آنان در داخل خاك ايران توسط سپاه قدس.(٨١)
ادعاى وزارت خارجه آمريكا در تاريخ ٣٠ آوريل ٢٠٠٩ مبنى بر آموزش و حمايت سپاه قدس از گروه طالبان و شبه نظاميان شيعه عراق و كشورهاى عرب حوزه خليج فارس.(٨٢)

گفتار چهارم : تحركات ايالات متحده در بخش ايران هراسى
بررسى رفتار آمريكا بيانگر اين واقعيت است كه در ايجاد ايران هراسى نوعى هماهنگى بين دولتمردان و قانونگذاران كنگره آمريكا وجود دارد كه مهمترين مصاديق آن عبارت است از:

١. صدور قطعنامه همزمان شماره ١٦
ابعاد جنگ نرم كنگره آمريكا در اين قطعنامه بيشتر بر دو حوزه ايران هراسى و اسلام هراسى متمركز شده است كه اشاره قطعنامه به عباراتى از قبيل گسترش تروريسم اسلامى افراط گرا يا فرافكنى در خصوص حادثه جويى ايران در شاخ آفريقا و تهديد آن براى منافع آمريكا از مهمترين مصداق‌هاى آن است. اين قطعنامه در نهم ژانويه ٢٠٠٩ صادر شد. طراح اوليه پيش‌نويس قطعنامه، نماينده جمهوريخواه ايالت فلوريدا، خانم ايلنا راس لتينن بود.(٨٣)

٢. قطعنامه شماره ٢٥٦
قطعنامه شماره ٢٥٦ مجلس نمايندگان در چارچوب بهره‌گيرى ابزارى از "گفتمان مقابله با تروريسم" به تصويب رسيد.
مجلس نمايندگان در تاريخ ٢٢ مارس ٢٠١٠ با صدور قطعنامه شماره ٢٥٦ به ممنوعيت ورود وزرا، معاونان وزير و مقام‌هاى عالى‌رتبه سپاه پاسداران براى سفر به ايالات متحده تأكيد كرد.(٨٤) در اين قطعنامه سفر افراد ذكر شده، براى معالجات درمانى، گردشگرى و بهره‌گيرى از ساير فرصت‌هاى اقتصادى و اجتماعى ممنوع شده است. يكى از دلايل صدور قطعنامه، مسئوليت‌پذيرى كنگره در برابر شهروندان آمريكايى كشته شده بر اثر "تله‌هاى انفجارى"(٨٥) قاچاق شده از ايران اعلام شد.
لابى‌هاى پارلمانى اسرائيل نقش مهمى را در صدور اين قطعنامه ايفا كردند، به طورى‌كه منافع رژيم صهيونيستى مانند ادعاهاى مرتبط با حمايت‌هاى اقتصادى، مالى و تبليغاتى جمهورى اسلامى ايران از حماس و حزب‌الله نيز در اين قطعنامه لحاظ شده است.
در اين قطعنامه با انحراف اخبار واقعى، طورى تداعى نموده كه تمركز آن فقط بر دولتمردان بوده و از توسعه مناسبات فرهنگى دو ملت استقبال مى‌كند.
حامى اصلى اين قطعنامه، نماينده دموكرات ايالت كانكتيكات جيمز هايمز(٨٦) بود. وى عضو كميته امنيت داخلى مجلس نمايندگان(٨٧) است. جيمز هايمز علاوه بر نمايندگى مردم كانكتيكات در مجلس نمايندگان، يكى از اعضاى لابى پارلمانى اسرائيل به نام "كميته اضطرارى براى اسرائيل"(٨٨) است(٨٩) كه اين خود مصداق ديگرى از برنامه‌ريزى منسجم اسرائيل براى تقويت لابى‌هاى پارلمانى در روند اثرگذارى بر طرح‌ها، لوايح و قطعنامه‌هاى كنگره است. ساير حاميان اين قطعنامه عبارت بودند از:


٣. قطعنامه ٥٤٨
بخشى از راهبرد عمليات روانى كنگره آمريكا از طريق تهديدسازى مجازى از قابليت‌هاى هسته‌اى و موشكى جمهورى اسلامى ايران با هدف توجيه حمايت‌هاى پارلمانى از رژيم صهيونيستى اجرا مى‌شود كه به وضوح مى‌توان بازتاب آن را در قطعنامه شماره ٥٤٨ نهم ژوئن ٢٠١٠ مجلس سنا مشاهده كرد. در اين قطعنامه به صراحت اعلام شده رژيم صهيونيستى مجاز است در برابر تهديدهاى خارجى مانند تهديدهاى ناشى از موشك‌هاى دور برد براساس اصل دفاع از خود اقدام كند.(٩٠) حامى اصلى تهيه پيش‌نويس اين قطعنامه سناتور جمهورى‌خواه ايالت تگزاس و عضو كميته قضايى جان كارنين(٩١) بود. تمام سناتورهاى امضاكننده پيش‌نويس اين قطعنامه از حزب جمهورى‌خواه بودند.

٤. قطعنامه شماره ٥٦٠
اين قطعنامه در نوزدهم ژوئن ٢٠٠٩ صادر شد. طراح اصلى اين قطعنامه، نماينده دموكرات مردم كاليفرنيا و رئيس كميسيون روابط خارجى مجلس نمايندگان، هاوارد برمن(١٠٠) بود.(١٠١) وى از قانونگذارانى است كه در اكثر موضع‌گيرى‌هاى پارلمانى يا سخنرانى‌هاى خود عليه جمهورى اسلامى ايران، همواره بخشى از جهت‌گيرى‌هاى خصمانه خود را عليه سپاه پاسداران متمركز كرده است كه از مصداق‌هاى آن مى‌توان به صدور بيانيه وى در ژوئن ٢٠١٠ و حمايت از اقدام وزارت خزانه‌دارى آمريكا در افزودن برخى اشخاص حقيقى و حقوقى وابسته به سپاه پاسداران به فهرست تحريم‌هاى يكجانبه ايالات متحده اشاره كرد.(١٠٢)

جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى
ايالات متحده با هدف فروش تجهيزات نظامى، انزواى منطقه‌اى ايران، انعقاد پيمان دفاعى برون سيستمى، تضعيف امنيت بومى و پايدار، توجيه تداوم حضور نظامى خود در منطقه و افزايش ايران هراسى هر گونه توسعه بومى صنعت موشكى و سامانه‌هاى دفاع هوايى جمهورى اسلامى ايران را تهديدى براى كشورهاى منطقه معرفى مى‌كند.

پى‌نوشت در دفتر مجله موجود مى‌باشد.