پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - پژواك هاى يك جايزه ى ادبى - نویدی بهروز
پژواك هاى يك جايزه ى ادبى
نویدی بهروز
پس از خروج ِ اخراج گونه ى جمعى از شاعران و هنرمندان نسل جوان انقلاب از حوزه ى هنرى ، هريك از اينان براى كار و تلاش فرهنگى و هنرى به مركزى ونهادى جذب شدند، در اين ميان زنده ياد سيدحسن حسينى به كيهان فرهنگى رفت، زنده ياد قيصر امين پوربه همراه بيوك ملكى سروش نوجوانان را بنا نهاد، محمدرضا عبدالملكيان در وزارت ارشاد و ساعد باقرى و سهيل محمودى و محمدرضا محمدى نيكودر صداوسيما متمركز شدند، و برخى ديگر در مطبوعات و كانون هاى انتشاراتى، اما نياز به حلقه ى وصلى بود كه دوباره ياران پراكنده را گردهم آورد،خشت اول دفتر شعر جوان اين گونه نهاده شد، در كتابخانه ى پارك شهر تهران، در بهار ١٣٦٨.
شناسايى و پرورش استعدادهاى جوان در عرصه ى شعر كشور نيت اصلى اين مجموعه بوده است؛ بسيارى از شاعرانى كه در دودهه ى اخير با اين مجموعه انس و ارتباط داشته اند، اكنون ازفعالان حرفه اى و نيمه حرفه اى شعر مملكت محسوب مى شوند، برگزارى كنگره، چاپ كتاب، برگزارى جلسات نقد و بررسى شعر و دوره هاى آموزشى عمده ى فعاليت دفتر شعر جوان را تشكيل مى دهند. از جمع نخست هيأت مديره ى اين دفتر، زنده ياد حسن حسينى بنا به دلايلى در زمان حياتش از آن جدا شد و به خانه ى نخست يعنى حوزه ى هنرى بازگشت و چاپ چند كتاب تازه اش را نيز به حوزه سپرد، محمدى نيكو راه مهاجرت را در پيش گرفت ، قيصر امين پور شاخص ترين و تأثيرگذارترين چهره ى دفتر به سفر بى بازگشت آخرت دل داد و ديگر همراهان اصلى دفتر يعنى ساعد باقرى و فاطمه ى راكعى نيز ظاهرا فعاليت در انجمن شاعران را كه همخانه ى دفتر شعر جوان است، ترجيح داده اند ، بنا بر اين عمده ى كارو بار دفتر بر دوش محمدرضا عبدالملكيان است كه هم چنان در اين سنگر مانده است و مديريت دفتر شعر جوان را برعهده دارد.
در طول اين سال ها هر ازگاهى به مناسبتى چند و چون كار دفتر شعر جوان و خانه ى شاعران در معرض انتقاد قرار گرفته كه اوج آن به شهريور سال ١٣٨٣ برمى گردد؛ در آن تاريخ شاعرى شاغل در سازمان برنامه و بودجه با استناد به اطلاعاتى كه از تخصيص بودجه هاى وزارت ارشاد در دست داشت، در مصاحبه اى با خبرگزارى مهربه انتقاد از ارشاد پرداخت؛" نهادها و انجمن هاى فرهنگى از موقعيت خود استفاده مناسب نمى كنند و هيچ تلاشى در راستاى كسب جايگاه برتر براى ادبيات از خود نشان نمى دهند.براى نمونه مى توانم به " انجمن شاعران ايران " و " دفتر شعر جوان " اشاره كنم كه همه ساله بودجه قابل ملاحظه اى از محل اعتبارات دولتى دريافت مى كند.
اين بودجه از سوى سازمان مديريت و برنامه ريزى در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى قرار مى گيرد و سپس به عنوان كمك به تشكل ياد شده پرداخت مى شود. انجمن شاعران ايران و دفتر شعر جوان كه در واقع دريك مجموعه تعريف شده است ، امسال ٩٠ ميليون تومان دريافت كرده است ، اما متاسفانه بايد گفت كه اين تشكل ها و مجموعه ها از موقعيت هاى ايجاد شده استفاده مناسبى نمى كنند و فضاى سرد و آشفته ادبيات و فرهنگ را درنمى يابند ، درحالى كه درمقابل دريافت اين بودجه و كمك هاى ديگر ، هيچ مقامى دريافت كنندگان اين بودجه ها را مورد بازخواست قرار نمى دهد، چرا كه پول در قالب كمك به آنها داده مى شود."(????/??/??)
شاعر مذكور در مصاحبه هاى بعدى از مبالغ ميلياردى تخصيص يافته به خانه شاعران و دفتر شعر جوان خبر داد و خبرگزارى يادشده در طى سلسله مصاحبه هايى با طيفى از شاعران فضايى را ساخت كه هر يك به زبانى برآشفتگى خود از كار دفتر را ابراز كرده و به تخصيص بودجه از سوى وزارت ارشاد براى دفتر و انجمن شاعران اعتراض كردند، در اين بين تندو تيزترين نكات از سوى عليرضا قزوه ابراز شد؛ كه گسترده شدن فعاليت هاى شخصى اين مجموعه را با اين جملات به باد انتقاد مى گرفت؛"در بسيارى از مواقع كه اهل قلم و اهل ادب ما با مشكلات متعددى دست به گريبان هستند ، خانه شاعران ايران NGO بودن خود را بهانه مى كند و از كمك كردن طفره مى رود و يا با ناچيزترين شكل ممكن با قضيه مواجه مى شود ، براى نمونه مى توانم به بزرگداشت تيمور ترنج اشاره كنم كه خانم راكعى پشت تريبون ازهديه خانه شاعران به خانواده مرحوم ترنج سخن گفت و بعدا فهميدم كه فقط ٣٠٠ هزار تومان در نظر گرفته شده است! اين مسئله مرا به تحقيق در مورد بودجه اين NGO واداشت تا اين كه از طريق آقاىسعيدى راد متوجه شدم كه اينها ٤٥٠ ميليون بودجه از دولت مى گيرند! سردمداران فعلى " انجمن شاعران ايران " آدم هايى ضعيف هستند ، البته در اين ميان لازم است بگويم كه حساب قيصر امين پور كه مورد قبول همه شاعران است ، ساعد باقرى كه شاعرى با سابقه است و استاد مشفق كاشانى از بقيه جداست ، اما برنامه ريزى هايى كه درخانه شاعران ايران مى شود و جو حاكم در آنجا ، مناسب شان ادبيات انقلاب اسلامى نيست ، به اضافه اين كه برخى چهره ها درآنجا شاعران بسيار متوسطى هستند. شاعران بزرگى مانند حميد سبزوارى ، پرويز بيگى حبيب آبادى ، حسين اسرافيلى ، عبدالجبار كاكايى و خيلىهاى ديگر كه همه از شعراى خوب كشور ما هستند ، از عملكرد و فضاى خانه شاعران ايران ناراضى اند ، حتى مرحوم دكتر سيد حسن حسينى بارها در اين زمينه با خود من صحبت كرد . كارهايى كه در خانه شاعران ايران انجام مى شود ، در حد صفر است ، به نظر من بايد درساختار اين NGO تغييراتى ايجاد شود ، يا اين كه بپذيرند كه چنين جايى نمى تواند نام " انجمن شاعران ايران " را به خود بگيرد ، من تا زمانى كه اين افراد در آنجا هستند ، پا در آنجا نخواهم گذاشت.
اين شاعر تصريح كرد : بدون مبالغه مى گويم كه تمام وقت روزانه من صرف مشكلات شاعران مى شود،...اينها وظيفه من نيست ، وظيفه كسانى است كه ٤٥٠ ميليون تومان پول مى گيرند ، كارمندانى استخدام مى كنند و به كارهاى بيهوده و بى نتيجه مى پردازند و عكس خودشان را به عنوان شاعران معاصر به ديوار مى چسبانند !"
در پاسخ به اين اظهار نظرها، فاطمه راكعى عضو هيات مديره خانه شاعران ايران كه آن روزها نماينده مردم تهران در ششمين دوره مجلس شوراى اسلامى بود، درگفت و گو با خبرنگار ادبى " مهر " كسانىراكه در مورد بودجه اعطايى دولت به خانه شاعران ايران اظهار نظر كرده اند ، ورشكستگان ادبى خوانده و افزود : "از همه كسانى كه نسبت به بودجه انجمن شاعران ايران و دفتر شعر جوان اظهار نظر كرده اند ، به يك مقام بلند پايه كشور شكايت مى كنم .
اطلاعات موجود دراين زمينه غلط است ، يك فرد ( .... ) اين اطلاعات را داده و حالا كه مطالبى در اين خصوص چاپ شده ، نمى خواهم در مورد اين مبلغ چيزى بگويم!
آنهايى كه در اين زمينه اظهار نظر كرده اند ، از قيافه هايشان معلوم است ( ! ) همه اينها از ورشكستگان ادبى هستند ، اينها مى خواهند خودشان را با " قيصر امين پور " مقايسه كنند ! و از نيمه جان اين شاعر هم دست بر نمى دارند ! ما ( مسئولان خانه شاعران ايران ) بيشتر از اينها كه مى گويند ، پول گرفته ايم ! در اين مورد هم با هيچ كس حرفى نمى زنم."
پس از گذشت هفت سال، اين بار اما نام دفتر شعر جوان با ماجراى جايزه سال دفتر شعر جوان جايزه ى زنده ياد قيصر امين پور و حواشى ايجاد شده در پيرامون آن برزبان افتاده است، بهانه ى ماجرا انتخاب كتاب از شاعرى جوان و خارج نشين است. منتقدان با طرح برخى از مواضع سياسى و با اشاره به ساخته شدن فيلمى از اين شاعر دفتر شعر جوان را مورد نكوهش و اعتراض قرار دادند، برخى به ملايمت و برخى به تندترين لحن ممكن، در اين ميان علاوه بر تركيب هيأت داوران ، مجموعه ى فعاليت هاى دفتر شعر جوان، نام دفتر و نام جايزه ى آن و منابع مالى و قضيه ى مكان آن و نيز مورد چون و چرا قرار گرفته و منتقدان و مخالفان در سلسله مصاحبه هايى خواستار قطع امكانات دولتى و بازپس گيرى مكان دفتر شده و حتى با پيوند زدن قضيه به ماجراى سياسى يك، دو سال اخير در سياسى، امنيتى كردن ماجرا كوشيدند.
در پاسخ به اين مخالفت ها، دفتر شعر جوان با صدور بيانيه اى، جوسازى اخير را برخاسته از انگيزه هاى صرفاً مادى و نامخواهانه ى شاعر و خبرنگارى جوان دانسته كه از زمره كسانى است كه مزه سكه ها و جوايز شعرى به مذاقشان خوش نشسته است و طى سالهاى اخير هرجا كه خبرى از جايزه شعر بوده است ، سعى در حضورى موثر براى كسب جوايز داشته است، و در مورد اخير در پى اطلاع از برگزيده نشدن كتاب خويش ، با سوء استفاده از موقعيت خبرنگارى در روزنامه اى كثيرالانتشار، با تهيه مطلبى مستعار و تحريك طيفى از شاعران كوشيده تا مجموعه ى تلاش آنان را به باد انتقاد گرفته و التهاب آفرينىكند.
در اين بيانيه به شاعر جوان مذكور توصيه شده كه "به جاى اين همه تلاش و تقلّا براى حذف ديگران ، بدان اميد كه شايد در ميدانى بىرقيب ، بازهم ايشان را برنده كنند و به جاى استفاده نادرست از موقعيت خبرنگاريشان ، بضاعت خود را صرف پرداختن به شعر كنند ، چرا كه كسب نان ، ممكن است تا چند صباحى از طريق جوايز شعرى فراهم شود و چند سكهى ديگر نصيب ايشان شود، اما مطمئن باشند كه شعر به چنين شاعرانى وفادار نمىماند و بى هيچ مماشاتى از آنان روى برمىگرداند".
در حاشيه ى اين ماجرا خالى از لطف نيست نكاتى را خاطرنشان كنيم؛
چرا موضوع تأمين بودجه دفتر شعر جوان و خانه ى شاعران و امكاناتى نظير ساختمان و مغازه ى آن اكنون مطرح مى شود؟ اگر اين موضوع تا اين اندازه محل تأمل و اشكال بود، دست كم در هفت سال اخير كه جناحى متفاوت با دوره هاى قبل بر سركارآمده، چرا مسكوت نهاده شد؟ تا اين مجموعه مبالغ معتنابه ديگرى را دريافت كند؟
اگر نام خبرنگارمورد اشاره در كنار خانم جنجاليِ خارج نشين جزء برگزيدگان اعلام مي شد، آيا بازهم به عملكرد و مواضع فكري داوران و برگزيدگان آن اعتراض مي شد؟ يا نه، احتمال آن مي رفت كه در روزنامه ى مذكور مقاله اى تمجيد آميزدر وصف داوران و گردانندگان دفترشعر جوان به چاپ برسد؟ چنانكه در چندسال اخير مقالات ستايش آميز متعددى در باره ى همان نام ها به تفصيلى توأم با اغراق در همان روزنامه به چاپ رسيده و در دسترس است، طرفه اينكه ستودگان ديروز كه امروز مورد نكوهش قرار مى گيرند، بدون ذرّه اى عدول از مواضع ، بر همان سمت و سوى فكرى و سياسى اند كه پيش تر از اين بوده اند.
حال مى توان فرض ديگرى را پيش كشيد و آن اينكه اگر گردانندگان دفتر شعر جوان نظير انجمن قلم با دولت فعلى هماهنگ و همراه بودند،آيا در قبال دريافت بودجه و امكانات نيازى به نظارت وحساب كشىاز آنان بود، يا نه؟ به ديگر سخن، آيا نظارت و حساب كشى فقط براى مخالفان است، يا اينكه ، همه ى دواير و مراكزى كه از بودجه و امكانات دولتى استفاده مى كنند، به ميزان بهره مندى بايد به شفافيت هرچه تمام ترپاسخگوباشند ؟
بى شك مجموعه ى فعاليت هاى دفتر شعر جوان، همانند همه ى كانون ها و انجمن هاى ديگرقابل بررسى و بازخوانى و بيرون كشيدن نقاط مثبت و منفى است، اما مهم شيوه ى برخورد با اين ماجراست ، كه نقد و داورى را به امرى منصفانه و خيرخواهانه بدل مى كند يا به رفتارى غرض ورزانه و خصمانه ، و در واقع برآيند نهايى داورى ها را به سود يا زيان شعر و جامعه ى شعرى رقم مى زند. بنا بر هر منطق و چارچوب فكرى، چه ديندار و انقلابى باشيم، چه دين گريز و اهل اپوزيسيون، بايد بدانيم كه افراط و تفريط در اين ميدان مهلك هنر و ادبيات و انسانيت و ديندارى است، بى انصافى و داورى نفسانىوناجوانمردانه در بررسى كارنامه ها همان قدر خطاست كه وجهه ى گريختن از شفافيت و نظارت و نقد و بررسى. بالطبع، در مجموعه اين مصاحبه ها و در كنار نقطه نظرهاى افراطى مى توان نكات درست و تأملات دقيقى را ديد كه گرچه تلخ و گزنده اند، اما گردانندگان دفتر شعر جوان مى توانند با درنگ و بازانديشى در آن نكات در آينده ى فعاليت هاى دفتر به افق هايى روشن تر برسند.
شك نيست كه بسيارى از شاعران جوان در دو دهه اخير با دفتر مرتبط بوده اند و از اين ارتباط در مسير بالندگى بهره ها برده اند، شك نيست كه زنده ياد قيصر امين پور تا واپسين روزهاى زندگى پربارش از سياستگزاران دفتر بوده است، امادر اين نيز شك نيست كه نمى توان در پاسخ هر انتقادى درست يا نادرست فورا به نام قيصرپناه برد و با ايجاد فضايى عاطفى از پاسخ طفره رفت، اين نكته اى است كه در مصاحبه ى شاعر ارجمند و مدير دفتر شعر جوان با روزنامه ى شرق بيش از همه به چشم مى آيد، حتى در تيترى كه روزنامه براى مصاحبه برگزيده (امثال اينها " قيصر" را از حوزه هنرى اخراج كردند)و در مقدمه ى مصاحبه گر، كه با اين جملات آغاز مى شود:" در ميان شاعران انقلاب، رفاقت ديرينه مرحوم قيصر امينپور و محمدرضا عبدالملكيان زبانزد همه است. كسانى كه اين دو بزرگوار را مىشناسند از دوستى و حشر و نشر اين دو تا زمانى كه قيصر حيات داشت باخبرند. شايد همين دوستى هم موجب شد كه محمدرضا عبدالملكيان "جايزه كتابسال شعر جوان" را به نام دوست درگذشتهاش قيصر امينپور آذين ببندد و نام او را كه زنده است، همهساله حياتى ديگرگون ببخشد. باوجود آنچه گفته شد اما، اين روزها نام اين دو رفيق ديرين از جانب دو رسانه، روبهروى هم قرار داده شده و گروهى فرياد وامصيبتإ؛ّّعة سردادهاند كه به قيصر امينپور توهين شده است. آن هم از جانب يار ديرينش محمدرضا عبدالملكيان..."
راستى اگر قرار بر چنين شيوه اى است، بهتر است به هيچ انتقادى پاسخ داده نشود. به فرض كه همه ى منتقدان دفتر چشم به بودجه ى وسوسه انگيز دفتر از وزارت ارشاد دوخته اند و در پى مصادره دفتر در سوداى رسيدن به آب و نانى باشند، بالأخره بايد تكليف خود را با اين فرض بنيادين روشن كرد كه نامگذارى يك جايزه به نام يك شاعربه معناى تأكيد بر سنخيت گزينش ها و شيوه ى داورى با رسم و راه و شعر و شخصيت آن شاعر است، هم چنين بايد به اين نكته انديشيد كه آيا نفس حضورو همراهى شاعرانى چون قيصر در دوره اى از كار دفتر، به منزله ى بيمه ى ابدى همه ى فعاليت هاى دفتر و جنبه ى قدسىيافتن آن است؟ و صادقانه بايد از خود بپرسيم كه طرح ماجراى اخراج قيصر از حوزه ى هنرى در قضيه ى چقدر صادقانه است! بنابر شواهد انكارناشدنى يعنى بيانيه ها ى جمع اخراجى از حوزه و مصاحبه ى مفصل قيصر و هجويه ى معروف حسينى(بگو...) ، آن خروج و اخراج بر سر پافشارى جمعى از جوانان شاعر و نويسنده ى شيعى بر سر آرمان هاى انقلابى و ضد سرمايه دارى بود كه با استناد مدام به مواضع عدالتخواهانه ى حضرت امام همراه مى شد، آيا هم اينك نيز دوستان دفتر از پى پافشارى بر همان آرمان ها و ايمان ها دچار ابتلا و رنج و آماج اتهام و افترايند، يا نه ، ماجرا چيز ديگرى است؟
اين ها نكاتى است كه دلسوزان دفتر شعرجوان و خانه ى شاعران بايد در خلوت خود و خداى خود، فارغ از خط كشى هاى سياست زده و جنگ و جدل هاى مادى و نفسانى فلان و بهمان به آن بيانديشند تا با رسيدن به ارزيابى هاى واقع بينانه، صريح و فارغ از هرگونه نهان روشى، تكليف را با خود و ديگران روشن كنند و دستمايه ى گشايش هاى افزون تر در كار شعر و شاعران اين مرز و بوم قرار دهند، وگرنه همه مى دانند كه ليبرال ترين دولت هاى جهان نيز در قبال حمايت هاى مادى خود انتظارات و توقعاتى دارند و اگر مجموعه اى آن چنان ارزش مدار و آرمانگراست كه برآوردن توقعات دولتِ حامى را برنمى تابد، بايد عسرت و محروميت مادى را به جان پذيرا شود، اين نكته از بديهيات وادى سياست و فرهنگ است.
حواشى ادبيات
محمدرضا عبدالملكيان:
توصيه پروندهسازان به تقوا و آخرت انديشى
١
در چند سال پايانى حيات قيصر و سيدحسن حسينى، همين موضعگيرىها كه امروز مىبينيم درباره آنها هم بود. مطبوعات آن زمان را ورق بزنيد و مطالبى را ببينيد كه از اين دو با عنوان دگرانديش و با علامت سوالهاى فراوان ياد شده است. اين دو توسط كسان ديگرى از همين جريانهاى بستهنگر كه اينك تندگويى و بىانصافى مىكنند، آن زمان مورد تهاجم چنين باورهايى قرار مىگرفتند. تنها پس از درگذشتشان بود كه به اقتضاى شرايط، صحنه دگرگون شد و آنان زبان به كام كشيدند.
بعد از درگذشتشان؟
اين را هم در پرانتز بگويم كه قيصر امينپور و حسن حسينى در دهه ٦٠ از حوزه هنرى به يك معنا اخراج شدند. قيصر در اواخر دهه ٧٠ از "سروش نوجوان" به جرم استفاده از عكس منوچهر آتشى كنار گذاشته شد. قبل از چاپ مجله به او تاكيد شده بود كه عكس منوچهر آتشى را كنار بگذارد اما قيصر زير بار نرفته بود.
البته اين تنگنظرىها هميشه بوده است! ... خب! همينها اگر امروز در قيد حيات بودند از گزند قلم و باورهايى از اين دست مصون نمىماندند.
٢
هدف! پاسخ به اميال و خواستههاى شخصى است. نگاه اين افراد اين است كه اگر ديگران در صحنه باشند، جا براى من تنگ مىشود و براى اينكه من شاعر برگزيده باشم بقيه بايد حذف شوند. پس بهتر است ديگران نباشند و فرصتى در اختيارشان قرار نگيرد. شما خيلىها را مىبينيد كه عضو دهها شورا و ستاد و فعاليتهاى گوناگون ادبى هستند و اگر يك جا نباشند احساس مىكنند حقشان تضييع شده. عرضم اين است در مملكتى كه ٥٠٠ شاعر فعال دارد؛ اگر امكانات منصفانه تقسيم شود به هر نفر چقدر بايد امكانات داده شود؟ اينها خواستههاى نفسانى غيرمنطقى است كه خيلى با ماهيت شعر سازگار نيست و يك هنرمند فعال كه هدف او خلق آثار متفاوت است، نمىتواند از طريق شعر نيازهاى شخصىاش را تامين كند و شاعر برجستهاى هم قلمداد شود. در گزارش پايانى جايزه به عنوان دبير متنى را خواندم كه عينا بخشى از آن را نقل مىكنم: "شاعران جوان بايد به جشنوارهها و جايزههايى از اين دست بهعنوان يك گذرگاه نگاه كنند و نه يك منزلگاه. اگر سرشت و سرنوشت شعر براى آنها جدى است بايد چشماندازهاىجدىتر و سقف پروازى بلندتر را مدنظر قرار دهند. فراموش نكنيم كه شعر با تمام مهربانىهايش، شاعر را با تمام وجود براى خودش مىخواهد. بنابراين اگر شاعر در پى تريبون، جايزه و موقعيتهاى ديگر باشد، به طور حتم و به تدريج شعر از آن شاعر فاصله خواهد گرفت..." بسيارى از ماجراهايى كه اتفاق مىافتد ناشى از اين است كه بخشى از شعراى ما به چنين فرصتهايى به عنوان منزلگاه نگاه مىكنند.
٣
"دفتر شعر جوان" براى مجموعه فعاليتهايش با خيلى از دستگاههاى فرهنگى در تعامل است. به طور مشخص عرض مىكنم از آغاز فعاليتهاى دفتر در سال ٦٨، يكى از حاميان ما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بوده است و برخى ديگر از نهادهاى فرهنگى.
در مجموع و با تعامل با دستگاههاى گوناگون فرهنگى از جمله وزارت ارشاد، همواره از مساعدت آنها به صورت نسبى برخوردار بودهايم. اگرچه همواره درباره عنوان و اجزاى برنامه هم از ما پرسيدهاند بهطور مثال در زمان مديريت آقاى صفارهرندى كه به اعتقاد من به عنوان يك مدير فرهنگى نگاهى منطقى و منصفانه داشت، در مورد حضور برخى آدمها كه اسم برديم سوال جدى برايشان پيش آمد، اما پس از توضيحات ما، بعد از چند جلسه اين طور گفتند كه فعاليتهاى فرهنگى ما بايد مجالى فراهم كند براى كسانى كه عناد ندارند. به يك معنا مىشود گفت كه در سال پايانى وزارتشان همكارى خوبى هم داشتيم. در مجموع از سال ٦٨ تاكنون با معاونت و وزراى ارشاد در تعامل بودهايم و از مجموعه فعاليتهاى ما هم راضى بودهاند... تا آنجا كه ما از وزارت ارشاد شناخت داريم و با توجه به سابقه فعاليت و نقش موثر دفتر شعر جوان در ارتقاى شعر امروز كشور حمايت از مجموعه ما منصفانه و منطقى است و توسط هيچ ديد منصفى نمىتواند ناديده گرفته شود.(ازمصاحبه با شرق)
معاون امور فرهنگى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى:
هر حمايتى بايد توأم با نظارت باشد.
درباره قضاياى اخير و بده و بستانهاى رسانهيى درباره دفتر شعر جوان بهنظر مىرسد حرف غلط و نادرست با سخن صحيح و درست ممزوج شده است و اگر دخالت معاونت امور فرهنگى وزارت ارشاد نبود، اين رويه ابعاد گستردهاى به خود مىگرفت.
به هرحال چه چون و چراى شخصى به اين مسأله دامن زد و يا يك خبرگزارى با نگاه اصولگرايانه به اين موضوع پرداخته است، نمىتوان واقعيتها را كتمان كرد. دفتر شعر جوان با نيت خوبى آغاز به كار كرد و وزارت ارشاد هم اگر از آن حمايت كرده، با توجه به اين نيت بوده؛ اما هر حمايتى بايد توأم با نظارت باشد. در دورهاى اين نظارت جدى گرفته نشده و اين دفتر از اهداف اصلى و اوليه خود دور شده و اين رسالت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه وظيفه نظارتى خود را اعمال كند. اين دفتر در سال ٨٩ با اين نظارت مواجه شد و حتا با اينكه قراردادهايى هم با معاونت فرهنگى وزارت ارشاد داشت، بهدليل اعمال نظارت، هرگونه پرداختى متوقف شد. يادداشتى بر روى گزارش فعاليت آنها كه در سالهاى گذشته ارائه شده بود، از سوى بنده نوشته شد و تذكراتى هم داده شد. اين يادداشت معطوف به اين بود كه دفتر شعر جوان بايد مسير خود را اصلاح كند و اهداف مورد نظر را به اين دفتر مجدداً يادآور شديم. بدون هرگونه هياهويى در آن يادداشت عنوان شد كه اين دفتر از اهداف اوليه خود كه اعتلاى شعر انقلاب و تربيت شاعران انقلابى است، دور شده است.
مدير دفتر شعر جوان بيش از ده نامه به وزير و قائممقام وزير در امور شعر و ادب در سال ٨٩ و ٩٠ نوشت و به شدت اظهار گلايه كرد مبنى بر اينكه درى برخلاف معاونت قبلى، از دفتر شعر جوان حمايت نمىكند و حتا دستور پرداخت قراردادهاى حمايتى دوران معاونت قبلى را صادر نمىكند و فعاليتهاى اين دفتر متوقف و رو به تعطيلى است.
بنده توصيههاى زيادى به ايشان كردم. حتا هرگونه كمك به اين دفتر را مشروط به رعايت مصالح وارزشهاى انقلاب كرديم و در هفته كتاب امسال اين شروط بهصورت كتبى هم شد. البته در ارزيابى فعاليتهاىدفتر شعر جوان نبايد دچار افراط و تفريط شد.
ما جنبه پدرانگى خود را اعلام كرديم و معتقديم حمايت از مراكز فرهنگى خصوصى بايد توأمان با جهتدهى و نظارت باشد. دفتر شعر جوان نيز به اعتبار سابقه شاعرانى چون قيصر امينپور، حسن حسينى و نيز زحمتهايى كه آقاى عبدالملكيان در عرصه شعر انقلاب كشيده است، شايد در دورهاى مورد نظارت جدى قرار نگرفته است؛ اما بايد با اصلاح مسير خود و توجه جدى به انتقادهاى منصفانه و دلسوزانه، طرحى نو دراند.(ايسنا)
محمدعلى بهمنى:
شعرها ى ما، ادعاهاى ما
نبايد ميان جوايز مختلف هنرى مرزى قرار داد. اگر به شعر بينديشيم، حضور همة ديدگاهها براى يارى رساندن به شعر فارسى، قابل قبول است. حتى من برخورد برخى افراد را هم نمىپسندم كه مىگويند:"فلان جايزه دولتى است يا غير دولتى است و من در آن شركت نمىكنم"، چون اگر نگاه بستهاى در جايزه و جشنوارهاى حاكم باشد، فرقى نمىكند كه دولتى باشد يا غيردولتى. اين نام گذارىها از طرف گروههاى مختلف، نوعى بى انصافى است. دولتها بايد مدافع هنر باشند. اگر كه يك جايزة ادبى و هنرى توسط افراد به اصطلاح غيردولتى برگزار شود، آيا اين به زيان دولت است؟!
دستاورد اين گونه جوايز و جشنوارهها پربار شدن كارنامة فرهنگى و هنرى كشور است. هر كسى كه برگزار كند با هر ديدگاهى، مشروط بر اين كه براى ادب و هنر اين سرزمين يارى رسان باشد، قابل قبول است. مخالفتهاى گروهها و نحلههاى مختلف ادبى با يكديگر براى ادبيات زيان رسان است و شاعران نبايد درگير مقولات سياسى و غير ادبى شوند. افراد از هر ديدگاه و نحلة فكرى كه به هنر بپردازند، كوله بار فرهنگ و هنر سرزمين شان پربارتر مىشود.
بياييم به جاى بيان كردن سخنانى اين چنين، يك شعر بگوييم و اين شعرهاى ماست كه سنجيده مىشود، نه ادعاهاى ما."(اطلاعات)
بيگى حبيب آبادى:
شعر را به سمت و سوى سياسى نكشانيم
"معتقدم همه اين مباحث با گفت وگو حل مىشود و نبايد عرصه فرهنگ به سمت و سوى سياسى كشيده شود. اين تقابل در نهايت به ادبيات كشور لطمه خواهد زد، بدون شك دفتر شعر جوان بايد فرصت دفاع از خود را در مطبوعات داشته باشد و رسانهاى كردن برخى مسائل، سبب كدورت بين ديگر شاعران خواهد شد. هم جشنواره شعر فجر و هم دفتر شعر جوان به لحاظ عملكرد و اهداف، تعريف خاص خود را دارند و نبايد اين دو با هم تركيب شوند اما در نهايت هر دو در جهت بالندگى شعر تلاش مىكنند.از مطبوعات مىخواهم شعر و هنر را به عرصههاى ديگر نكشانند. (ايرنا)
شكارسرى:
شاعرى از خيابان هاشمى
"از آتش / چه مردان سبزى / چه مردان سبزى از آتش گذشتند."
"محمدرضا عبدالمليكان" به گفته مرحوم "سيدحسن حسينى" در كتاب با ارزش "گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس" همواره دغدغه بچههاى "خيابان هاشمى" گريبان وجدان و ذوق ادبىاش را رها نكرده است. او كه به گفته همان انديشمند فقيد، در انتقاد از مرفهان بىدرد و بادرد! و نگاه تمسخرآميز به زندگىهاى انگلى در شعر پس از انقلاب و به ويژه در برهه جنگ از طلايهداران است.
محدثى:
چندين دفتر براى طيف هاى مختلف
دفتر شعر جوان بد عمل نكرده بالاخره اين مجموعه در طى اين سالها تلاش و فعاليت كردهاند. يك نهاد اين چنينى در كشور نبوده و لازم بوده راه بيفتد. مصدر اين كار در دورههاى مختلف كسانى بودند مثل عبدالملكيان، مرحوم سيدحسن حسينى و مرحوم قيصر امينپور و اينها كسانى هستند كه از ارزشهاى انقلاب برآمدند و كارهاى ارزشمندى انجام دادند.
مشكل اينجاست كه در واقع بايد مثل دفتر شعر جوان بايد چندين دفتر داشته باشيم تا طيفهاى مختلف دفتر شعر جوان را پوشش دهد. طورى نباشد تعدادى از شاعران جوان رغبت رفتن به آنجا را نداشته باشند و اگر بروند با استقبال و گرمى پذيرش نشوند. الان به گونهاى است كه بسيارى از شاعران جوان انقلاب و كسانى كه بيشتر عطش و آتش و شور انقلاب و ارزشهاى انقلاب را دارند مقدارى حضورشان آنجا كمرنگتر است. گرايش دفتر شعر جوان و شيوه عملش طورى بوده كه موجب طرد يا عدم جذب شاعران جوان انقلاب شده و نبود اينها باعث آسيبهايى شده كه دفتر شعر جوان با آنها دست به گريبان است. اگر اينها گستردهتر عمل مىكردند و طيفهاى مختلف را مىتوانستند جذب كنند در نهايت به اين عملكرد يك سويه منجر نمىشد كه منجر به آسيبهاى وارد شده به جايزه قيصر امينپور شود.
وقتى بالاخره دفترى دارد اين جايزه را برگزار مىكند و منتسب به نظام هست و چه بسا از امكانات نظام كمك مىگيرد قطعا بايد متوجه خط قرمزها باشد. من نمىگويم خيلى محدود و بسته عمل كنند حتى بايد تا جايى كه امكان دارد و مىشود جذب حداكثرى داشته باشند و طيفهاى مختلف شاعران را شركت دهند اما جايى كه پاى خط قرمزها و ارزشها و موجوديت نظام مطرح مىشود قطعا بايد ضوابطى باشد تا براساس آن تعريف دفتر شعر جوان عمل كند.
مؤدب:
در ضرورت نقد درست
جناب عبدالملكيان بزرگ از مفاخر ادبيات دفاع مقدس هستند و عزيز همه ما و حرفشان هم درست است، خب نمى شود كه درست را نادرست ناميد! ممكن است سر نوع حمايت بحث باشد اما اصل حق فعاليت قابل انكار نيست و بايد هم محترم باشند و كسى بنا به انگيزه هاى نفسانى براى ايشان مزاحمت رسانه اى ايجاد نكند، نقدى هم اگر مى شود نقد علمى و درست باشد و با انگيزه اصلاح و در محل صحيح، مسئله اساسى كه به نظرم بايد به آن پرداخت اين گروه نيستند، بايد به آن روى سكه اتفاقا پرداخت. به سازمانهاى متعددى كه در حوزه فرهنگ بودجه و بروبيا دارند و كارى را كه به عهده آنهاست براىادبيات انقلاب اسلامى درست انجام نمى دهند. اين عزيزان هم اگر ادعاى ادبيات انقلاب كرده اند و بودجه گرفته اند و در عمل خلاف آن عمل كرده اند بايد نقد شوند در آن صورت هم طرف سوال بايد همان مسئولانى باشند كه حمايت كرده اند.
نظرى:
ديروزى پربارتر
اينها يك موسسه خصوصى هستند كه از نهادهاى دولتى كمك مىگيرند و انتظار نمايندگى همه شاعران از اين مجموعه درست نيست و نهادهاى حاكميتى بايد چنين نقشى را برعهده بگيرند. فكر مى كنم اين دفتر در سالهاى گذشته موفقتر از امروز بوده روزهايى كه قيصر امينپور و ديگران در اين دفتر بودند.
البته اكنون هم من معتقدم نپرداختن به حاشيهها و توجه به متن شعر براى شعر امروز و شاعران امروز مفيدتر است. شعر امروز ايران شعرى برخاسته از فكر و انديشه شاعران امروز و شعرى است كه در بستر انقلاب باليده شده است. توجه نكردن به شعر انقلاب بى توجهى به حقيقت شعر امروز است.
مظاهرى :
دفتر ديروز و امروز
دفتر شعر جوان و انجمن شاعران ايران ، فعاليتش به چند دوره تقسيم مى شود. مهم ترين نقطه عطف اين مجموعه تا روزى بود كه مرحوم " قيصر امين پور " در قيد حيات بود و همين حضور ايشان و استفاده ديگران از نفس و اتمسفر حضور " قيصر امين پور " ، باعث مى شد جو متعادل ترى حاكم باشد. بعد از فوت ايشان ، اتفاقاتى افتاد كه انگار فرصتى شد براى اينكه بعضى افرادى كه آنجا بودند در قالب چهره ديگرى و حتى در محافل رسمى اعلام موضع كنند...
البته اميدوارم براى اينكه خلاف حرف بنده را ثابت كنند به اصلى كه داشتند و آن ارزش هاى اصيل كه قبلاً دم از آنها مى زدند آرمانى كه از ابتدا بهانه شكل گيرى اين مجموعه بوده رجعت كنند و ديگر اينكه نگذارند اين ادعا كه پول بيت المال و پول دولتى را صرف اهداف شخصى و انديشه هاى خودشان مى كنند رواج بيشترى بگيرد و مبالغ و وجوهى كه از بيت المال گرفته مى شود براى صرف مواردى كه نظام مقدس اسلامى براى آن در نظر گرفته است صرف شود آن وقت مى شود عملكرد اين دفتر را قابل قبول تر دانست.
ارژن:
دفتر شعر جوان حكومتى است
ما مسئول كرده خويشيم و آنها نيز. ما را حكومتى لقب مى دهند حال آنكه خود با مؤسسات دولتى و شبكههاى دولتى قراردادهاى آنچنانى مىبندند. فحشش را ما مىخوريم و نانش را آنها. پايگاه انجمن شاعران ايران در دفتر شعر جوان و در ملك شهردارى تهران است. از محل بودجه وزارت ارشاد اسلامى اداره مى شود. انجمن شاعران ايران و دفتر شعر جوان بخواهيم يا نخواهيم حكومتى است و بايد افتخار آقايان باشد و اگر اين را افتخار نمىدانند اين ساختمان و اين مؤسسه را به اهلش بسپارند تا ببينيم آيا باز هم شنيده مىشود كه جايزه قيصرِ انقلاب اسلامى، اينگونه زير سؤال برود و اگر صدا و سيما جمهورىاسلامى ايران نبود، نشانى، يادى، خطى از ايشان بود؟ حضرات هماكنون هم به بركت مسائل سياسى سعى دارند ديده شوند.